وقتى كوشولو موشولو بودم
وقتى يه چيزى ميرفت تو چشمم
پلك بالاييمو مياوردم پايين و اين جمله رو ميگفتم: (گوساله در شو ننتو گرگ خورد) و با گفتن اين جمله آشغال از چشمم بيرون ميومد و آروم ميشد.
منم باخودم ميگفتم عجب نابغه اى هستم^_^
آره همچين گودزيلاى جيجرى بودم:-)))))
هه هه به خودتون بخندين
خاطرات خنده دار
بامامانم از بیرون میومدیم جا کفشی نگاه کرد دید داداشم با صندل رفته بیرون
برگشته میگه:هزار بار بهش گفتم وقتی میری بیرون کفش بپوش که یه وقت بیرون دعوات شد با لگد بکوبونی و شکم طرف بخوابه دیگه بلند نشه.
قیافه من:!!!!!!!!!! o_O
مامان دعوایی دارم من...
ای خــــدا . . .
ینی ما از معلم ادبیاتم نباس شانس بیاریم ؟ :(
داشت شعر معنی میکرد : رسید به کلمه "قـــافــلــه"
برگشته میگه : " با قـــــافــِ دو نقــطه " بنویسید :|
آخه استادِ من ، مگه قافـِ شیش نقطه ام داریم
مدیونید اگه فکر کنید یه بارم به سین گفت : سینِ سه دندونه :|
آقا تو این فیلما دیدین یکی سره یه موضوعی فردین بازی در میاره و چاقو میخوره؟بعدش با اونی که سرش چاقو خورده تریپ عشق است صحبت میکنه؟؟
آقا تو هفته ی پیش ما دیدیم دو نفر مزاحم یه زوجه جوونی شدن ما هم جو گرفتمون گفتیم بریم کمک.تو این گیر و دار نامردا یکیشون چاقو زد تو شکممو بعدش فرار کردن.بعد اون پسره و دختره که به خاطرشون چاقو خورده بودم اومده بودن بالا سرم تیریپ عشق است برداشته بودن.منم که از درد داشتم به خودم میپیچیدم یه دونه با پشت دست زدم تو دماغ پسره.آقا دماغش شکسته حالا اومده ازم دیه دماغشو بگیره!خدایی یه چاقو بکنم تو نافش بکشم تا زیر حلقش؟؟!
یه گودزیلا داریم 6 سالشه خخخخ
رفته بودیم مسافرت تو راه ماشینمون گیر کرده بود تو چاله....
یه دفه میگه: برای سلامتیه شیطونه که از سر راهمون بره کنار صلوات خخخخخخخخخخخخخ
ما:.......
ابلیس:........
گودزیلامون:...........
K : E @@@@@
صبح از خواب پاشدم داشتم آهنگ دلبر شیرین مهربون یارم رو میخوندم و میرفتم دستشویی ترققق 0_o یا پیغمبر گلدون مامانم ، افتاد شکست 0_o
یا خداااا ، کامران کشته ای ، کامران خاک تو سرت و دلبر شیرین خوندنت ،با اون صدای مسخرت
آجی کوشولوم اومد بالا گف : داداسی چلا جلیه میچونی ؟ به مامانی میجم دست من خولد بهس افتاد تا دعوات نچنه ^_^
من :^_^ الهی قربون آجی کوشولوم برم ، تو بهترین خوبی ،قربون اون بیسکویتای مادرت برم که اگر یه صبح نخورم میمیرم ، آجی مچکرم
اون : داداسی یکی از موزاتو میدی بخولم ؟؟
من :0_o باشنگ
موزو خورد برگشته میگه : داداسی بستنی خومزه هم بلام میخلی ؟
من :0_o باشنگ ،اصلا لواشکم برات میخرم فقط به مامان بگو خودت گلدونشو شکستیش
آبجیم : نههه داداسی مامانی گف : لواشک نخولم ملیض میتم ، بستنیشو هم خورد یه ساعت بعد مامانم اومد خونه دوید دوید رفت پیشش گف : مامانی مامانی داداسی گلدون خوجگلت رو خیلی دوس داستی شیکست تازشم بهم گف : اگر بگم من شیکستمش بلات لواشک میخلم ولی من نخولدم ، مامانم : کامران ن ن ن ن ن ن
ای خدااااا حامد کجایی اون تانکر اسیدو رو من خالی کن راحت بشم
صدامو داری؟ مهیار مشقارو مینویسه میگه
باخودکاری که اسمش بیکه بیکه بیک
که مینویسه میگه از فارسی که پیره
سوی ریاضی سینه خیز میره
(با لحن آهنگ سرباز وطن یاس بخونید) (راستی شعر ازخودمه)
دیروز گفتن برو نون بخر نرفتم امروز از بابام ماشین خواستم گفت حسن نیتتو ثابت نکردی!بابا مگه اینجا ژنوه ه ه ه ه ه هان؟
^_^* " حرف نزدن بهتر از زر زدن است " علامت اختصاصی مونا00
عموم اینا اومده بودن خونمون مامانم هم خیلی تدارکات دیده بود نمیدونم شام مفصل، میوه های رنگین و....شام که خوردیم عموم میخواست تعریف کنه از شام گفت :عجب نوشابه ی خوشمزه ای، عجب دوغ با کیفیتی و...
هیچی دیگه مامانمو میگی...
یه بارم دیدم برای یه دختره BMW بوق زد ولی دختره
ﺳﺮﺵ ﻭ
ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﮔﻔﺖ :
..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ، ﺑﺮﻭ ﺳﺮ ﮐﻮﭼﻪ
ﺍﻭﻣﺪﻡ ...
عاقا اونروز کلاس داستم دیرم شده بود بابای محترمم جلو تلویزیون دراز کشیده بود اخبار میدید رفتم پیشش میگم باباییییی دیرم شده منو میرسونی یا آژانس بگیرم؟ برگشته میگه من خوابم تا بیدار بشم طول میکشه زنگ بزن آژانس!!
من 0_o
بابا -_-
مامان :-)))))
یادش بخیر اون قدیما با داداشم یه بازی می کردیم به اسم خواننده بازی به این ترتیب که من اسم یه خواننده رو می گفتم داداشم باحرف اخراسمش یه خواننده رو می گفت بازی تو سه چهار دور تموم می شود اما الان 3هزاردور بازی می کنیم تموم نمیشه لامصب اسم هرکی رو میگی کم کم یه اهنگ خونده....
به سلامتی دانشجوهام
که وقتی دیدن بخاطر پایانامه ارشدم دو شبانه روز نخوابیدم و سرکلاس خوابم برده آروم همه پاشدن رفتن بیرون
نامردهای تک خور خب منم بیدار می کردین می بردید سفره خونه
اهای ذهن های منحرف از خدا بترسید نرفتن قلیون بکشن رفتن دیزی خوردن بدون من نامردهاااااااااااااااا
:(((((((((((((((((((((((
خو منم بیدار میکردین
ولی دمشون گرم حسابی خوابیدم
ساعت 8 صبح بود دانشگاه بودیم استاد داشت درس میداد همه تو چُرت بودیم یهو یه دختره جیغ زد گفت: مارمولک... مارمولک!!!بقیه دخترام تا مارمولکو دیدن جیــــــــغ کشیدن بعد پسرام شروع کردن به مسخره کردن دخترا که دخترا همینجورین از همه چی میترسن همه چیو الکی بزرگ میکنن ..دوباره استاد شروع کرد به ادامه درس!!ما دخترام که شیش دُنگ حواسمون به مارمولکه بود, حالا ما دخترا تو یه ردیفی نشسته بودیم که پسرا جلو ما بودن یهو دوستم خودکارشو برداشت آروم کشید رو گردن پسر جلویی پسره زااااااااااااااارت خوابوند پس گردنش(فکر کرد مارمولکَس) شیش متر پرید هوا صدا پس گردنی که به خودش زد انقدر زیاد بود چُرت همه پاره شد ...
یعنی پوکیدیم از خنده ...یه وقت فکر نکنید ترسیده بودااا نــــــــــه به قول خودش میخواس جَو کلاس عوض شه ^_^
گزارشگر: آقا شما برای یارانه ثبت نام می کنید
- نه
گزارشگر: بله در خدمت یکی از هموطنای خوب و فهیممون هستیم.میشه علت اون رو بفرمایید
- بله خواهش میکنم.به خاطر اینکه بابام ثبت نام میکنه. خخخ
گزارشگر: کصافط منو سرکار میزاری
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 21910
کل بازدید: 535370918










