دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  152135

وقتى كوشولو موشولو بودم
وقتى يه چيزى ميرفت تو چشمم
پلك بالاييمو مياوردم پايين و اين جمله رو ميگفتم: (گوساله در شو ننتو گرگ خورد) و با گفتن اين جمله آشغال از چشمم بيرون ميومد و آروم ميشد.
منم باخودم ميگفتم عجب نابغه اى هستم^_^
آره همچين گودزيلاى جيجرى بودم:-)))))
هه هه به خودتون بخندين

  152119

بامامانم از بیرون میومدیم جا کفشی نگاه کرد دید داداشم با صندل رفته بیرون
برگشته میگه:هزار بار بهش گفتم وقتی میری بیرون کفش بپوش که یه وقت بیرون دعوات شد با لگد بکوبونی و شکم طرف بخوابه دیگه بلند نشه.
قیافه من:!!!!!!!!!! o_O
مامان دعوایی دارم من...

  152108

ای خــــدا . . .
ینی ما از معلم ادبیاتم نباس شانس بیاریم ؟ :(

داشت شعر معنی میکرد : رسید به کلمه "قـــافــلــه"

برگشته میگه : " با قـــــافــِ دو نقــطه " بنویسید :|

آخه استادِ من ، مگه قافـِ شیش نقطه ام داریم

مدیونید اگه فکر کنید یه بارم به سین گفت : سینِ سه دندونه :|

  152066

آقا تو این فیلما دیدین یکی سره یه موضوعی فردین بازی در میاره و چاقو میخوره؟بعدش با اونی که سرش چاقو خورده تریپ عشق است صحبت میکنه؟؟
آقا تو هفته ی پیش ما دیدیم دو نفر مزاحم یه زوجه جوونی شدن ما هم جو گرفتمون گفتیم بریم کمک.تو این گیر و دار نامردا یکیشون چاقو زد تو شکممو بعدش فرار کردن.بعد اون پسره و دختره که به خاطرشون چاقو خورده بودم اومده بودن بالا سرم تیریپ عشق است برداشته بودن.منم که از درد داشتم به خودم میپیچیدم یه دونه با پشت دست زدم تو دماغ پسره.آقا دماغش شکسته حالا اومده ازم دیه دماغشو بگیره!خدایی یه چاقو بکنم تو نافش بکشم تا زیر حلقش؟؟!

  152040

یه گودزیلا داریم 6 سالشه خخخخ
رفته بودیم مسافرت تو راه ماشینمون گیر کرده بود تو چاله....
یه دفه میگه: برای سلامتیه شیطونه که از سر راهمون بره کنار صلوات خخخخخخخخخخخخخ
ما:.......
ابلیس:........
گودزیلامون:...........

  152038

K : E @@@@@
صبح از خواب پاشدم داشتم آهنگ دلبر شیرین مهربون یارم رو میخوندم و میرفتم دستشویی ترققق ‏0‎_o‏ ‏ یا پیغمبر گلدون مامانم ، افتاد شکست 0‎_o
یا خداااا ، کامران کشته ای ، کامران خاک تو سرت و دلبر شیرین خوندنت ،با اون صدای مسخرت
آجی کوشولوم اومد بالا گف : داداسی چلا جلیه میچونی ؟ به مامانی میجم دست من خولد بهس افتاد تا دعوات نچنه ^_^
من :^_^ الهی قربون آجی کوشولوم برم ، تو بهترین خوبی ،قربون اون بیسکویتای مادرت برم که اگر یه صبح نخورم میمیرم ، آجی مچکرم
اون : داداسی یکی از موزاتو میدی بخولم ؟؟
من :0‎_o ‎ باشنگ
موزو خورد برگشته میگه : داداسی بستنی خومزه هم بلام میخلی ؟
من :0‎_o ‎ باشنگ ،اصلا لواشکم برات میخرم فقط به مامان بگو خودت گلدونشو شکستیش
آبجیم : نههه داداسی مامانی گف : لواشک نخولم ملیض میتم ، بستنیشو هم خورد یه ساعت بعد مامانم اومد خونه دوید دوید رفت پیشش گف : مامانی مامانی داداسی گلدون خوجگلت رو خیلی دوس داستی شیکست تازشم بهم گف : اگر بگم من شیکستمش بلات لواشک میخلم ولی من نخولدم ، مامانم : کامران ن ن ن ن ن ن
ای خدااااا حامد کجایی اون تانکر اسیدو رو من خالی کن راحت بشم

  152023

صدامو داری؟ مهیار مشقارو مینویسه میگه
باخودکاری که اسمش بیکه بیکه بیک
که مینویسه میگه از فارسی که پیره
سوی ریاضی سینه خیز میره
(با لحن آهنگ سرباز وطن یاس بخونید) (راستی شعر ازخودمه)

  152019

دیروز گفتن برو نون بخر نرفتم امروز از بابام ماشین خواستم گفت حسن نیتتو ثابت نکردی!بابا مگه اینجا ژنوه ه ه ه ه ه هان؟


  152011

^_^* " حرف نزدن بهتر از زر زدن است " علامت اختصاصی مونا00
عموم اینا اومده بودن خونمون مامانم هم خیلی تدارکات دیده بود نمیدونم شام مفصل، میوه های رنگین و....شام که خوردیم عموم میخواست تعریف کنه از شام گفت :عجب نوشابه ی خوشمزه ای، عجب دوغ با کیفیتی و...
هیچی دیگه مامانمو میگی...

  151919

یه بارم دیدم برای یه دختره BMW بوق زد ولی دختره
ﺳﺮﺵ ﻭ
ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﮔﻔﺖ :
..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ، ﺑﺮﻭ ﺳﺮ ﮐﻮﭼﻪ
ﺍﻭﻣﺪﻡ ...

  151912

عاقا اونروز کلاس داستم دیرم شده بود بابای محترمم جلو تلویزیون دراز کشیده بود اخبار میدید رفتم پیشش میگم باباییییی دیرم شده منو میرسونی یا آژانس بگیرم؟ برگشته میگه من خوابم تا بیدار بشم طول میکشه زنگ بزن آژانس!!
من 0_o
بابا -_-
مامان :-)))))

  151864

یادش بخیر اون قدیما با داداشم یه بازی می کردیم به اسم خواننده بازی به این ترتیب که من اسم یه خواننده رو می گفتم داداشم باحرف اخراسمش یه خواننده رو می گفت بازی تو سه چهار دور تموم می شود اما الان 3هزاردور بازی می کنیم تموم نمیشه لامصب اسم هرکی رو میگی کم کم یه اهنگ خونده....

  151840

به سلامتی دانشجوهام
که وقتی دیدن بخاطر پایانامه ارشدم دو شبانه روز نخوابیدم و سرکلاس خوابم برده آروم همه پاشدن رفتن بیرون
نامردهای تک خور خب منم بیدار می کردین می بردید سفره خونه
اهای ذهن های منحرف از خدا بترسید نرفتن قلیون بکشن رفتن دیزی خوردن بدون من نامردهاااااااااااااااا
:(((((((((((((((((((((((
خو منم بیدار میکردین
ولی دمشون گرم حسابی خوابیدم

  151818

ساعت 8 صبح بود دانشگاه بودیم استاد داشت درس میداد همه تو چُرت بودیم یهو یه دختره جیغ زد گفت: مارمولک... مارمولک!!!بقیه دخترام تا مارمولکو دیدن جیــــــــغ کشیدن بعد پسرام شروع کردن به مسخره کردن دخترا که دخترا همینجورین از همه چی میترسن همه چیو الکی بزرگ میکنن ..دوباره استاد شروع کرد به ادامه درس!!ما دخترام که شیش دُنگ حواسمون به مارمولکه بود, حالا ما دخترا تو یه ردیفی نشسته بودیم که پسرا جلو ما بودن یهو دوستم خودکارشو برداشت آروم کشید رو گردن پسر جلویی پسره زااااااااااااااارت خوابوند پس گردنش(فکر کرد مارمولکَس) شیش متر پرید هوا صدا پس گردنی که به خودش زد انقدر زیاد بود چُرت همه پاره شد ...
یعنی پوکیدیم از خنده ...یه وقت فکر نکنید ترسیده بودااا نــــــــــه به قول خودش میخواس جَو کلاس عوض شه ^_^

  151808

گزارشگر: آقا شما برای یارانه ثبت نام می کنید
- نه
گزارشگر: بله در خدمت یکی از هموطنای خوب و فهیممون هستیم.میشه علت اون رو بفرمایید
- بله خواهش میکنم.به خاطر اینکه بابام ثبت نام میکنه. خخخ
گزارشگر: کصافط منو سرکار میزاری