تاریخ انتشار : ارديبهشت 1393
وقتى كوشولو موشولو بودم
وقتى يه چيزى ميرفت تو چشمم
پلك بالاييمو مياوردم پايين و اين جمله رو ميگفتم: (گوساله در شو ننتو گرگ خورد) و با گفتن اين جمله آشغال از چشمم بيرون ميومد و آروم ميشد.
منم باخودم ميگفتم عجب نابغه اى هستم^_^
آره همچين گودزيلاى جيجرى بودم:-)))))
هه هه به خودتون بخندين











.gif)
.gif)