دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  151797

دیروز خواهرزادم اومده خونمون میبینم دستاشو گذاشته پشت سرش میگه خااااللله برات جایزه آوردم به مناسبت تقویم روز مادر :-)
منظورش تقدیم کادو به مناسبت روز مادر بود یعنی عاشقشم با این حرف زدنش و معرفتش که عزیزترین چیزشو برداشته آورده واسه خالش به مناسبت روز مادر.

  151782

K : E @@@@@
امروز داشتیم نهار میخوردیم مامانم گف : کامران مادر سرتو کوتاه نمیکنی؟؟
من : چرا خو ؟ موها به این خوجگلی،سون زدمشون ببین چه خوجگیلم^_^
مامانم : کامران من سون و پانل و محصولات تبرک حالیم نمیشه ، تا شب کوتاشون میکنی ، شدی جوجه تیغی
من : باشنگ
الهام : کامران چرا الکی ده پونزده تومن بدی موهاتو کوتاه کنی ؟؟خودم برات کوتاه میکنم ^_^
من : الهام نگو ، سر من فنی حرفه ای که نیست که،میزنی خرابش میکنی
الهام : کامران به خدا من خودم همیشه سر بابامو میزنم ^_^
من :خخخخ بابای تو که کچله ، موش کجا بود تو بخوای بزنی
الهام : خوب یکم دور سرش هست ،همیشه با ماشین میزنمشون بعدشم بابا خودت کچله ^_^ بابام : ‏0‎_oآخه گوساله تو که بابات کچله غلط میکنی باباش رو مسخره میکنی تا به من بگه کچل ^_^
خلاصه قبول کردیم خط گردنم رو بزنه و دست از سرم برداره
الهام خانم پشت گردنمو زد ، احساس کردم داره میاد بالا تر
من : الهام داری چکار میکنی ؟؟
الهام : وای کامران فکر کردم سر بابامه باید همشو بزنم ببخشید
هعی ی ی ی دیدم کار از کار گذشته گفتم همشو بزن ، کارش تموم شد نگاه آینه کردم زدم زیر گریه
الهام : کامران اشکه شوقه ؟ میدونستم خوشت میاد ، ببین چه خوجگل شدی ؟
آبجی کوچولوم : داداسی ؟
من : جانم ؟
آبجیم : خاک تو سر زن ذلیلت انگار کیوی شدی ^_^
مامانم :اهوم اهوم اهوم ،
من : مامانم شما چرا گریه میکنی؟
مامانم : یاد بابات افتادم تازه از سربازی اومده بود اومد خواستگاریم همین جور بی ریخت شده بود 0‎_o وای من فردا نمیرم دانشگاه ه ه
حامد داداش کجایی؟

  151776

K : E @@@@@
دیشب داشتیم فیلم آرنولد می دیدیم
الهام : کامران تو چرا نمیری بدنسازی بازو دربیاری ؟ مثل این بچه خوجگل سوسولایی ^_^
من : دختر ول کن ، من وقت این کارارو ندارم
الهام :خیلی بدی ، اصلا هم تو دوسم نداری وگرنه میرفتی بدنسازی
من : باشنگ باو فردا میرم ثبت نام میکنم خوبه ؟
الهام : آورین آورین
چند دقیقه بعد ، الهام : کامران رفتی بدن سازی قوی شدی منو میزنی ؟؟ آره هر روز منو میزنی ، چطور دلت میاد منو بزنی ؟؟ اصلا مهرم رو میزارم اجرا ، قانون حقمو ازت میگیرم
من :0‎_o
الهام : (مظلوم) کامران باهات قهلم اصلا هم باهاتم آشتی نمیکنم
من : قربونت برم خو کوشولو چکار کنم آشتی کنی ؟
الهام : پاستیل ؟^_^ من : میخرم
الهام : لواشک ؟^_^ من : میخرم
الهام : آلوچه تلش تلش ؟ من :میخرم
الهام :مچکرم آشتی ^_^ بلند شو بریم مغازه
الهام : کامران حالا نمیشه بری بدن سازی ولی کتکم نزنی ؟
من : الهام م م م م م م
الهام : خخخخخ فراررررر هر کی دیر تر رسید باید فردا شام بده ه ه ه

  151775

پسر عمم به مامانبزرگم میگه: مامانبزرگ موز دارید؟
بابابزرگم مثلا خواب بود پا شد از جاش
گفت :داریم نمیدیم شب مادر نه اینکه صدهزار تومن پول دادی
توقع موزم داری!!!! یه لحظه فکر کردیم مامانبزرگم بهش یاد داده که دیدیم دمپاییش پرت شد طرف بابابزرگم و بابابزرگم دوباره خوابید!!!! عشقشون منو کشته
شب مادرو دقت داشتی تازه نکته انحرافیش اینجا بود که فهمیدیم روز پدر نزدیکه ما که به فکر کادو افتادیم شما خود دانید!!!!
موز:-|
کادو روز مادر:˚_˚‖
کادو روز پدر:o_o"
گرونی::-D
ما::-)
ما که نتونستیم بخندیم ترسیدیم پرتمون کنه بیرون شما خواستید بخندید :-)

  151769

من کلاس هفتم هستم یه با سرویس میرم میام سرویسمون یه اتوبوسه بچه های سرویس هم یه 50نفری میشیم.
یه روز سرویس کارداشت نیومد دنبالمون یه مینی بوس آبی رنگ اومد دنبالمون جلو پسرا انقدر ضایع شدن الان تو خیالشون میگفتن این دخترا که این طوری وایستادن مرسدس بنز میاد دنبالشون. ههههههیییییییی حالا این که چیزی نیست.
من از قصد چون میدونستم ایستگاه اول پیاده میشم زود سوار شدم رفتم آخر آخر نشستم 10نفر از بچه ها هم جا نشدن پیاده رفتن، آقا من پیاده شدنی کل مینی بوس خالی شدن که من بتونم پیاده بشم بعد سه ساعت کشید تا دوباره سوار بشن آییی خندیدم. حالا..
یه همسایه داریم به اسم فریبا جون ملقب به بی بی سی محله، دیده من از مینی بوس پیاده شدم اومده میگه دنیز جون دوس پسرت بود؟؟؟
منم هنگ کردم میگم چطور؟؟؟؟
میگه اخه با مینی بوس اومده سرویست اتوبوسه قرمز رنگه پلاکشم اینه نیست.
من خودم طرف صاحب اتوبوسیه پلاک ماشینو نمیدونه اون وقت بی بی سی محل ما میدونه.
من پرو تر از اون گفتم اره دوس پسر بود با مینی بوس اومده دنبالم تابلو نشتو محل.
آقا ما یه سالی تو محل سوژه شده بودیم دیگه.
دیوونه تر از من دیدی؟؟؟

  151766

*^_^* S Mohammad H72 سیدم *^_^*

ی روز داشتم تلفنی با بابام حرف میزدم، سر ی موضوعی بحثمون شد. منم اومدم مث این فیلمها کلاس بذارم، بدون خداحافظی گوشی رو قطع کردم.
عاغا چشمتون روز بد نمبینه. یهو دیدم عینهو این نیروهای ضربت وارد خونه شد، چشماش استخری از خون شده بود. گفت توله سگ گوشی رو رو من قطع میکنی؟؟؟؟ کمربندش رو وا کرد چشاشو حلقه کرد اومد سمتم، یعنی از ترس داشتم دیوار صاف رو بالا میرفتم ^_^
هیچی دیه ی بلایی سرم آورد که بعد اون هروقت باهاش تلفنی حرف میزدم با چن تا زبون ازش خداحافظی میکردم *^_^*

  151757

سوتی های اطرافیان:
مامانم:دوتا دختر داره دونه ای 14 سالشونه!

ناظم مدرسه:سرتونو کردید توی کبک!
اون لولو رو ممه خورد!

دبیر شیمی:سر منو کلاه مالیدن!
باتشکر ازشون که موجبات خنده و شادی مارو فراهم میکنن!

  151755

ﻳﺎﺩﺵ ﺑﺨﻴﺮ ﭘﺎﺭﺳﺎﻝ ﺭﻓﺘﻴﻢ ﻣﺸﻬﺪ ﺣﺮﻡ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎ
ﭘﺴﺮ داییم ﮐﺮﻣﺵ ﮔﺮﻓﺖ ﺑﺸﻴﻨﻴﻢ ﺭﻭ ﻭﻳﻠﭽﺮ !
ﻫﻤﻴﻦ ﻃﻮﺭ ﮐﻪ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﺑﺎﺯﻱ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻭﺭﺩﻳﻢ ﺭﻓﺘﻴﻢ ﺳﻤﺖ ﺣﺮﻡ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎ
ﭼﺸﻤﺘﻮﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﺪ ﻧﺒﻴﻨﻪ ﺣﻮﺍﺳﺵ ﻧﺒﻮﺩ ﮐﺠﺎﺱ
ﺍﺯ ﺭﻭﻱ ﻭﻳﻠﭽﺮ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﯾﺎﺩ ﭘﯿﺶ ﺑﻘﻴﻪ ﮐﻪ ﺩﻳﺪ ﻣﻠﺖ ﻳﺠﻮﺭﻱ ﻧﮕﺎﺵ ﻣﻴﮑﻨﻦ !
ﻳﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﻳﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﻭﻳﻠﭽﺮ ! ﺗﺎﺯﻩ ﻓﻬﻤﻴﺪ ﺟﻪ ﻏﻠﻄﻲ ﮐﺮﺩﻩ !
ﻧﺎﻣﺮﺩﺍ ﺍﻣﻮﻥ ﻧﺪﺍﺩﻥ ﺩﺭ ﺑﺮﻩ ﻓﻘﻂ ﺍﻟﺘﻤﺎﺱ ﻣﻴﮑﺮﺩ ﺑﺎ ﺷﻠﻮﺍﺭﺵ
ﮐﺎﺭﻱ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻦ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﺷﻔﺎ ﮔﺮﻓﺘﻩ
ﭘﻴﺮﻫﻨﺷﻮ ﺗﻴﮑﻪ ﺗﻴﮑﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﺁﺧﺮﺵ ﻃﻮﺭﻱ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻭﻳﻠﭽﺮ ﺗﺎ ﻫﺘﻞ ﺭﻓﺘﻴﻢ ...

  151742

دوستم خاطره ای رو تعریف میکرد از یکی از فامیلاشون که تو فیلیپین درس میخونه.......اون فامیله میگفت:موقعی که ما(خودش و بقیه ی ایرانیا) میخوایم تقلب کنیم,6ساعت طول میکشه به طرف بفهمونیم قضیه چیه................. :|
اماوقتی کره ای ها میخوان تقلب کنن یکی به اون یکی میگه:"جین جونگ" اون یکی هشت سطر مینویسه :|||
اصن وضعیته ها...........زبونشونم پر سرعته سوسک توله ها....... ^____^

  151739

چند روز پش با مادرم رفتیم مزون عروس خانومه فروشنده دفترشو باز کرده داره مدل هارو به همراه لباس و آرایششون بهمون نشون میده یهو من گفتم مامان این مدله چقد زشته مامانم میگه دخترم این خوده خانوم فروشندست....
منم با یه لبخند ملیح واسه اینکه ضایع نشم گفتم خب منم واسه همین گفتم...

  151737

اولین ضربه ی زندگیمو وقتی خوردم که از راه رسیدم دیدم
مامان بزرگم داره با ادکلنی که دوس دخترم از انگلیس آورده پشه میکشه :|

  151720

یه شب ایرانسل اس داد : تبریک!77 دقیقه مکالمه رایگان ایرانسلی یک روزه از 1 بامداد تا 7 صبح به شما تعلق گرفت.مخاطبمون که خواب بود :-( منم حیفم اومد استفاده نکنم ! گوشی داداشمو ازش گرفتم و طی یک عملیات شبانه از ساعت 1 تا 2:17 به خطش زنگ زدم و همینجوری گذاشتم..مکالمه رایگانم که تموم شد خوابیدم !! ایرانسل صبح اس داد: خعلی پستی ...
من :-)))
ایرانسل :-(((

  151703

^_^*"حرف نزدن بهتر از زر زدن است" علامت اختصاصی مونا00
من ی خواهر زاده دارم سه سالشه
امروز داشت نقاشی میکشید بهتره بگم خط خطی میکرد, بهش گفتم خاله خط خطی نکن قشنگ بکش
برگشته میگه مگه تو مریم جونی (مربیش)??گفتم نه, میگه پس تو یکی رو اعصابم تک چرخ نرو, حوصله تو یکی رو دیگه ندارم,.
من :|
گودزیلا :-P

  151689

آقا ما یه گودزیلا داریم دیشب سرماخورده بود لباس زیاد پوشیده بود بهش میگم دایی کاپشنتو در بیار گرمت میشه.برگشته میگه این کاپشن نیست سویشرته یعنی تو نمیدونی بی سواد
من تا 9سالگی کت و از کاپشن تشخیص نمیدادم

  151682

مخاطب خاصم قرار شد بره سربازی دفترچشم پست کرد اما 4روز مونده به اینکه بخواد تاریخ اعزام بیادگفت من نمیــرم نمیتونم تنهات بذارم... رفت دانشگاه غیرانتفاعی ثبت نام کرد که نره!اونم تو بی پولی
بهش گفتم چرا اینکارو کردی بالاخره که باید بری!
گفت آره ولی تا نگیرمت نمیرم!!!
مخاطب خاص دیوونس من دارم!؟
سلامتیش بزن لایکو