مامــوت خوجـــله ی بــالــای ســایــت تــو جــزایــر لـانگـــر هــانســـم اگــه دروغ بگـــم o_O
با بچــه هــا رفتـــه بــودیــم پــارک بـــعــد یکی از بــچه هــا همـــون روز رفتــه بود آیفون 5 اس خـــریـــده بـــــود (بعـــلـــه ^_^ پَ چــی؟؟ ^_^)
خــلاصــه داشــتیم درباره گــوشـــی میحرفـــیدیم که یکـــی از دختــــرایی که تو پارک بـــاش آشنـــا شده بــودیـــم،
گفت:عــــه واااااااا.گــوشـــی منــــم ایــن ســـیبه روشــه ولی سیب مال من کامــلــــه o_O
اینجــــا بیمارستــان بچــــه ها شکـــمشـــون جــــر خــورده اوردیـــم عمـــل کنن ای لـــاو یـــو پــی ام ســـی ^_^
خاطرات خنده دار
دیشب ساعت 2 نصف شب یکی دوستام /دخدر/ بم 1 شماره داد.منم ک گیج خاب تو خابو بیداری نفهمیدم گفت چیکار کنم شماره رو..برگشتم ب شمار اس دادم حالا متن پیامم:
سفاک چ7بتسنسفدطج
ب جان عمم خودمم نمیدونم چی میخاستم بنویسم...فق از "س"اولش میدونم سلامم دادم...بقیش قضاوت با خودتون
از اون دوست عزیزز اگه 4جوکی باشه عُرض خاهی موکونم....
اغا سلام اینجانب تو یه کتاب فروشی کار می کنم و چون خیلی ادعای با کلاس بودنم میشه تا طرف میخواد از مغازه بره بیرون میگم بسلامت خوش اومدید .چند روز پیش رفتم دکتر تا داشتم از مطب می اومدم بیرون ضمن خداحافظیهای مفصل (بله دکتر از آشناهاست که چی ؟؟؟؟) رو کردم به دکتر و گفتم با اجازه دکتر به سلامت خوش اومدین و این شد که باز هم ما به جرم خسارت زدن به اموال دکتر بر اثر گاز گرفتگیه بیماران در بازداشت به سر میبیرم .
قیافه من :@
قیافه دکتر 0-0
قیافه بیماران :))))))))
پسر خالم لوازم کامپیوتری داره دیروز رفتم پیشش کار داشتم باش یه دختره اومده بود میگفت عاقا ببخشید مودم فافایی دارید؟
من ۰_۰
پسرخالم e.e
سازمان جهانی آب 0.o
هیچی دیگه ، تموم وسایل توسط دندونای بنده ریز ریز شد بنده خدا دختره مودم نموند واسش قرار شد فردا بیاد بگیره!!!!
چند روز پیش داشتم از سرکار برمیگشتم حدود ظهر بود منم گشنه بودم شدید سوار اتوبوس شدم برم خونه یه خانم رو به روم نشسته بود تمام طول مسیر با زبونش بین دندوناش میگشت یه چی پیدا میکرد میجویید بعد میداد پایین فکر کنم وعده ناهارشو تکمیل کرد
منم که سیر شدم هیچ تا دو روز بعدشم سیر بودم
یه بارم داشتم از مدرسه برمیگشتم , سوار اتوبوس شدم. یه دختر سانتی مانتال و هم سن و سال خودم هم سوار شد.. شروع کرد به من زیر چشمی نگاه کردن و زیر لب خندیدن .. آخه چشام خر داره .. ^_^
منم با اعتماد به نفس بهش چشمک زدم ^_^
بعد دیدم یه پیرزنه داره بهم چپ چپ نیگا میکنه .. :|
منم هی تند تند چشمک زدم که فکر کنه تیک دارم ..
خلاصه وقتی پیاده شدم از بس چشمک زده بودم چشمم جایی رو نمیدید..
تو رو خدا اونجوری نیگام نکنید معذب میشم !!! :)) ^_^
امروز رفته بودم بازار یکی از این دست فروشها پیرهن مردانه داشت وایسادم نگاه کردن طرف گفت واسه شوهرتون میخاید گفتم آره، شروع کرد به تبلیغ کردن،منم یذره نگاه کردم گفتم ممنون خداحافظ.برگشت گفت بابا لااقل ازاین زیرشلواریا بخر براش،گفتم نه نمیخاد برگشت گفت بابا بیچاره است بیا جوراب ببر براش،من و چند تا خانم دیگه که اونجا بودن یه عالمه خندیدیم ولی خداییش دلم واسه شوهرم سوخت
فروشنده:(((
من^_^
شوهره بیچارره ام(که عاشقشم) :"(
اقو من ديروز رفتم دكتر ، قرص داده اندازه ناخن شصت پاي نوزادo.O
اونوقت ميگه هر شب يك چهارمش رو بخورO.o
به نظرتون خوب ميشم؟؟؟؟
چن وقت پیش داشتم بدو بدو مانتومو اتو می کردم که برم دانشگاه
اتو هم کنار دستم رو زمین بود
2-3باری هم افتاد رو فرش منم هی غر زدم و برش داشتم که احساس بو هایی کردم
دیدم عههههههههه فرش و کمی تا قسمتی سوزوندم
خودمو از تک و تا نینداختم و اتو رو جم کردم گذاشتم سر جاش
تا چندروز هم نه مامان بویی برد و نه بابا
منم خوشحال و شادمان که بالاخره گندکاریام پنهون موند تا فرداش که داشتم شال اتو میزدم
هی میگفتم خدایا این چرا می چسبه ؟درست اتو نمیکنه؟
کهههههه یاد گندکاریم افتادم
کارمم اورژانسی بود مونده بودم چه کنم؟
تسلیم نشدم
رفتم آب آوردم با آب پاش زدم به شال
بعد اون پرزای فرش که کنده شده بود گوله گوله رو شال می موند و با دست می کندمشون:))))))))))))
تجربه ی خوبی بود :)))
خاطره داداشم از سربازیش!
دوره آموزشی بود
موقع خاموشی بود .بچه ها همینجور داشتن با هم حرف میزدن . گروهبانه که مافوقشون بود میاد اول دعواشون میکنه و بعد تنبی! .میبینه افاقه نکرد . بعد نصیحتشون میکنه و کلی باهاش صحبت میکنه که اینا حرف نزنن و بگیرن بخوابن.:)
چن لحظه ای خوابگاه ساکت شد و گروهبانه هم خوشحال میشه و میگه آهــــــــــا این جوری ساکت باشیداااا.آفرییییین!!!
یکی از بچه ها میگه برای برقراری این سکوت اجماعا صلوااااااااااااااااااات!!
هیچی ! همه صلوات فرستادن دوباره همون آش و همون کاسه شد ^ـــ^
گروهبانه هم به افق پیوستـــــ......
K : E @@@@@
مامان بابام رفتن مراسم , الهام و داداشم و نامزدشم منو ول کردن رفتن پارک
منم واسه انتقام رفتم دوتا ترقه دینامیتی و سه تا از این موشکی ها خریدم , لامپاراو خاموش کردم منتظر شدم تا بیان
در وا شد , سریع موشکی هارو آتیش زدم ایییییی تققق اییییی تقققق ایییییی تقققق , دینامیتارو انداختم بووووم بووووم
خخخخ کیصافتا منو دس به سر میکنید , دیدم یه صدای آشنا میگه : یا پیغمبرررر زن فرار کن تروریستا ریختن تو خونه , جیغغغغغ , لامپو روشن کردم بابام رفت رفت دمببب خورد تو در افتاد زمین , نمیدونستم بخندم یا فرار کنم ^_^ بابام بلند شد دید من بالا سرشم یه حرفای بدی زد یه حرفای بدی , منم با رمز مقدس بابالی غلط کردم بابالی غلط کردم گریختم بیرون , بابالی غلط کردم درو باز کن دیگه حال ندارم تو حیاط بخوابم
تو اتوبوس یه پسر بچه ی حدودا سه ساله بود که داشت گریه میکرد و به مامانش میگفت چرا واسم شکلات نخریدی؟!
چه جیغ های بنفشی هم که نمیزد..
خلاصه کاسه ی صبر مامانش لبریز شد و با عصبانیت گفت آمپول میزنم ها ..
آقا یهو این بچه شلوارشو کشید پایین و گفت بیا بزن. منو از آمپول میترسونی؟!
منو میگی هنوز تو شوکم. اینا بچهَ ن؟ اینا اژدهان !!! ^_^
شبي تعرفم تموم ميشه،نيم گيگ ترافيك اضاف آوردم
يني خدا ميدونه چقد سعي كردم تمومش كنم...
ولي آخرش شكست خوردم...
وقت كم آوردم...يكم تهش موند،حيف:|
اقا یک دوستی داریم ما خیلی بی درو پیکره فقط همینو ازش میگم بسه
چهار روز مونده به عید نوروز بلند میشن میرن تو کلاس معلمشونم مجبور بوده کلاسو تشکیل بده بعد با لحن دوستانه برگشته گفته خب به خاطر چی شما اومدین مدرسه این دوست ما هم گفته به خاطر سر کچل شما اومدیم هیچی از مدرسه انداختنش بیرون طفلکی رو نتونست دیپلم بگیره منم رفتم یک سال بعد واسش امتحان بدم فهمیدن بهش صفر دادن معدلشم اومد زیر ده عمرا بتونه دیپلم بگیره
آقا دانشگاه کلاس آموزش والیبال گذاشته ما ساعت ۸ شب رفتیم دیدیم مربی نیومده خودمون شروع به بازی کردیم اواخر کلاس دیدیم پسری اومده گفت شما سانس دارید? ما هم گفتیم آره گفت قرار بوده بچه ها ساعت ۱۰ بیان ما هم گفتیم یه کم صبر کنی میان بعد از بازی تو رختکن دوباره پسره اومد و بعد از کمی صحبت تازه فهمیدیم ایشون مربی اند
خلاصه تو این سه چهار جلسه کلی چیز یاد گرفتیم هربار ما میریم ایشون نیست
البته مشکل از اطلاع رسانی دانشگاهه نه اون بنده خدا
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 20608
کل بازدید: 535348540










