دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  154214

دوستان، این شبکه نمایش تو عید داشت تبلیغ فیلم سینمایی {تایتانیک} رو میکرد.....حالا ببینید چی چی میگفت:
" فیلم سینمایی تایتانیک، پخش نسخه طولانی تر . . . !!! "
من D:
لئو ناردو دی کاپریو :|
سانسور O_o

  154212

قسمت دردناک زندگی اونجاست که استاد آدم تو دانشگاه تو یه دانشگاه دیگه همکار آدم باشه
قسمت دردناک ترش اونجاست که از دستش عصبانی باشی پشت سرش اراجیف بگی برگردی ببینی پشت سرته
هیچی خودم مودبانه برم درس حذف کنم سنگینترم
بدبخت شدم رفت

  154206

K : E @@@@@
مامان بابا رفتن مراسم قرار بود مخاطب فوق العاده خاصم (الهام بانو ) و نامزد داداشم (مریم ) نهار درست کنن , نهارو آوردن الهام : دی دی دی , غذای مخصوص سر آشپز
من : ای جون ن ن , شیر برنج با قرمه سبزی ^_^ اینقده دوس دارم
الهام و مریم : 0‎_o ‎0‎_o
من : چیه خو ؟
مریم : کامران خیلی بدی , خوب یکم برنج له شد شوما بایس آبرو منو ببرید
من : ا وااا باو من فکر کردم شیر برنجه خو خخخخ
دامبببب دشیک ,تق تق , ( صدای برخورد قابلمه بود با سر بنده ) منم حساسسسس قهر کردم بعد از ظهر الهام و مریم اومدن خودشون رو مثل گربه شرک کردن
اونا : کامیران قهلی ؟
من : اوره قهلم
اونا : آشتی بیکن ؟
من : آشتی نمیکنم
اونا : اگر ببریمت پارک همه چی واست بخریم آشتی میکنی ؟
من : موز هم میخرید^_^ ؟
اونا : اوره
من : پنج تا میخرید؟
اونا : باشنگ
رفتیم بریم پارک , اونا : کامران بریم مغازه برات همه چی بخریم ؟
من : نیکی و کریمی , بریم باو
رفتیم داخل مغازه با سی چهل هزار تومن چیپس و پفک و ... خریدن
من : باو کمتر بخرید خو خیلی گرون شدا
اونا : نه به دست آوردن دل تو بیشتر از اینا میرزه برو اون آخر چند تا بستنی موزی هم بخر
من : باشنگ ^_^ هر چی گشتم نبود , دخترا بستنی موزی نبود خو , دخترااا دخترااا ,پی کوشن , رفتم پیش مغازه دار گفتم پی کوشن ؟
گف : آقا رفتن گفتن اون چیپس پفکارو خودتون حساب کنید
بهشون زنگ زدم , گفتم دلامصبا تموم کنید این بازی کثیفو من قلبم خرابه
اونا : خخخخخ کامیار (داداشم ) الان میاد دنبالمون , ما رفتیم سینما بعدشم میریم پارک تو همون برو خونه ,تا تو باشی فرق برنجو شیر برنجو بفهمی
آبجی نسرین حامد که نیست حد اقل شوما یه بشکه اسید بریز رو من راحت بشم

  154195

سوار تاکسی شدم . .یه مسیر 500 تومنی . ...1000 تومن دادم به راننده . 3 تا شکلات بهم داده میگه بفرما اینم بقیش .......یعنی موندم چی بگم !!
یعنی از شدت تعجب لال شدم ......تازه به این و گفتم ملت میگن آره همشون اینطوری شدن .........
خدایا یعنی آلمان هم اینطوریه ........؟
خدایا ما داریم به کجا میریم آخه ؟؟!!
خدایا این سوژمونو بخیر کنه .....همین یه فقره کم مونده بود ...که الحمدولله اینم جور شد ....

  154191

یــکی از بــچه هآی مــآ خیــلـی مــخبر الــدولـس بـآ یــه حـآلت مــتفــکرآنه بــرگشــته ســمتم مــیـگه :تــو رو تــوی خــونـه چــی صـدآ مــیزنـن ؟؟؟
مــنم دیــدم طــرف خــیلـی شــوتـه بــا یـه حــآلت جــدی گــفتـم :خـب مـعلـومـه احــمدی^_^
مـیگـه : وآقعـــــن؟؟مــن فــک مــیکـردم تــو رو هــم مــث مــن تــوی خــونـه بـه اســم صـدآ مــیـزنـن نــع بـه فــآمیــل:|
الــآن در حــآل مــصرف 5 کــیلو شــیشه هــستـم اگــه جـنـآزمــو پــس فــردآ تــو جــوب پــیدآ کــردن تــلویــزیــون نــشــون داد، بــگین ک بــاعــثو بــآنــیش کــی بــوده .
بــآ لایــک نــوآزی خــود روح مــا رآ شــاد کنید.

  154162

رفته بودم 4 شنبه بازار
یارو داشت پرتقال می‌فروخت
برگشته واسه جذب مشتری می‌گه: فدایی داری آقا فدایی داری!
بعدا یکی اومده می‌گه شیرینه؟
فروشنده هه گفت‌ شیرین یکی بود فرهاد بردش!!!!!!!!!!!!!!!
من:!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
فروشنده:(((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((

  154155

سر کلاس تاریخ بودیم درسم زیاد بود دبیرم هی حرف میزد
مام خسته ساعت چهارم مدرسه بود بچه ها حوصله نداشتن کلا با هم حرف میزدم اصلانم توجه نمیکردن به دبیر اخرشم دبیر ناراحت شد گف اصلا من درس نمیدم خودتون بشینین بخونین
مام از خدامون بود هممون خوابیدیم 2دقه بعد دبیر دید هیچکس اصرار نمیکنه ک بگیم ن خانم توروخدا درس بده بدجور ضایع شد برگشت گف کتاباتونو باز کنید اصلا من عذاب وجدان گرفتم اه
ینی ما تا یه هفته رود بر شده بودیم از خنده

  154135

چند روز پيش زنگ زدم بيمارستان و خواستم وصل كنند به اتاق حسابداري كه برادرم اونجا كار مي كنه هيچي ديگه اپراتور محترم اشتباهي وصل كردن به زايشگاه و اونجا يه خانومه گوشي رو برداشت و گفت:يه لحظه گوشي، منم پشت خط بودم كه صداي داد و بيداد خانومايي كه داشتند زايمان مي كردند خيلي راحت شنيده مي شدنزديك 8 يا 9 نفر داشتن از درد زايمان جيغ و داد مي كردند هيچي ديگه من تهنا كاري كه بجز خنديدن مي تونستم بكنم اين بود كه دعا كنم بچه هاشون "پسر" باشه.

  154126

اولش در حد بازی کردن بود بعد کم کم رفت سراغ اینترنت دای اپ بعد رفت سراغ اینترنت پر سرعت و در اخر در کمال نا باوری رفت سراغ فیلتر شکن

این حکایت اشنایی پدرم با رایانه

  154117

صبح هوا خنک بود ، کت تنم کردم رفتم سر کار. ظهر که داشتم بر می گشتم هوا گرم شده بود. وقتی از وسط خیابون رد می شدم ، یکی داد زد : هی عمو. برگشتم دیدم با منه . گفتم بله .گفت: خر تب کرده گاو سینه پهلو. گفتم بله؟ گفت: این چیه تنت کردی هوای به این گرمی؟
بعد هم رفت و در افق ناپدید شد.
الان چند وقته وقتی کت تنم می کنم توی خیابون به اطرافم نگاه می کنم اون مرده نباشه.

  154115

یه سری با چند نفر از دوستان رفته بودیم بیرون...
بعدش رفتیم آب میوه بخوریم....
خلاصه هر کی یه چیزی گفت!
آب البالو _ آب هویج _آب پرتقال و....
منم تو حال خودم بودم برگشتن به من گفتن:
مهتا تو چی میخوری؟!
در کمال خونسردی گفتم: آبــــــــــــــــــــــــــــــــ مـــــــــــــــوز.... :)
دوستام :))) D:
من :|
آقاهه 0_0

  154101

امروز تو مدرسه بودیم یعد یکی از دوستام برگشته میگه بچه ها کی نرم افزار نرو رو داره?
اون یکی میگه نرو واسه گوشی میخوای یا کامپیوتر!!!!!!!!!!!!!!!
یکی نیس ازش سوال کنه اقا اگه تو حرف نزنی میگن لالی??????
هفتصدو پنجاه و سه دقیقه سکوت...

  154090

مخاطب خاصم زنگ زد:الو سلام خانومم.چطوری?
من: سلام آقاییم مسی .کجایی زود تند سریع جواب بده?
مهدی:پیش رفیقمم
من: آهاااا باشه پذیرفته میشود
مهدی: از دست تو. راستی مری( اسممو مخفف میکنه میگه مری )اسم این آهنگ جدید 2afm چیه رفیقم میخاد?
من: چی شد صدا قطع شد
مهدی: نمیدونم فک کنم آنتن رفت
من: چی میگی تو میگم چی شد صدا قطع شد
مهدی: به جون مریم مغازه دوسمم تو پاساژ میخای ز بزنم از مغازه ببینی آخه چرا اینطوری میگی قطع نشد که اصلا
من : ااااااااا مهدی میگم اسم آهنگش چی شد صدا قطع شد هس
مهدی: ااااااااا هه هه هه هه هه آخه اینم اسم آهنگه با این آهنگاشون زندیگیم داشت نابود میشداااا
من که دیگه جایی نبود گاز نزده باشم بنده خدا آقامون داشت سکته میکرد والا با این آهنگاشون

  154063

تو ماشین نشسته بودیم
من گفتم:
اه اه اه چه بوی فاضلابی میاد تو این محله
یه کم دقت کردم دیدم همه ی شیشه ها بالاست و کولر روشنه
بیشتر دقت کردم دیدم یکی از سرنشینای ماشین قرمز شده
داداش گلم منو ببخش
خواهش میکنم برگرد
بعید میدونم افق دیگه جا داشته باشه!

  154057

سال سوم بودیم تولد یکی از بچه ها بود براش تو کلاس جشن گرفتیم :
اولش که همه خیلی ریلکس و آروم نشسته بودن داشتن شیرینی میخوردند که یه دفه یکی از بچه اسپیکرشو روشن کرد و در یک ان همه ی اون بچه های باکلاس ریختن وسط رقصیدن اونم کجا ، تو کلاسی که طبقه پایینش اتاق مدیره و کلاس های اطراف هم دارن درس میدن . خلاصه مشغول رقصیدن بودیم که یه دفعه دیدیم معلم حسابانمون که تو کلاس با ما بود محکم درو گرفته گفتیم چرا اینکارو میکنی گفت مدیر پشت دره . 0 - 0
یه چند دیقه آقا معلم درو نگه داشت تا مدیر رفت پایین . یه چند دیقه بعد ما هم دیگه جم و جور کردیم مراسمو که یه دفعه مدیرمون تو میکروفون داد زد بچه های کلاس سوم ریاضی بیاید پایین تو حیاط ما هم خودمونو آماده کرده بودیم برای رفتن به مدرسه جدید.
ولی آقا معلم (م . ص) رفت تو کتاق مدیر نمیدونم داشت نازشو میکشید که اخراجمون نکنه ولی یه جیزی بهش گفت ترکید از خنده مدیرمون . خدا خیرش بده این معلممون رو خیلی با حاله خیییییییییلی . اخراج نشدیم هیچ یه توپ از دفتر کش رفت برامون اون زنگو فوتبال زدیم .