دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 154323

تاریخ انتشار : ارديبهشت 1393

چن وقت پیش داشتم بدو بدو مانتومو اتو می کردم که برم دانشگاه
اتو هم کنار دستم رو زمین بود
2-3باری هم افتاد رو فرش منم هی غر زدم و برش داشتم که احساس بو هایی کردم
دیدم عههههههههه فرش و کمی تا قسمتی سوزوندم
خودمو از تک و تا نینداختم و اتو رو جم کردم گذاشتم سر جاش
تا چندروز هم نه مامان بویی برد و نه بابا
منم خوشحال و شادمان که بالاخره گندکاریام پنهون موند تا فرداش که داشتم شال اتو میزدم
هی میگفتم خدایا این چرا می چسبه ؟درست اتو نمیکنه؟
کهههههه یاد گندکاریم افتادم
کارمم اورژانسی بود مونده بودم چه کنم؟
تسلیم نشدم
رفتم آب آوردم با آب پاش زدم به شال
بعد اون پرزای فرش که کنده شده بود گوله گوله رو شال می موند و با دست می کندمشون:))))))))))))
تجربه ی خوبی بود :)))