دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  154902

ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺖ ﭘﯿﺶ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻋﺮﻭﺳﯽ ،
ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﯾﻪ ﮔﻮﺷﻪ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ، ﮐﻪ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩ
ﮔﻔﺖ :
ﺗﻮ ﮐﻪ ﺧﻮﺷﮕﻠﯽ
ﺩﻝ ﻣﯿﺒﺮﯼ ﭼﺮﺍ ﻧﻤﯿﺮﻗﺼﯽ !!!
ﻣﻨﻢ ﺩﯾﺪﻡ ﺧﺪﺍﯾﯿﺶ ﺭﺍﺱ ﻣﯿﮕﻪ
ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﻨﻢ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻡ ﺭﻗﺼﯿﺪﻡ :))

  154896

اقا ما یه روز داشتیم با رفقا وخواهرمون بازی میکردیم من باختم قرار شد صدای خر در بیارم اقا مام مجبور شدیم صدای خر در بیاریم
اصلا جمع داشت تلف میشد ازخنده حالا خواهرم برگشته به من میگه اینقدر صدای خرو خوب درمیاری لامصب انگار خود خری...
اقا مام دیگه قاطی کردیم خون دیگه جلوی چشامو گرفته بود رفتم بهش گفتم شما لطف داری
چیه فکر کردین میرم دست روی خواهر بزرگترم بلند میکنم سخت در اشتباهین ما ازوناش نیستیم

  154863

من یه روز از مدرسه اومدم دیدم گوشی مامانم تو ماهی تابه با روغن روی گازمونه.
هی به خودم میگفتم حتما زده به سرم.
بعد یه هو مامانم از خواب بیدار شد داد زد واااااای گوشیم سوختO_O
آخر متوجه شدم گوشی مامانم افتاده تو آب بعد مادر محترمم به خاطر اینکه گوشی به نظرش خشک بشه اومده تو ماهی تابه روغن ریخته بعد که داغ شده گوشیشو گزاشته تو ماهی تابه تا گوشی خشک بشه. بعد از خواب بیدار میشه میبینه بلعععع گوشی سوخت آب شد رفت.X_X
بعد من این خاطره رو تعریف کردنی میگه نه بابا روغن نریختم همینطوری گزاشتم تو ماهی تابه.+_+
از چنین مادری معجزه شده معجزهه شده منه نخبه به دنیا اومدم.U_U
الهی قربون مامانم برمممممممم :)
الهی که فلشت نیم سوز نشه الهی بی لایک کسی که دوسش داری از دنیا نری بزن لایکو^_^ ^_~

  154860

تو خونه تنهام دارم گلای قالی رو میشمرم ( درس میخونم)
یه پسره اندازه گاو ! ده دقیقس وایستاده کنار دیوار خونمون...
به بوقلمونای همسایمون میگه:قیل قیل قیل قیل!
اونام تند تند میگن:غیر قابل قبول غیر قابل قبول!
بعد عین اسب شیهه میکشه از ذوقش و میخنده...!
به نظرتون قرصاشو نخورده؟؟؟؟
مردم چه دل خجسته ای دارن...
اصن یه باغ وحش وضی...

  154846

امروز لامپ کم مصرف خواهرم شیکست،بعد نیست که بخارات جیوه داره ما هم ترسیدیم دویدیم به سمت دیگر خانه!
بعد چن دقه خواهرم رفته با جارو برقی جمشون کرده،بعدش تو اینترنت خونده که با جارو برقی نباید جمع می شده الان افسرده ــس!
بهش میگم:من سردرد دارم!
میگه:منم همینطور تازه سرگیجه و سر چشمم دارم!!!!
من الان تو هنگم که سر چشم چه بیماریه؟؟؟؟؟
میخوام برم فردا به دکتر معرفیش کنم!!!
تاره الان یه ربعه داره میگه کف پاهام می سوزه!!!
من موندم این چشه!

  154839

آقا ما یه بار رفتیم سلف دانشگاه دیدیم خلوته مسئولین بیکار نشستن.
با خودم گفتم چیکار کنیم اینا حوصلشون سر نره که یهو یه فکری به ذهنم رسید...
من تو درآوردن صدای گربه استادم، در حدی که کسی نمی تونه از صدای گربه واقعی تشخیص بده ^_^
شروع کردم به صورت نامحسوس صدای گربه درآوردن...
مسئولین که شنیدن سریع پا شدن تا گربه رو پیدا کنن و بیرونش کنن...
دوستمم هی اعتراض می کرد که این چه وضعشه که گربه به این راحتی می تونه بیاد تو سلف و از این حرفا...
که اینجانب وسط میو میو کردن یهو صدام گرفت و به صورت ناخودآگاه در حین گفتن میو گلومو صاف کردم!!!!!
و یهو همه سرا برگشت طرف من *-*
جا داره به مسئولین عزیز که به این راحتی گربه رو با لگد بیرون کردن تبریک بگم...
بنده هم فعلا تا اطلاع ثانوی طرفای سلف آفتابی نمیشم D:

  154838

یک دفعه این مکالمه های رایگان ایرانسلی 77 دقیقه نسیب یکی از فامیلای ما شد و گوشی ایشون هم دوسیم کارته بود خلاصه از 3 شب تا 4:17 با کل خاندانمون تلفنی صحبت کرد بعد صبح که خواست اس بده دید هیچی شارژ نداره نگاه کرد دید ای دل غافل کل شبانه روز رو با همراه اولش حرف زده دیگه ادامه داستان رو پیش بینی کنید

  154798

چند وقت پیش که روز مادربود دیدیم بابام با 3تا شاخه گل و ی جعبه شیرینی اومد خونه.
در ابتدا میان دست و جیغ و هورااااااااااااااااا شاخه گل اول به مادر گرام تقدیم شد
سپس(أییییی باباش هـــــــــــــی ،بابا ادبیات!!!)شاخه گل دومو دادن بمن...
آخریشم در مقابل چشمان اینجوریo.Oما داده شد ب داداشم:-|
من دیگه حرفی ندارم:-s...

  154779

+ ♥♥ hamed=hanie ♥♥
امروز سر کلاس یه اتفاق عجیب غریبی افتاد که من هنوز تو کُما اَم0‎_o ‎
سر کلاس ریاضی2بودم بعد منم که ردیف اول, همینجوری مشغول نوشتن درسای پای تخته بودم بعد نگو (خانوم صدری)استاد همینجوری میخ شده رو من داره دست منو نگاه میکنه
من:0‎_o ‎ , اوستاد چیشده ؟؟ مشکلی پیش اومده؟؟
استاد: اون حلقه چیه تو دستت؟؟ زن داری ؟؟0‎_o ‎
من: بله استاد من متاهلم ^_^
کل کلاس : ^_^ ^_^ ^_^
استاد:0‎_o ‎
من:استاد شنیدم به کسایی که زود مزدوج میشن نمره میدین؟؟^_^
استاد: نه کی گفته ؟؟ اشتباه شنیدی از این خبرا نیس 0‎_o ‎
یکی از دخترای کلاس: تازه استادنمره که نمیدن هیچ نمره هم کم میکنه مگه نه استاد ؟؟^_^
استاد: دقیقا ^_^ مخصوصا از تو بصورت سفارشی نمره کم میکنم
من:0‎_o ‎ , استاد شما حتی اگه منو حذفم کنید من از این کارم پشیمون نیستم ‎و نمیشم
یهو کل کلاس دست زدن , من: ^_^ ممنونم دوستان :))
در همین گیر و داد حانیه زنگید به گوشیم
همون دختره از ته کلاس: حلال زادست استاد, خانومش زنگ زد ^_^
استاد: لدفا گوشیهاتونو بزارید رو سایلنت بچه ها ^_^
منم سریع گوشی قطع کردم و نشستم سرجام
استاد: آِ اِ اِ چرا قطع کردی ؟؟ جوابشو بده 0‎_o ‎
من: چَش چَش استاد , حالا من میزنگم حانیه اس داد: چون گوشیتو رو من قطع کردی جوابتو نمیدم کصافد
من:استاد قهر کرده جواب نمیده
استاد:گوشی رو بده من خودم باهاش حرف بزنم
من:0‎_o ‎ , سریع اس دادم به حانیه اونم گوشی رو جواب داد و استاد گوشیمو گرفت باهاش حرف زد
بعد که استاد باهاش حرفید برگشت گفت: برو برو 10 نمرت تضمینی برو واسه بقیه ش تلاش کن ^_^
من: ^_^
الان هر چی به حانیه میگم بگو استادمون بهت چی گفت نمیگه,ولی به هرحال چه با نمره چه بی نمره من یکی عاشقت بودم و هستم و خواهم بود حانیه خانوم ^_^

  154777

امتحانمون تموم شده بود داشتیم برمیگشتیم به آشیانه خویش،من و دوستم سوار اتوبوس شدیم،اینقد هوا گررررررمممممم بود اوسکیجن به مغزم نرسید به دوستم گفتم اون پنجره ها رو باز کن،حالا دوستم خنده خنده که اون شیشه اس،پنجره نیس.....دیگه ملت رو هم خودتون تصور کنین دیگه.......بیبین منو،ادرس افق چی بود؟؟؟؟

  154760

ديروز ديدم پشت در يه مغازه اي نوشته بود : بو گير كفش صد درصد تضميني!
فكر كنم بيشتر قصدش خودزني بود تا فروش...
حيف كه من خيلي رو جون آدما حساسم وگرنه بهش ثابت مي كردم هيچ چي تو اين دنيا صد در صد نيست!

  154759

اقا خواهر ما چند سال پیش که تازه اشانتیون مد شده بود رفته بود خرید بعد خانومه گفت این محصول اشانتیون هم داره حالا این خواهر مام برگشته میگه میشه همینو که میگین رو ببینیم.
تصور قیافه فروشنده رو به عهده خودتون میذارم.
درضمن اون کاربری که گفته بودن بزن 370مازدیم یک ساله که زدیم که انصافا خوب جایی زدیم

  154740

عید بود تازه از انزلی اوومده بودیم خسته و کوفته فرداشم سیزده بدر بود
مامانم ی سوتی تپل داد
به بابام گفت سبزی پوشه پرته هم داره
بابام : O.o ها ؟
مامانم اومد مثلا سوتیشو درست کنه گفت : پوچه پارچه
من با کلی خنده گفتم : منظورش اینه سبزی فروشی پشت پارکم داره
اصن مامانمو فاز انگلیسی گرفته بود ول نمیکرد خخخخخخخخ

  154715

دراوردم به هم اتاقیم میگم زندگی چقدسخته!!!
درمیاره خیلی رک وپوست کنده میگه:میشه دقیق بکی کجاش سخته؟
کلاس که نمیری,درسم که نمیخونی,فقط میخوری ومیخوابی...
ینیییی به عمرم به این شدت قانع نشده بودم...
الانم هیچی دارم باقیمانده خاکسترموازروزمین جمع میکنم...
له شدم...

  154704

خرطـــوم مــامــوت بـــا دو تـــا ســوراخ خوجلـــش تـــا انتــهاش تــو تــا انتــهای لانگــرهانســم اگـــه دروغ بــگـــم o_O
عــاغــا دختـــر خـــاله ی بــابـــای مــامــانم بعـــد 118 ســـال بقـــیه عمرشــونو دادن بــه شــمـــا ^_^ خــدا رفتــگان شــمــا هم بیــامرزه @_@
خــلاصــه پســر ایــن زنــه اومـده خــونــه ی مــا کــه بــگه پنــدتــونو(لباس عزا) دربــیاریــین حــالــا مـــامـــان منـــم با پیـــرهن قــرمـــزززز جیـــــــــــــــــــــغغغغ و دامــن مشــکی و شـــال قرمززز پوشــیده بــود رفــته بــود دمـــه در o_O
پســـره دیـــگه روش نشــده بــوده گفتــه بوده:ببخشـــید ادرس خــونه ی فلانی رو میــخواستم؟؟ :|||
مــامـــانم وقتی فهمـــید پســـره کـــی بــوده فقــط دنبـــال دیــوار می گشــت کـــه سـرشــو بکــوبه تــوش :|