s

sara

@hobab93 · ۲۲ امتیاز

★★★★★ ۵ از ۵ (۳ رأی)

Unknown ۱۲ سال پیش
جوک

چه لذتی داره صبح بلند بشی
ببینی یه نامه به آینه اتاق چسبیده شده با این مضمون:
«سلام دلیلِ زندگی
صبحِ قشنگت بخیر ...
امروز نمی خواد بری سرِ کار
چمدون جمع کن می خوایم بریم سفر
چمدون نبستم که به سلیقه خودت برام لباس بذاری
شب پرواز داریم...
نمی گم کجا که غافلگیر شی!
راستی ...
قربونِ چشمات برم که الان متعجبه و می دونم اگه اونجا بود�
جیغ می زدی و بغلم می کردی
پس لطقا جیغ و بغل و یه بوس کنار بذار
تا رسیدم تحویلم بدی!
دوست دارم همسفرِ زندگیم»
.
.
.
.
فقط خواستم یاد آوری کنم لذت داره!
وگرنه همچین شریک زندگی حتی در حد افسانه هم وجود نداره!
به زندگیتون برسید...

U
Unknown ۱۲ سال پیش
جوک

آقا ما یه بار رفتیم سلف دانشگاه دیدیم خلوته مسئولین بیکار نشستن.
با خودم گفتم چیکار کنیم اینا حوصلشون سر نره که یهو یه فکری به ذهنم رسید...
من تو درآوردن صدای گربه استادم، در حدی که کسی نمی تونه از صدای گربه واقعی تشخیص بده ^_^
شروع کردم به صورت نامحسوس صدای گربه درآوردن...
مسئولین که شنیدن سریع پا شدن تا گربه رو پیدا کنن و بیرونش کنن...
دوستمم هی اعتراض می کرد که این چه وضعشه که گربه به این راحتی می تونه بیاد تو سلف و از این حرفا...
که اینجانب وسط میو میو کردن یهو صدام گرفت و به صورت ناخودآگاه در حین گفتن میو گلومو صاف کردم!!!!!
و یهو همه سرا برگشت طرف من *-*
جا داره به مسئولین عزیز که به این راحتی گربه رو با لگد بیرون کردن تبریک بگم...
بنده هم فعلا تا اطلاع ثانوی طرفای سلف آفتابی نمیشم D:

U
Unknown ۱۲ سال پیش
جوک

عاغا دیشب از بلندگوی خوابگاه اعلام کردن که آب خوابگاه تا مدت نامعلومی قطع خواهد شد، لذا برای مصرف خود آب ذخیره کنید...!!!!!!!
من و هم اتاقیم طی یک عملیات فوق سریععععععععععع با پارچ ها و لیوان ها و حتی شیشه مرباها دویدیم سمت آشپزخونه تا پرشون کنیم!!!!!
(تازه اون یکی هم اتاقیمم با تشت ها دویده بود سمت حموم!!!!!!!!!)
تو آشپزخونه پشت سرمون صف طویلی تشکیل شده بود واسه پر کردن ظروف... دوست منم که پترس!!!!! تا پر شدن همه ظرفامون به هیشکی اجازه نداد حتی یه لیوان آب کنه!!!!!!
هیچی دیگه، همین که ما ظرفامون پر شد آب هم قطع شد!!!!!!!!
و من و دوستم طی یک عملیات فوق سریع تررررررر آشپزخونه رو ترک کردیم :D
و فعلا هم جرئت نداریم پامو از اتاق بیرون بذاریم...
آخه همچنان پشت در اتاقمون کمین کردن تا حالمونو بگیرن :D