دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  155017

همسایمون مبل خریده ،بچش داشت تو کوچه بازی میکرد ، که یدفعه باباش از پنجره سرشو آورد بیرون ، داد زد و گفت :
واسه چی بیرون داری بازی میکنی بیا خونه بشین رو مبل!!!!

  155013

امروز شاهده دو پسر در تاکسی بودم

- ﻣﯿﮕﻢ مهدی ﻓﺮﻕ ﺳﺮﭺ ﺑﺎ ﺩﺍﻧﻠﻮﺩ ﭼﯿﻪ؟؟
+ ﻓﺮﻕ ﺧﺎﺻﯽ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﺳﺮﭺ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯿﻪ ﻭﻟﯽ ﺩﺍﻧﻠﻮﺩ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯿﻪ :|
- ﺧﻮﺏ ﻣﻌﻨﯽ ﺩﻭﺗﺎﺷﻮﻥ ﭼﯽ ﻣﯿﺸﻪ؟
+ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻢ ﻫﻤﻮﻥ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﺑﺎﺷﻪ
- ﻭﺍﯼ مهدی ﺗﻮ ﻣﺦ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮﯼ

پسرا پیش فعال هستن؟؟!!

  155011

تو تلویزیون گزارشگره به طرف میگه گازهای گلخانه ای چه تاثیری روی محیط زیست داره؟
طرف گفت گازهای گلخانه ای باعث رشد گیاهان گلخانه ای مثل گوجه و خیار میشه :)
من دیگ حرفی ندارم:|

  155009

با نامزدم داشتیم از خونشون میومدیم بیرون کسی خونه نبود..
نامزدم بهم گفت خانومم همه ی درها رو قفل کردی؟
گفتم فقط 1 درب بود دیگه که با این در اگر دربند در مانند درمانند^_^
قیافه نامزدمo‏_‏0
من که از اول میدونستم به جای زن، بچه گرفتم پس دیگه اعتراضی نیست بریم
من:بااااااشه بریم میخوام راجب درهای درمانند باهات حرف بزنم^_^
اون:زهرا؟؟!!!o‏_‏0
من:سیر داغ!خخخخخخخخخ

  155006

چند وقت پیش دعوت داشتیم عروسی...موقع شام گودزیلای فامیل (5 سالشه)اومد پیشم نشست...خلاصه دیدم همش با غصه نگا میکنه
بش گفتم اجی بلا چت شده حالا؟
میدونید چی گفت ؟نه جون من میدونید چی گفت؟
گفت:روج لب داری؟گفتم :اره خووو
گفتش :الان باهاته گفتم:اره تو کیفمه
گودزیلا:اخیییش خیالم راحت شد...گفتم الانه غذا بخورم روجم پاک میشه...
والا ما هم سن اینا بودیم ...اصن وللش ...ولی میگم بزارین بگم:ما هم سن اینا بودیم بستنی یخی قرمز میخوردیم که لبامون سرخ شه کمی شاد شیم هیییییییییح روزگار !

  154990

رفته بودیم خواستگاری
از هر دری گفتیم بعد رسید به قیمت دفتر و مداد تو این دوره زمونه
مامان دختره گفت ما که اینقدر خودکارو دفتر و مداد از زمان تحصیل بچه ها مونده که نمیدونیم باهاشون چیکار کنیم
بعد دوباره رفیتم سر اصل مطلب
گفتیم ی خودکارو کاغذ بیارین خواسته هاتون رو بنویسیم
اقا نیم ساعت خونه رو دنبال خودکار میگشتن
اخرسرم با مداد چشم من نوشتیم
خودکارهای اضافی o0
مداد چشم من ):
خالی بند
خو کی گفته بود ایطوری خالی ببندی

  154988

یه دختره الان توو این موقع ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ به گوشی من ﮔﻔﺖ : علی اونجاست؟
گفتم : نه نیست!
ﮔﻔﺖ : ﭘﺲ ﺍﮔﻪ ﺍﻭﻣﺪ ﺑﮕﻮ ﺯﻭﺩ ﺑﯿﺎﺩ ﺧﻮﻧﻪ ! . .
.گفتم تو کیه علی میشی ؟چیکارش داری ؟.
گفت :من خواهرشم .گوشیرو بده بهش دیگه .اذیت نکن .میدونم که اونجاست .
گفتم :بابا جون مگه مغزه خر خوردی دختر جون .تو موبایل منو گرفتی .علیم کجا بود آخه این وقت شب ؟!!!.
دختره:آخه من نگرانشم .اگه پیش تو نیست پس کجاست؟!!!!!میشه برام پیداش کنی بگی بیاد خونه زودی ؟.

علی اگه این پست رو میبینی برو خونه خواهرت..نگرانته! :)))
دخترا دیوونه شدن !!!
اصن نپرسید کجارو گرفته .نپرسید تو کی هستی .!!!!!!!!
یه چهار لیتری اسید برسونید به من

  154977

دیروز با آبجیم رفتم بیرون بعدازجلو ی کبابی رد شدیم دیدم ابجیم جلو دماغشو گرفته :
من :چیه چرا دماغتو گرفتی بوش ک خوبه ^_^
ابجیم : اخه بو هرچی بهم بخوره دوس دارم بخورم وگرنه حالم بد میشه @_@
ی صد متر رفتیم جلو تر چشتون روز بد نبینه بو فاضلاب میومد .^_^
گفتم سمانه جان نظرت راجبه این چیه بازم دوس داری بخوری خخخخخخخ

  154973

..و آبی...
.
.. داشتــــم از جلـــویِ خــــونــه دختـــره همســایمـــون رد میشــدم
.... خــواستــــم زبـــونـــمو در آرم کــه مسیــــج اومـــــــد
. دیـــدم دختـــرِ همســـایمـــونــه , نــوشتـــه ::
......... هـُــوی بچـــه خشــکل حـــواســتــــ بــآشــه دســتـــ از پــا
.خطــا نکنـــی , دارم تــــویِ آیفـــون میبینـــــمتــ .oــO ...!!!!!
.....
.......... یکـــی بیـاد منــــو بخـــــــوره ....!!!!

  154957

اقا بنده دیشب به اتفاق ترانه(نامزدم) رفته بودیم بیرون میخواستم یکم سربه سرش بزارم راجع به ارواح و جن و این چیزا حرف میزدم حسابی ترسید منم کلی کیف کردم . 
اقا یدفه ی گربه پرید جلومن و ترانه
من ی جیغ بنفش کشیدم و با سرعت نور فرار کردم
همینجوری که میدویدم برگشتم اونو نگاه کردم دیدم o_0 اینطوری داره دویدن منو تماشا میکنه یعنی ضایع شدماااااااااااااااااااااااااااااااااا اصن صد ضعیییییییییییییییییییییییییییی

  154955

دیروز با آبجیم رفتم بیرون بعدازجلو ی کبابی رد شدیم دیدم ابجیم جلو دماغشو گرفته :
من :چیه چرا دماغتو گرفتی بوش ک خوبه ^_^
ابجیم : اخه بو هرچی بهم بخوره دوس دارم بخورم وگرنه حالم بد میشه @_@
ی صد متر رفتیم جلو تر چشتون روز بد نبینه بو فاضلاب میومد .^_^
گفتم سمانه جان نظرت راجبه این چیه بازم دوس داری بخوری خخخخخخخ

  154933

قدیما چون زانوهام مشکل داشت رفتم از زانوهام عکس رنگی بگیرم . داخل شدم ، آقاهه گفت شلوارتو دربیار و روی تخت دراز بکش ، دراز کشیدم ، یارو رفت بعدش یه صدایی شنیدم .
یه نفر گفت : نفس نکش ، نفس نکشیدم . بعد گفت نفس بکش ، ۲ باره گفت نفس نکش ، بعد گفت نفس بکش . من هم به حرفش گوش می کردم ، واسه بار سوم گفت نفس نکش ، نفسم رو نگه داشتم ، ۲۰ ثانیه گذشت ، یواشکی نفس کشیدم آقاهه داد زد نفس نکش دیگه ! منم نفس نکشیدم . بعد گفت پاشو . من هم بلند شدم ، گفت شما بخواب !
دیدم یه نفر دیگه اون طرف هست داشتن از قفسه سینه اش عکس می گرفتن !

  154926

ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ ♥ н = н ♡ ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ
سر کلاس معادلات بودیم درسم سفت و سختتتت بود در حد کیلیپس سارا
بعد استاد یه سوال از بخش عامل های انتگرال ساز داد به ما(بچه های مکانیک میدونن) کل کلاس قیافشون اینجوری شده بود o_O
استاد گفت من از روی لیست میخونم هرکی رو خوندم بیاد سوالو حل کنه
استاد:خوب اقایی اسماعیل پور (منو صدا کرد) بیاد حل کنه
من:0‎_o , و ناگهان یاد "عزیزم ببخشید فرزند لطفا" افتادم که تو کلاه قرمزی بود
بعد بچه ها میگن تو خیلی خوب اَدای جیگر و عزیزم ببخشید رو در میاری , منم صدامو صاف کردمو با صدای عزیزم ببخشید شروع کردم
من: استاد من بیام حل کنم یا نیام حل کنم ؟؟
استاد: شما بیا حل کن ^_^
من:تخته رو پاک کنم یا تخته رو پاک نکنم ؟؟
استاد:اگه زحمتت نمیشه تخته رو پاک کن لدفا ^_^
من: از چپ به راست پاک کنم یا از راست به چپ ؟؟
استاد: از هر جا که راحتی ^_^
من: سریع پاک کنم یا آروم پاک کنم ؟؟
استاد: سریع پاک کن چون وقت نداریم
من:اگه پاک کنم با ماژیک شما بنویسم یا با ماژیک خودم ؟؟
استاد:با ماژیک من بنویس0‎_o
من:با رنگ آبی بنویسم یا رنگ مشکی ؟؟
استاد:اصلا برو بشین خودم حل میکنم ^_^
منم تازه دور گرفته بودم گفتم: نه دیگه نمیشه استاد بلاخره باید شما چیزی رو که میخاید بهتون ارائه بدم ^_^
استاد: ای وای تو منو کچل کردی اسماعیل پور
من: من شما رو کچل کردم یا شما منو ؟؟
استاد:o_O
من: بعد موهاتون از پشت ریخته یا از جلو ؟؟ آخه زیر مقنعه ست نمیبینم
استاد: 0‎_o
یکی از همکلاسی هام از ته کلاس داد زد بابا استاد اون خره رو بنشون باااو
من این دفعه با صدای جیگر: جیگرم جیگرم جیگرم عِـــه
استاد : اسماعیل پور برو بیرون تو حذفی
من: شما منو حذف میکنید یا من خودم خودمو حذف کنم؟؟
استاد: گمشوووووو کصافد ^_^ , کل کلاس داشتن میزا رو میجویدنا^_^

  154917

دختر خالم(کلاس اوله) به من: داداشی یه جمله بگو با "صبحانه" من بنویسم؟
خالم(مامانش): بنویس من صبحانه کره مربا با مغز گردو می خورم!
دختر خالم به مامانش: تو که برا ما گردو نمیخری؟؟؟
من :)))))))))))))))))))
خالم //
دختر خالم ^.^
مغز گردو $$$$$$$$$
صبحانه :))
بازم من :))))))))))))))))

  154908

امروز یه اس واسم اومد با این مضمون:
واگذارت میکنم به خدا اگه این پیامو بخونی بهش عمل نکنی
پاشو یه قر بده!
خو دیگه مجبور شدم قر بدم قسم داده بود
جا داره سرمو بکوبم به دیوار