آ

آرام

@aram1374 · ۲۹ امتیاز

★★★★★ ۵ از ۵ (۱ رأی)

جوک

حالم خوب نبود با رفیق فابریکم رفتیم دکتر
بهش گفتم من خیلی از آمپول میترسم همیشه به دکتر میگم ننویسه!!!
برگشته خیلی جدی میگه وااااااای آره منم همینطور اگه یه وقت مجبور بشم آمپول
بزنم میگم اول بیهوشم کنن، بعد بزنن!!!!
من با یه نگاه عاقل اندر اسکل: به نظرت با چی مریضا رو بیهوش میکنن؟!!!!؟
دوستم: o_O
بازم دوستم: ^_^
من: -_-
مدیونین فک کنین دانشجوئه!!!!

ی
جوک

تو خونه تنهام دارم گلای قالی رو میشمرم ( درس میخونم)
یه پسره اندازه گاو ! ده دقیقس وایستاده کنار دیوار خونمون...
به بوقلمونای همسایمون میگه:قیل قیل قیل قیل!
اونام تند تند میگن:غیر قابل قبول غیر قابل قبول!
بعد عین اسب شیهه میکشه از ذوقش و میخنده...!
به نظرتون قرصاشو نخورده؟؟؟؟
مردم چه دل خجسته ای دارن...
اصن یه باغ وحش وضی...