همه وقتی عشقشون ازشون تعریف میکنه میگه: عزیزم . مهربون . خوشگلم
حالادیروز مخاطب خاصم اومده از من تعریف کنه میگه :
خوشم میاد سوسول نیستی .
قالتاقی .
قالتاق .جانی @_@
چیزی ندارم بگم ی دیقه سکوت لطفن ....
@217... · ۶۹ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۳ رأی)
همه وقتی عشقشون ازشون تعریف میکنه میگه: عزیزم . مهربون . خوشگلم
حالادیروز مخاطب خاصم اومده از من تعریف کنه میگه :
خوشم میاد سوسول نیستی .
قالتاقی .
قالتاق .جانی @_@
چیزی ندارم بگم ی دیقه سکوت لطفن ....
بیا با آئین آب و آئینه زندگی کنیم. مثل آب هر چه پلیدی بشوییم. آئینه سان هر چه ندیدیم نگوییم.
دیروز داییم اموده بوده خونمون .مامانم براش انگور آورد .من نمیخوردم دیدم داییم انگورو ریخته تو مشتش نگه داشت جلوی دهن ..
داییم :بخور رویا جان
من:وای ی مرسی دایی مهربون شدی ^_^
میدونی مامان بزرگ ی بز داشت همین طوری غذا نمیخورد باید با دست بهش غذا میدادی O_0
ینی درجا زد احساسات محساسات منو پودر (پورد)کرد رفت هوا @_@
بز:^_^
من:(((((
شب هام درد داره!!!
♥
♥
♥
♥
وقتی نمیدونم چراغ اتاقت قراره بادست چه کسی خاموش شه ...!!!
دیروز تو ماشین کنار ابجیم نشسته بودم همین جوری زل زده بودم بهش تو همین حال ک من داشتم نگاش میکردم بابام رادیو ماشین روشن کرد با صدای کم
یهو ابجیم با قیافیه اینجوری@@_@@ نگا کرد
من:چته چرا اینجوری میکنی
ابجیم : وووواااااااااااای خاک بر سرم دارم فکرتو میخونم
منم ی نگا عاقل اندر روانی بهش کردم بعد ی نگا کردم به باندای ماشین
دیگه بقیه رو سپردم به خودش ....
له شده بودیم از خنده جفتمون .
جمعه ایی دختر عموم اومد از مامانش تعریف کنه برگشت گفت :
زن عمو مامانم ی مربایی پخته اصلان مربانیست ک مارمالکه؟؟؟@_@
مدینوید فک کنید منظورش مارمالاده هااااااا
دیگه خودش تنهایی همه ی مارمالکارو خورد دیگه ما هم له شده بودیم از خنده .
دیروز دوستم اومده بود خونمون مثلا درس بخونیم ...
بعد نشسته بود واسه من داستان تعریف میکرد .
وااااای رویا دوتا پسر رو موتور نشسته بودن انقد این پسرجلویه گنده بوداون عقبیه شده بود عین عکس رو پیرهنش .^_^
اصلا این دوتا عین چای و چاپلین بودن @_@
من:جااااااانم مطمئنی چالی و چاپلین دو نفرن !!!!!!
مدیونید فک کنید منظورش لورر و هاردی بودااااااااا
دوستان سر صبی همچنان ضایع شدم ک نگو اصن له له ...
رفته بودیم شهرداری پیش دختر عموم همکارش گفت بفرمایید داخل منم رفتم تو صندلی نبود وایستادم کار تموم شه بریم
خدماتیه اومد آقاه برگشت گفت ی صندلی بیارید اینجا
منم چ میدونستم ک واسه خودش میخواد ی هو داد زدم نه نه من راحتم تورو خدازخمت نکشید بعد از کلی حرف زدن ی لبخند عاقل اندر سفیه زد گفت واسه خودم میخوام ..
هیچی مث پلنگ محل شوم حادثه رو ترک کردم @_@
دیروز با آبجیم رفتم بیرون بعدازجلو ی کبابی رد شدیم دیدم ابجیم جلو دماغشو گرفته :
من :چیه چرا دماغتو گرفتی بوش ک خوبه ^_^
ابجیم : اخه بو هرچی بهم بخوره دوس دارم بخورم وگرنه حالم بد میشه @_@
ی صد متر رفتیم جلو تر چشتون روز بد نبینه بو فاضلاب میومد .^_^
گفتم سمانه جان نظرت راجبه این چیه بازم دوس داری بخوری خخخخخخخ
دیروز با آبجیم رفتم بیرون بعدازجلو ی کبابی رد شدیم دیدم ابجیم جلو دماغشو گرفته :
من :چیه چرا دماغتو گرفتی بوش ک خوبه ^_^
ابجیم : اخه بو هرچی بهم بخوره دوس دارم بخورم وگرنه حالم بد میشه @_@
ی صد متر رفتیم جلو تر چشتون روز بد نبینه بو فاضلاب میومد .^_^
گفتم سمانه جان نظرت راجبه این چیه بازم دوس داری بخوری خخخخخخخ
توی این روز عزیز ، توی این لحظه های قشنگ
زیباترین کلمه ای که میشه گفت یک ”دوستت دارم “
به همراه یک آسمان عشق و تمنا
تقدیم به پدرعزیزم ، روزت مبارک ♥ ♥♥ ♥
دیشب ساعت طرفای 1 و نیم بود من هنوز نخوابیده بودم مامانم بلند شد رفت آشپزخونه برقو روشن کرد گفت اوای برق چرا قطعه. من ی لحظه خون ب مغزم نرسید برگشتم تند تند میگم خاک بر سر شدم مامان حالا صب گوشیم زنگ نمیخوره من خواب میمونم ^_^
مامانم ی نگاه عاقل اندر سفیه کرد به من رفت خوابید o_@
♥♥ قلب یک زن ♥♥...
یکی از زیباترین چیزها دردنیاست ♥ شکستنی و در عین حال محکم ♥ظریف و در عین حال انعطاف پذیر . وقتی زنی قلبش را به شما میدهد ؛گویی ارزشمندترین دارایی اش را به شما میبخشد.اگر * دوستش بدارید * مراقبش باشید* قدرش را بدانید * آن زن همه ی دنیا را به شما خواهد داد.
روز همه ی مامانای دنیا اللخصوص مامان جون خودم مبارک
آیا میدانستید چرا یک نوزاد هنگام گریه با صدای ش...ش...ش آرام میشود؟
زیرا صدای آبی ک درشکم مادر اطراف او را گرفته برایش تداعی میشود .و به همین خاطر است ک صدای ریخته شدن موج دریا به ساحل به انسان ارامش میدهد^_^
خیلی جالب بود میدونم ^_^
دیروز بابام به ابجیم lمیگه تو از همه عاقل تری اسمت زهراست باید عاقل باشی مودب باشی چادر سر کنی اسمت حرمت داره ^_^
میگم پدر من حالا اسم من رویاست من دیونم
میگه تو رو ولش کن تو روحی تو میری تو روح مردم اغفالشو میکنی @_@
دقیقا با زبون بی زبونی به من گفت انسان خبیسی هستم با تچکر از پدرم .
به احترام بابام دو دیقه سوکت میکنم ک اغفال نشین خدای نکرده -_-
آقای مجری: میدونی این چیه فامیل دور این ذره بینه !!!
فامیل دور: ذربین آقای مجری ها ها هانخوریم نون گندم آقای مجری ولی دیدیم دست مردم ...
فامیل دور:این آبنبات خیلی لیسیده شدس ک اونورش پیداست .بله
آقای مجری ^_^
دیشب خونه ی خالم اینا مهمون بودیم بچه ها خیلی شیطونی میکردن این شوهر خاله ما هم پاشد ی خودی نشون بده اخم کرده به بچه ها گفت بشینین دیگه شلوغ نکنین #_#
مامان بزرگم برگشته میگه این احمد اقا هم ماشالله چقد حبوبات داره ها @_@
قربونشن برم منظورش اوبوهت بوده ^_^دیگه سقف خونه اومده پایین انقد ک خندیده بودیم .
یه روز یکی از خدا میپرسه خدایا ۱۰۰۰ سال برات چقدره؟
خدا میگه به اندازه یک دقیقه...
باز از خدا میپرسه خدایا ۱۰۰۰۰۰۰۰دلار برات چقدره؟
خدا میگه به اندازه یک ریال....
بعد میگه خدایا میشه یک ریال به من بدی ؟
خدا میگه باشه فقط یک دقیقه صبر کن!!!!
دیروز صب ساعت 5 ی تریلی دستشو گذاشته بود روبوق نزدیکای 3 دیقه همین طوری بوق میزد ی هو دیدم ابجیم با چشای اینجوری 0_ Q داد میزنه ای هواااااااااااار پاشید قیامت شده دارن نفخ صور میزنن :(
ما @_@
خواهر گلم اخه اخمخ چی بگم بت برو بکپ متوهم
خودش همچنان تو شوک بود .
اخه توهم تا چه حد.....
با تچکر از راننده تریلی ک سوژه ی مارو فراهم کرد .
دیشب دختر دختر عمم اومده خونمون 4 سالشه ی برگه بهش دادم نقاشی کشیده بد ک نقاشیشو تموم کرد
برگشته میگه : خاله رویا خاله رویا
من: جانم خاله
نقاشیم تموم شدتو رو کشیدم بیا خودتو ببین مسخره کن .مسخره کن دیگه زود باش به خودت بخند .مامانم برگشته میگه نگا کن بچه ب وجود خبیس تو پی برده .
من : @@_@@
پیکاسو:(((((((
خودش :))))))))) ذوق مرگ شده بود حیوونکی .
به نظر شما این بچه به جایی مرسه.