چن وقت پیش خالمینا یه مزاحم تلفنی داشتن که زنگ میزده جواب نمیداده بعد چن وقت مخابرات به اینا میگه برن اونجا حالا پسر خاله مام رفته اونجا اونجا بهش چی گفته باشن خوبه!!!؟؟
ماموره گفته این شماره یه مزاحم حرفه ایه با شما خیلی تماس گرفته اگه فامیل شماس معرفیش کنید بگیریمش!!!
پسر خاله مO_o
خاله ام اینا o_O
من ^_^
فامیل جدیدمون ^_^
منبع:خاطرات داش مهدی با کمی تا قسمتی ابری اختلاس(نه.....چیز....آهان یادم اومد....تخلص)
خاطرات خنده دار
ساعت11شب همه خواب بودن داشتم مسواک میزدم...
یهو یه دستی خورد به شونم...
یه جیغ بنفش کشیدم ...
دیدم مامانم پا به فرار گذاشت.
خلاصه یکم که اروم شدیم فهمیدم اومده بوده بوسم کنه شب بخیر بگه...
قلفونش بلم من.
^-^
يه كشف جديد دارم واستون.
ﭼﺮﺍ ؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﭼﺮﺍﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ .......ﭼﺮﺍ؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟
............................................................
..................................................
ﭼﺮﺍ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ” ﻓﯿﻠﺴﻮﻑ ” ﻭ ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ” ﮔﺎﻭﺳﻮﻑ ” ؟!
ﭼﺮﺍ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ” ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ” ﻭ ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ” ﺟﻮﺍﻥ ﺍﻫﻦ ” ؟!
ﭼﺮﺍ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ” ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ” ﻭ ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ” ﺍﺗﻮﻣﺎﭺ ” ﯾﺎ ”
ﺟﺎﺭﻭﺑﻮﺱ ” ؟!
ﭼﺮﺍ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ” ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ” ﻭ ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ” ﺧﺪﺍﺳﻌﺪﯼ ” ؟!
ﭼﺮﺍ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ” ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞ ” ﻭ ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ” ﺍﺗﻮﻣﮑُﻠﻨﮓ ” ؟!
ﭼﺮﺍ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ” ﻣﺎﺷﯿﻦ ” ﻭ ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ “ ﺷﻤﺎﺷﯿﻦ ” ؟!
ﺑﻪ ﻃﺮﺍﺡ ﭼﻨﯿﻦ ﺳﻮﺍﻻﺗﯽ
ﭼﺮﺍ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ” ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ” ﻭ ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ” ﻏﻮﻝ ﺁﻧﻪ " ؟!
واقعا چرا؟ :)))))
دوستم میگه بعضی از این پسرای امروزی خیلی کوچیک جثه ان!!
میگه مرد باید خوشتیپ باشه! قد بلند، هیکلی، چهار خونه!!!( چهارشونه)
لطفا اقایون راه راه سمت این دوست ما نرن!! یه همچین سوتی هایی میده یعنی!
0_o
یه بارم اومدیم با مخاطب خاصمون در مورد درس صحبت کنیم اینم مکالمه ما:
عزیزم فردا امتحان دارم ولی لازم نیست بخونم بچه ها از عکسا چوب گرفتنO_o
میخواسم بگم از چوبا عکس گرفتن اخه صنایع چوب میخونم
قیافه مخاطب خاصمO_o
من:)))
چوبی که از عکسا گرفته میشن:/
من دیگه حرفی ندارم!
یه شاه سوتی دادم خفننننننننن
از سر کار بر می گشتم خونه و دو دوتا چهارتا که رسیدم خونه به همسری بگم پولام جور شدن می تونیم ماشین بخریم
دل تو دلم نبود که زود برسم خونه واس همین سوار تاکسی شدم
از قضا دوست و همسایه ی گرامی رو دیدم که امتحان گواهینامه قبول شده بود و شیرینی گرفته بود و داشت به دوستش تعریف می کرد
منم جوگیرررررررررررر یوهو گفتم "قبول باشه" ^.^
تازه اومدم درستش کنم
گفتم انشالله چرخاش بچرخه براتون O.o
خودمم نفهمیدم چه ربطی به گواهینامه گرفتن داشتن
فقط خوشبختانه به مقصدم رسیدم و پیاده شدم
از وقتی به همسری گفتم مسخرم می کنه !!!!!!!! -_-
پیش همه تعریف کرده ابرو نذاشته واسم
منم یه 4 لیتر اسید پاشیدم روش که دیگه مسخرم نکنه والا این همه زحمت بکش اخرشم مسخرت کنن -_-
دختره لیسانس داره در ضمن داره خودشو واسه فوق آماده میکنه اونوقت اس ام اس داده میتونی بری تو سایت(jazb@atiyesazan.ir- دقت کنید آدرس ایمیل داده ) شرایط استخدامی فلان سازمانو برام ببینی
ایییییییییی خدا آدم دردشو به کی بگه
حداقل برای التیام درد من ,تو رو خدااااااا بیخیال فوق شو
-من...
-کله...
-دیوار...
مدرسه من به صورت مجتمع یعنی هم دبیرستان داره هم راهنمایی هم دبستان
یه روز که تو برنامه ها اختلال به وجود اومده بود و زنگ تفریح ما با دبستانیا یکی شده بود. منو دوستم داشتیم می رفتیم ابخوری یه دبستانی جلومو گرفته
دبستانیه: میشه بیای پایین هم قد من شی
من: بله عزیزم کاری داشتی؟ ( خم شدم سمتش)
بعد دیدم دختره دارم دماغمو می کشه
دبستانیه:)))))))))))))))
من: O_o
دوستم و هم کلاسیامD:
باورکنیییییییییییییییید دماغم بزرگ نیست :((((((((((((((((
منو پسرداییم چندروز پیش داشتیم یه مسیر نسبتا طولانی رو با آژانس میرفتیم.وسط راه پول از جیبم درآوردم حساب کنم پسردایی شاهکارم میگه فعلا نده خره شاید یه بلایی سرمون اومدو به مقصد نرسیدیم از کجا معلوم! بیستوسه سالشه ها! طرز فکرش نابودم کرد اصن!
معدم درد میکرد رفتم دکتر حالا مکالمه منو دکتره:
دکتر:ترشم میکنی؟
من:بله!!
دکتر:کوفتم میکنی ؟
من:o_O؟؟؟؟؟
دکتر:کجات درد میکنه؟
اومدم توضیح بدم کجام درد میکنه برگشته داد میزنه فقط بگو آره یا نه...
دکتراهم اعصاب ندارن بخدا...
بنزین با آدم چه کارها که نمیکنه ^_^
اینایی که صبح زود با ناز از خواب پامیشن ، میز صبحونه رو میچینن ، بعد میرن با کلی قربون صدقه بچه شونو بیدار میکنن ، بعد بچه شون میره دست و روشو میشوره ، بعد خیلی آرومم لباساشو میپوشونه ، بعد میاد میشینه سرمیز ، صبحونه شو که حاوی(هاوی hاوی ....) : آ پرتقال ، شیر ، پنیر ، کره ، عسل ، گردو و ... هست رو کامل نوش جان میکنه «مامان چایی بریز» بعد سرویس میاد اینم باکلی ناز بلند میشه مامان باباش بوسش میکنن میرن مدرسه ،،،
اینا فتوشاپن؟؟؟ 0_O فتوشاپن آره ؟؟؟
ماصب پامیشیم همین وقت کنیم لباسامونو درست حسابی بپوشیم هنر کردیم ، تازه اگه یادمون نره کیفمونو برداریم >_<
گاها یه دعوایی هم با مامان بابامون داریم .... )_(
اقا من طراحی تاسیسات ساختمان هم انجام میدم تحت تاثیر پست یکی از بچه های 4جوک که گفته بود تو دستشویی هم پریز برق بذارید جو منو گرفت پریز گذاشتم تو دستشویی یه خونه!!!!!!!!!!!!!!
اولش برقکار گفت اینکار نمی کنه کلیم داد بیداد کرد صاحب ساختمونم کلی غر زد که شما بهتره بری اشپزیتو بککنی این کاره نیستی!!!!!!!!!!!!!
اما دو روز پیش من دیده کلی تشکر کرده بابت این قضیه
اما سوالی که پیش میاد یعنی واقعا میرن تو دستشویی میشینن گوشیشون شارژ می کنن ایا؟
پی نوشت:این پریز برای دستشویی فرنگی گذاشتما :|
هه یادش بخیر...معلم ریاضیمون عصبانی شد به یکی از بچه ها گفت:انگار از پشت کوه اومدی پشته کوهی...منم پاشدم گفتم: آقا این یه چیزه دو طرفست..اینور کوهی ها به اونور کوهی ها میگن پشت کوهی .. اونور کوهی ها به اینور کوهی ها...هیچی دیگه نمیدونم چرا بهم گفت برو بیرون !!!
رفته بودیم بیرون با مامانم، یکی از دوستای مامانمو که تا به حال منو ندیده بود رو دیدیم.بعد سلام واینا خانومه برگشت به من اشاره کرد و به مامانم گفت خواهرته؟.....مامانمم گفت ن دخترمه، قیافشم^_^بود...
الان به نظرتون خانومه از مامانم تعریف کرد، یا غیر مستقیم به من توهین کرد؟؟؟ عاغا اسید کیلویی چند میفروشین؟ -_-
دىروز رفتم کارت عابر بانک رو از مامانم بگيرم حالا مکالمات بين من و مامانم :
مامان کارت من کجاست ؟
مامانم :تو کيف کارت ها
من : کيف کارت ها کجاست ؟
مامانم : کنار کارت ملى و گواهينامم
من :|
من:خوب گواهينامت کجاست ؟
مامانم :تو کىف پولم
من: خوب کيف پولت کجاست ؟
مامانم :توکيف قهوه يمه ديگه
باز هم من :|
من:خوب کيف قهوه ايت کجاست ؟
مامانم: تو اتاقمه پسره ى ديوونه
من پس از بيست دقيقه گشتن
من : مامان پىداش نميکنم خودت بيا بده
حالا مامانم اومده مستقيم رفته تو اتاق خوهرم اوورده داده ميگه بيا بگير پسره خنگ
همچنان من :|
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 20608
کل بازدید: 535352096










