رفتم آزمایش دادم گروه خونیمو اشتباه زده بود بابام گفت: درسته
منو مامانتم b+ایم توام بچمی b+ میشی دیگه
منم حواسم نبود گفتم :از کجا معلوم من بچتونم
هیچی دیگه خودشون منو پرت کردن افق دیگه ثابت شد بچشون نبودم الانم ظرفه غذام تو دستمه تو صف وایستادم واسم یه ملاغه(ملاقه)اسید بریزن ....
خاطرات خنده دار
داغ داغ نسوزید
امروز 5شنبه دم غروب با 3تا از دوستام از کلاس بر می گشتیم
یه مغازه داره جلو مغازش خرما خیراتی گذاشته بود رو صندلی همه نفری یکی بر داشتیم ( پ نه پ ده تا بر می داشتیم o-o)
دو قدم جلوتر یه مغازه قارچ فله ای گذاشته بود دم در
یکی از بچه ها خدای سوتیه دست برد یکی برداشت ( خو چیه سوتی قرن فکر کرده بود خیراته )
این الان روح منه پست میذاره
کل خیابون ترکید از خنده
سنگ فرش پیاده رو هم کلا جویده شده دیگه
طرف با موتور اومد از کنارم رد شد داشت میخوند(البته با صدای قورباغه در دستگاه ابو عطا):(( من بی تو می میرررررررم))
من مهلت ندادم بهش داد زدم گفتم : بمیییییییییر
هیچی دیگه طرف رفت تو افق
مدیونید اگه فک کنید طرف با سرعت جت رفت تو افق
تو اتوبوس بودیم یه خانومه روبه روم نشسته بود.سر حرف وا شد بنده خدا گف میخام برم دکتر معدم مشکل داره نمیتونم خوب غذا رو هضم کنم. منم جو گیر شدم اومدم واسش نسخه بپیچم که این همه راه نره برگشتم گفتم خب حاج خانوم هضم شدشو بخور...
من:______________
حاج خانوم »_______"
غذای هضم شده اًه اًه اًه
عاقا یه روز امتحان داشتیم اونم چی؟؟؟؟؟؟دینی!
بچه ها هم که همه استرسی:دی
گفتم بحث رو بکشونم سمت فوتبال!
شبش هم بارسا با اتلتیکو بازی داشت.خخخخخخخخخخخ
منم گفتم رئال دنبال لاماسیا هست و بارسا به دنبال لیگ!!!
بچه ها همه خنده^ــ^
میگم چرا میخندین؟؟
میگن لاماسیا یا دسیما؟؟؟؟!!!!!!
تازه فهمیدم که چی گفتم
حالا یه هفته ست که شدم سوژه مدرسه^ــ^
#لاماسیا:مدرسه فوتبال بارسا
#دسیما:دهمین جام لیگ قهرمانان(ایشاا... رئال میگیره:))
پسردخترخالم(6سالشه)اپاندیسش ترکیده بوده نمیزاشته بیهوشش کنن گفته همین الان برام تبلت بخریدتابزارم بیهوشم کنیدرفتن براش خریدن اونوقت من بچه بودم عموم میگفت دندونت داره خون میادبرودستمال بیارپاکش کنم اونوقت دندونمومیکشید4تاازدندوناموباهمین روش کشیدبراهیچکودومشم شک نمیکردم والااینابچه نیستن ک.!!
داداشه متفکره من دارم؟؟؟؟؟؟؟
امروز داشت تو تلوزیون ی موتور خیلی خوشگل و گرون قیمت رو نشون میداد.داداشم با ی حسرتی گفت چی میشد من ازین موتورا داشته باشم.منم گفتم تو ک گواهینامه موتور نداری موتور میخوای چیکار؟؟برگشته میگه اگه من همچین موتوری داشتم میفروختمش ی ماشین خوب میخریدم
من*_*
موتور0_0
ماشین:(((
داداشه متفکر بنده:))))))
روز تولدم افتاده روز مرد بابام اس ام اس داده من برات کادو نمیگیرم تو هم نگیر موشک جواب موشک.
من دیگه حرفی ندارم!!!!!
یه مدت قبل من و آبجی اختلال خواب گرفته بودیم ... خلاصه دکتر و دارو تجویزی رو خوردیم،7شب خوابیدن همانا ، بیدار شدن 4بعدازظهر همانا ...!
مامانی هم طی این مدت بارها بهمون سر زده که چرا بیدار نمیشیم ....
گفتگوی مامان با ما : آخه این چه دارویی بوده ؟ نفس می کشیدین بیدار نمی شدین که ... اگه می مردید چی ؟؟؟ لااقل یکیتون می خورد که اگر می مرد .. می مرد دیگه !!! نه دو تاتون !!!
بعد هم رفت !!!
ما -_& .... یکی بیاد اختلاف من و ابجی رو حل کنه ... بنظرتون انتخاب ماما برای زنده موندمون کدوم بوده ؟؟!!!
:-( می خواهم زنده بمانم !!!!!
برین خدا رو شکر کنین این بچه مجه های دورتون گودزیلا یا .... هستن
من نمیدونم این بچه های تو محله ما چی ن
آخه تو باغچه جلو خونه کار خرابی کردنتون چیه :|
اینا چی میشن در آینده خدا میدونه ((((:
دوستان سر صبی همچنان ضایع شدم ک نگو اصن له له ...
رفته بودیم شهرداری پیش دختر عموم همکارش گفت بفرمایید داخل منم رفتم تو صندلی نبود وایستادم کار تموم شه بریم
خدماتیه اومد آقاه برگشت گفت ی صندلی بیارید اینجا
منم چ میدونستم ک واسه خودش میخواد ی هو داد زدم نه نه من راحتم تورو خدازخمت نکشید بعد از کلی حرف زدن ی لبخند عاقل اندر سفیه زد گفت واسه خودم میخوام ..
هیچی مث پلنگ محل شوم حادثه رو ترک کردم @_@
دیروز رفتیم جشن اتمام سال تحصیلی داداشم میخواستن واسمون نمایش اجرا کنن چند تا پسر خودشونو شبیه گوسفند کرده بودن و معلم کلاس سوم هم راوی قصه بود که گفت: خب سه تا بره کوچولو بودن به نامهای شنگول و منگولو حبه ی قندون....
هیچی دیگه الان مدت مدیدیه آقا گرگه داره رو زمین هلیکوپتری میره!!!
اقا امروز کنار خیابون یه تاکسی مشغول تمیز کردن ماشینش بود داد زد : بیا تاکسی تمیز و مرتب !!!!!!!(0_o)
منظورش چی بود اخه...
من دیگه حرفی ندارم.(-_-)
گودزیلای خاله ام ۳سالشه،ظهر خواب بودم اومده بیدارم کرده میگه پول بده،۲ تومنیo_0
تو رو در وایسی پاشدم خوابالو تنها داراییمو دادم بهش میگم بازی کن و بیارش
میگه باشه،رفته اومده میگه انداختمش تو قلک دی
رفتم میبینم صندوق صدقاتو میگه
الان ی هفته اس منتظر مامور تخلیه صندوقم!!:(:(
داشتم از تهران به سمت مشهد شخله میومدم - فازمون با بچه ها تو ماشین اسکل بازی بود - پلیسراه شاهرود سربازه علامت داد بزن کنار
مدارکو دید بعد گفت خسته که نیستی؟ (منم یاد اون جوکه افتادم ) حواسم نبود گفتم اگه خسته باشم چه گ ه ی میخوری ؟ (بجه ها ترکیدن از خنده )
هیچی دیگه می خواست ماشینو بخوابونه با کلی التماس و غلط کردم صد تومن جریمه گذاشت کف دستمون تا بفهمیم با مامور قانون شوخی نکنیم
بی جنبه .......
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 21910
کل بازدید: 535357255










