دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 155814

تاریخ انتشار : خرداد 1393

دوستان سر صبی همچنان ضایع شدم ک نگو اصن له له ...
رفته بودیم شهرداری پیش دختر عموم همکارش گفت بفرمایید داخل منم رفتم تو صندلی نبود وایستادم کار تموم شه بریم
خدماتیه اومد آقاه برگشت گفت ی صندلی بیارید اینجا
منم چ میدونستم ک واسه خودش میخواد ی هو داد زدم نه نه من راحتم تورو خدازخمت نکشید بعد از کلی حرف زدن ی لبخند عاقل اندر سفیه زد گفت واسه خودم میخوام ..
هیچی مث پلنگ محل شوم حادثه رو ترک کردم @_@