"عینه واقعیته!"
داشتیم فیلم مختارنامه رو میدیدیم، یهو داداشم گفت: اسبا خیلی حیوونای نجیبو خوبین! خیلی دوست داشتم اسب باشمo-O ( خدا مریضای شمارم شفا بده )
مامانم گفت: خب پسرم اسب هستی که!
محبت مادر و فرزندی تو خونه ی ما موج میکشه!!!! بعله!!!!
خاطرات خنده دار
یه بار تو فیس بوق ﺩﺧﺘﺮﻩ ﭘﺴﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ :
ﺣﺲ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺗﻮﯼ ﻗﻔﺴﻢ،ﻫﻤﻪ ﺁﺩﻣﺎ ﺑﺮﺍﻡ
ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ﺷﺪﻥ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻡ ﺍﺯ ﺩﯾﺪﻥ ﺁﺩﻣﺎ !! "
:|
ﻣﻨﻢ ﺑﺮﺍﺵ ﮐﺎﻣﻨﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ :
ﻓﺮﺩﺍ ﻣﯿﺎﻡ ﺑﺎﻍ ﻭﺣﺶ ﺩﺭﻗﻔﺴﺘﻮ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺗﺎ
ﺑﻪ ﺩﺍﻣﺎﻥ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺑﺮﮔﺮﺩﯼ !!
ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺍﺭﺯﺵ ﺑﻼﮎ ﺷﺪﻧﻮ ﺩﺍﺷﺖ !!!
ﺍﺻﻦ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩ
عاغا ما دیروز سر کلاس زبان بودیم قرار بود ویدیو بوک حل کنیم(کتاب فیلم)وسطاش بودیم یه فیلم اومد اسمش بود home aloneیکی از بچه ها گفت ینی چی این کلمه یکی دیه از بچه ها گفت خونه خالیo_Oمعلممون گفت فلانی گمشو بیرون -_-اونم پاشد گفت اخیش پام درد گرفت از بس رو صندلی نیشستم ^_^معلممون گفت برو افیس بگو زنگ بزنن به مادرت -_-یارو گفت اتفاقا مامانم چند وقته از خونه بیرون نیومده بزار بیاد دلش وا شه
ما =))))))
جک سی ریچارد *_*
معلممون هم که گفتن نداره ولی عینه هو ببر بنگال:)):))=))
يه بارم كه خيلي درس خونده بودم ميخواستم به مامانم بگم لباسارو بنداز تو لباسشويي گفتم لباسارو بنداز تو لوله گوارشي
تازه بعدشم گير دادم به مامانم ميگم سيتو پلاسمم درد ميكنه
مديونيد فكر كنين منظورم كمرم بوده
منo-o
مامانمo-o
باوناo-o
خيابانيo-o
هوش سياه o-o
دبروز گودزیلامون داشت مشق مینوشت بعد از این که تموم شد گفت اخیش تموم شد خسته شدم .
رفتم دیدم مشقشون چهار خط بیشتر نبوده....!!!
من یادمم میاد دوره ما یه رمان میدادن به ما میگفتن دو بار از روش مشق مینویسین یک بارم املا شب 3بارم میخونییش...
ای خدا اینا ارپیچی هم کمشونه .
زنگ تفریح توحیاط مدرسه دوستام و صدامیکردم بااین مضمون.(مزمون)بچه ها,دوست جونی ها,عزیزان اونام گرم صحبت بودن محلم نمیدادن تاگفتم میموناباشمام هرکی اونجابودبرگشت نگاه کرد oOمن دیگه حرفی ندارم!!!!!! پست اولمه غریب نوازی کنین
داشتم فیلم هندی میدیدم . انقدر که اینا ادبی حرف میزدن یه لحظه شک کردم نکنه حافظ و سعدی مال ایناست!!!!
والا با این فیلماشون....
وقتی داشتم میرفتم مدرسه(اول ابتدایی)مامانم ک منو برد سر کلاس انقد گریه کردم ک نذاشتم مامانم بره خونه.خلاصه با کلی زحمت تو کلاس پیش خودم نشوندمش...بعده 2ساعت معلم عین تیمارستانیا دستمو از پشت گرفت و مامانم رفت خونه.یکی نیس به این معلم بگه آیا جدا کردن مادر از فرزند کار خوبیست؟:|
♥♥ hamed=hanie ♥♥
به همین افق قسم
امروز بابام رفته دستشویی رو شسته , اَصن دستشویی برق میزدا ناموسا
بعد با یه حالت خسته از از در دستشویی اومده بیرون
مامانم بهش میگه:خوب دستشویی شستی یا نه ؟؟
بابام: آره باااااو , بیا نگاه کن ^_^
بعد همینجوری که داره منو نگاه میکنه برگشته به مامانم میگه:
جوری تمیز شستمش که اصن تو برو عسل بریز روش بده حامد لیس بزنه ^_^
کامراااااااان کجایی ؟؟ کامران من کمبود عاطفه دارم ! کامران بیا با هم بریم 4تا پرورشگاه سر بزنیم شاید منو شناختن :((((
حامد هستم از سر راه 0_o
من احساس می کنم که تو خونمون جن ۱پا داریم
چون همیشه ۱لنگه جوراب من نیست!
:D
يه روز داشتيم با فكوفاميل عزيز حومه مباحثى بحث ميكرديم
يهو دختر خاله ى بنده برگشت و با يه لحن حسرت بارى گفت
((هيچوقت نميفهمى چى تو دله يه بهمنى ميگذره...هيچوقت))
سكوتى حزن انگيز خانه را فرا گرفت
دستمو چن بار روى شونش زدمو گفتم((من ميدونم چى ميگذره...))
نگاهى تشكر اميز به من انداخت و من ادامه دادم
((خـــــون))
يعنى اونقدر قانع شده بود كه ميخواست خودشو از پنجره پرت كنه پايين^_^
این دوستم بود خدای سوتی بود
یه روز با همه بچه ها دسته جمعی رفتیم کافی شاپ این الهه سوتی هم با ما بود
میز پشتیه یه دختر و پسر بودن دختر هم اسم این دوست ما بود
دو سه بار پسره میز پشتیه دوست دختره رو صدا کردن این بلند شد گفته بعله
اخر سر عصبی شد برگشته می گه اه چرا هی صدا می کنید
نابغه نفهمیده بود
دیگه کافی شاپ نمونده ملت کلش جویدن رفت
راهنمایی ک بودیم تو امتحان قرآن اصلی گفته بود آیه ی«یدخلون فی دین الله افواجا» رو معنی کنیم منم یادم نمیومد افواجا ینی چی از مراقبمون پرسیدم گفت شما چجوری از مدرسه خارج میشید به اون میگن افواجا
آغا من فک کردم ما ک به دو صورت بیشتر خارج نمیشیم 1. وحشیانه 2. خندان
اول نوشتم داخل میشوید به دین خدا وحشیانه دیدم ن جور در نمیاد پاک کردم نوشتم خندان بردم برگرو دادم مراقبمون خندید گفت برو اومدم
ینی تا عمر دارم یادم نمیره اواجا ینی وحشیانه ن خندان
خنگم خودتونید
یه بارم دوستم اومد از زمونه گلایه کنه برگشت کفت: " ماها بچه های زانوهای وصله دار و کفشای میخی هستیم، مث سوسولای امروزی نیستیم که لای "پنبه قو" بزرگ شدن..."
چند دیقه سکوت به احترام بچه های زانو وصله دار ... خخخخ :)))
بابام عصبانی بود وگواهی نامش روهم گم کرده خواهر 4 سالم سر به سرش میزاشت اومدم بگمبابا عصبانی سر به سرش نذار گفتم دهن بابا سرویسه ولش کن
من - _-
بابام0_o
مامانم(:
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 21910
کل بازدید: 535360531










