دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  213792

شبکه پویا داره رامکال نشون میده بعد استرلین از باباش پول میخواست کلی بچه خوبی شده بود ماشین باباشو شست براش گل برد شما گذاشت
بابام برگشته میگه:همون دیگه تو بچگی اینا رو دیدی یاد گرفتی چطور از من پول بگیری,فقط تو این همه کار نمیکنی یه استکان چایی بهم میدی
منo_O
صدا و سیما@_@
بابام:-(

  213779

سرکلاس ریاضی بودیم، بعد ی سوالی اومد که توش کلمه مقلوب(ملقوبه شلغوبه هرچی هس)بود اومه.....
منم معنیشو یادم رفته بود، گفتم:
خانوم مقلوب ینی چی؟
یکی از بچه ها از اونور کلاس داد زد:
یعنی مرض!
منم عصبانی شدم ولی الکی مثلا جلو خودمه گرفتم با این حال گفتم:
خودت مرض بیتربیط!(سوادم تو حلق آمریکا)
حالا منظور این بنده خدا(برعکس)بوده!
ینی تو افق محو که چه ارض کنم تار و مار و سپس داغون و نابودو در نهایت غیب شدم!
الان از افق گذشتم، هم اکنون از عالم غیب براتون پست میذارم!
راستی میدونستین اینترنت جن ها سرعتش سرعت نوره؟
نمی دونستم تو افق محو شدن اینقدر خاصیت داره!خخخخخخ!
دبیرمون ©_©(من این وصت کشکم)
همکلاصی مهطرم °_°(خدا شفات بده)
.
.
.
بکوب لایکو بگو الهی آمین

  213729

اغا این گودزیلامون شماره بابا رو حفظ کرده امروز زنگ زده بهش میگه بابا زود باش برام گژ بخر بابا هم از اون ور میگه چی بخرم
گودزیلا: گژ دیگه بابا گژ بخر
بابا:دخترم متوجه نمیشم چی بخرم
گودزیلا :اه این بابا هم که هیچ وقت حرف منو متوجه نمیشه
تلفن رو کوبید

بعله بعد ساعت ها فهمیدیم گودزیلا منظورش گچ بوده همون گج مدرسه

  213722

(17/آذر/94)
کارآموزیم مشکل داشت ثبت نشده بود رفتم دانشگاه.رفتم اداره آموزش که مسئول آموزش درستش کنه. در همین حین که منتظر بودم مشکلشو حل کنن مسئول محترم گفتن که آقا شما ترم قبل رتبه اول بچه های مکانیک شدید واسه همین 90هزارتومن تخفیف شهریه بهتون داده شده(الان ترم 9 ام ترم 8 رو گفت) خیلی خوشحال بودم که رتبه اول شده بودم بروبچه ها هم نامردی نکردن، گفتن که باید ناهار بدی منم داغ گفتم باشه. به همین برکت انگار از قحطی اومده بودن این لقمه هایی رو که اینا میذاشتن تو دهنشون اگه سوار تریلی بود بخاطر اضافه بار ماشینو میخابوندن. خلاصه بیشتر از نصف تخفیف رو خوردن.
چند روز پیشم تولدم بود (9/آذر) واسه اونم چلو کباب ازم گرفتن.
این قدر که اینا واسه اتفاقای خوب زندگی من لحظه شماری میکنن اگه واسه بارون دعا می کردن الان مملکتو سیل برداشته بود.
والا.....

  213710

۞۩ஜخدایا پناهم باش.که جز پناه تو پناهی نمیخواهمஜ۩۞۩

از نهضت اومده بودن که خانمایی که سواد ندارن باید باسواد بشن.دوست ماهم معلمشون بود.منم ی روز با دوستم رفتم نهضت .اقا این خانما هر کدوم یه بهانه میگرفتن یکیشون میگفت من تا کتابوباز میکنم سرم درد میگیره .یکیشون میگفت من بلد نیستم مداد دستم بگیرم با خودکار میخوام بنویسم.اصلا ی وضعی بود من که فقط میخندیدم .اخرش دوماه نشده دوستم انصراف داد دیگه نرفت .

  213691

آقا تو این هوای سرد تهران تو خونه نشسته بودیم و درحالل یخ زدن بودیم که یهو گاز قطع شد :|
آقا بابام چادر مسافرتی آورد من هرچی پتو بود برداشتم اوردم همه رفتیم اون تو بعد یکی دو ساعت گاز دوباره وصل شد و همه چی به خوبی و خوشی حل شد تا این جا که امروز یکی از همسایه هامون اومده زنگ درو زده با مامانم صحبت کرده نگو این خانومه می خواسته بره بیرون بعدش یادش اومده زیر گازو خاموش نکرده دیگه حال نداشته بره بالا زده گاز کل ساختمونو قطع کرده

  213683

این قدر فیلم کره ای و ژاپونی و چینی دیدم،یه بار نزدیک بود جلوی معاون مدرسه تعظیم کنم!البته خدارو شکر حواسش نبود.....
هشدارمو جدی بگیرین! نزدیک بود اخراج شم می فهمی؟
لامپ ازافی(آره ما ام غلت قولوط می نفیصیم) خاموش
فیلم کره ای باید بشه فراموش
تا یه وخ دانش اموزی باهوش
شوت نشه از درسش مثه موش
بعدش نره زیر دوش
بره تو فکر دوباره. بعدش میره زیر درخت آلبالو یه گلابی میوفته تو سرش
بعد چارتا فورمول دیگه به بار سنگینمون اظافه میشه...

  213682

وقتي آمده بود جبهه سالم و سرحال بود رفت تخريب پايش كه رفت روي مين برگشت عقب بار دوم كه آمد جبهه تك تير انداز شد بايك پا خمپاره كه خورد به سنگرش آن يكي پايش هم كه معيوب شد
برگشت عقب بار سوم كه آمد رفت توي آشپز خانه براي سيب زميني پوست كندن آشپزخانه را كه بمباران كردند تنش كه پر از تركش شد رفت عقب درسشو خوند

  213672

یادش بخیر..
اون موقع ها که فیلم مسافری از هند میذاشت خواهرم هروقت از مدرسه برمیگشت یه شعری درمورده این فیلمه یاد گرفته بود!!
یکیش اینه ک یادمه:
سیتا دامنش برق میزنه
رامین هم چشمک میزنه
سیتا و رامین همدیگرو ندیدن /وقتی دیدن همدیگرو پسندیدن!!
بادا بادامبارک بادا ایشالله مبارک بادا !!!!
خخخخ:)
شعرای دیگه هم از فیلمای دیگه هس اونا هم میگم بعدا:))
ادامه دارد...

  213631

امروز یه حاج اقا اومده بود مدرسه مون واسه سخنرانی فامیلش خدادادی بود بعد این دوست من سوال داشت می خواست بگه اقای خدادای گفت اقای خردادیان کله مدرسه با این حرفش منفجر شد حاج اقاهم داشت بندری میرقصید

  213614

خواهرم بزرگم

میگه اول دبستان بودم خیلی تنبل بودم معدلم14بود.جشن بودبه شاگردای اول جایزه میدادن اسم منوخوندن منم خیلی بادوستام محفل میکردم بلندشدم رفتم جایزمو بگیرم دیدم یه دختره دیگه هم بلندشد مدیربهم گفته توبشین خیلی هم زرنگی بامعدل14جایزه هم میخواد دیگه سالن منفجرشد

  213611

بابام پارسال سفارش داده بود برامون کرسی بسازن ,مامانم شدید مخالف بود که.کجا می خواهی بذاری وسط هال نمیشه و به دکوراسیون خونه نمیاد و از این حرفا
حالا بابام بعد یکسال رفته کرسی اورده مامانم نمیذاشت بیاره تو خونه میگفت ببر زیر زمین تا یه فکری براش بکنم
بابام امد گفت :دختری ببین میتونی راضیش کنی یانه شیرینیت با من
من:مامان من مطمینم اگه کرسی بیاری وسط هال دو هفته نشده یه خواستگار میاد از اون سمج ها (کلا یه نمه ازدواجی نیستم سر همین این حرفا از من بعیده)
مامانم:خبریه؟!دلت پیش کسی گیره!؟
من:نه بخدا فقط به دلم افتاده
مامانم:من که میدونم خبریه وگرنه تو از ازدواج و خواستگار حرف نمیزنی
من:نه به جون بابا و شما خبری نیست
مامانم:از اون لبخندهایی که مامانها میزنن که یعنی من میدونم خبریه خفه شو
من با جیغ و داد:بابام تو رو خدا مامان نگاه کن
بابام:خو دختری لابد مادرت یه چیزی میدونه دیگه
منo_O
بابا و مامانم :-)
من@_@
من:-(
همچنان من

  213608

روز اول مدرسه بود نفر اول تو صف بودم خواستیم وارد کلاس بشم اول وایسادم کفشامو در آوردم جفتش کردم بعدش رفتم تو کلاس
بعله من از بچگی اینقدر با ادب بودم

خوب حالا مطلبو خوندی بالای صفحه بزن Like رو

  213606

اين خاطره مال يكي از رزمنده هاست:
پايش قطع شده بود خواستم ببندم كه گفت:برو سراغ زخمي ها.
گوش ندادم همان پاي قطع شده را برداشت و كوبيد توي سرم گفت:(اگه بياي جلو باهمين ميزنمت) رفتم سراغ بقيه صبح كه شد ديدم پايش توي دستش است و چشمش به آسمان

  213575

به دوستم میگم چرا چارشنبه نیومدی مدرسه؟
میگه برووو خودتووو بزن!!!
میگم منظورت اینه که خودمو سیاه کنم؟!
میگه آره دیگه چه فرقی داره؟!
به نظر شما فرقی نداره؟یاداره؟