R

R.S.M

@R.S.M · ۲۰ امتیاز

★★★★★ ۵ از ۵ (۱ رأی)

R
R.S.M ۸ سال پیش
جوک

اعتراف می کنم هنوز با صدا هلیکوپتر ک می شنوم دوست دارم بدوم برم تو حیاط نگاه کن�
چند بارم این کارو کردم ولی نامردا همیشه لنگه ظهر میان چشام کور شد
امروزم ک صداشو شنیدم پنجره رو باز کردم همینجوری نگاه ب اسمون کردم و بالاخره موفق ب دیدنش شدم :))
اگه کسی خونه نبود میرفتم توحیاط:D

R
R.S.M ۹ سال پیش
پیام

دیالوگ ماندگار های بقیه(خسرو شکیبایی : پسرتو چند سالته؟
پسر: پارسال 16 سالم بود بچه بودم؛
دو روز بعد بابام مُرد، بازم 16 سالم بود، اما دیگه بچه نبودم!
اتوبوس شب | کیومرث پوراحمد)
دیالوگی که خیلی وقته تو ذهن منه:
+انی لازم بول
-ای چی می گه اخوی؟
=نمی فهمی؟!...شاش داره
-باز تو حرف زدی؟
اتوبوس شب

R
R.S.M ۹ سال پیش
جوک

اعتراف می کنم که همیشه وقتی جوکی درباره این می خوندم که تو اپارتمان صدای همسایه ها تو خونه همدیگه میره با خودم میگفتم مگه میشه مگر اینکه بلند حرف بزننتا الان که برا خودم پیش اومد
من تو اتاق بودم (یه اتاق رو پارکینگ داریم)دیدم همین جوری صدا حرف زدن میاد فک کردم مامانم با خواهرم درباره درس حرف میزنه اومدم پایین دیدم مامانم که خوابه برگشتم بالا دیدم بازم صدا میاد گوشمو گذاشتم رو دیوار دیدم بعله همسایه گرام هست تاره فک کنم صدای تی ویشونه مگه یه ادم چقد میتونه حرف بزنه؟؟اینا سرشون نمیره؟

R
R.S.M ۱۰ سال پیش
جوک

دقت کردین..به بعضیا نمیشه خوبی کرد؟؟؟
مثلا همین علفه هرزه که تو گلدونه ما دراومده بود من فکر کردم گله!!!
آقا ما حسه مادرانه بش پیدا کرده بودیم...گفتیم یه هفتس بش رسیدیم..گیاه گیاهه دیگه..بزار بزرگش کنیم بشه عصا دستمون!!!
ذیگه بش آب خالی نمیدادم نمک و شکرم قاطیش میکردم مقوی شه...کمبود مواد آلی نداشته باشه...احساس نکنه گیاه ناخوانده اس..فک کنه منم مثه ی گل دوسش دارم...ارزشش برا من مثه ی گله...
.
.
.
پژمرد!!!!
پرو بی جنبه ...حتما میخواد براش ویتامین و آهنو کلسیم بیارم!!!
حیفه اون نمک و شکراا...
.
.
بچه ها ممکنه فشارخونی شده باشه؟؟؟یا مرض قندگرفته باشه؟؟؟
انسولینی نشده باشه ی وخت!!!!

R
R.S.M ۱۰ سال پیش
جوک

یه دختر خاله دارم ..دهه گودزیلایی!!:)
آغا چندسال پیش که مهدکودک میرفته دوستاش از این خط کش ژله ایا داشتن اینم با وجود اینکه خودش خط کش داشت ولی از اونا میخاسته.. هی به بابا مامانش میگه اینا یادشون میرفته بخرن ..خولاصه
خالم میگه ی بار از مهد اومد بدوبدو اومد پیشم گفت مامان خانممون گفته اگه جلسه بعد بدون خطکش ژله ایی بیای تو کلاس راهت نمیدم!!!
دیگه خالم شئهرخالم رو فرستاده رفتن براش خط کش گرفتن
.
.
.
یک هفته بعد دخترخالم میاد به مامانش میگه:مــــــامــــــان..بود اون روز گفتم خاممون گفته اگه بدون خط کش بیای رات نمیدمااا...دروغ گفتم بهت+_+
خالم:@_؟ وا...واسه چی؟؟
دختر خالم:آخه دیدم برام خط کش نمیگیرین منم گفتم بگم خانممون گفته تا برام بگیرین^_^
آیا این رسمش است؟؟؟ایا سرکار گذاشتن خانواده کارخوبیست؟؟؟ ایا وجدان بیدار است که دختر خاله ام دارد؟؟؟ایا اینها واقعا گودزیلا هستن؟؟؟
ایا فک وفامیل است که ماداریم؟؟؟
و هزاران ایا دیگر.... :]

R
R.S.M ۱۰ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم
حدود یه سال بافورجوک اشنا بودم ولی عضو نشده بودم گذاشتم کلکسیونی از خاطرات خنده دار وسوتیام یادم بیاد بعد عضو شدم:))
یه اعتراف دیگه هم میکنم تو ایام امتحانات خرداد امسال هی میومدم 4جوک میدیم اپ دیت نشده...منم:((
ولی ایا من دست روی دست گاشتم؟؟خیر!!
شروع کردیم خاطرات خنده دار رو از اولین صفحه خوندن!!!بعدشم فک وفامیاه که داریم!!!^__^الان صفحه 540خاطراتم و530فکو فامیل..خخخخخ...بیشترین قسمتش زمانی چسبید که بعده امتحانا که اپ دیت شده همه میومدن مینوشتن چرا 4جوک جون اینطوزی کردی..ما ح.صلمون سر رفت..چرا؟؟چرا؟؟چرا؟؟
ومن در حالی که یک لبخند مرموز به لب داشتم سرم رو انداختم پایین و گفتم خوشابحالم..بعدپیپم رو روشن کردم و به صندلیم تکیه دادم ودر دووود پیپم محو شدم!!!خخخخخ

R
R.S.M ۱۰ سال پیش
جوک

اقا ما کلاس بسکتبال میرفتیم...بعد اموزش حرکتا مسابقه میدادی�
یه بار تو یکی از این مسابقات قهرمانی!!!توپ تو دست حریف بود من رفتم ازش بدزدم ایشونم ماشالله هیکل اصن نمیذاشت هی میومدم بدزدم هی میچرخید پشتش رو میکرد بم نتونم..منم اخر سر خسته شدم..اما عمرا میزاشتم بره..به همین دلیل ایشون که در حال دریبل بود و پشتش هم به من بود ماهم از فرصت استفاده کردندی وی شوت محکم زدیم به توپ:)) توپ هم پرت شد اونوررر!!!بدبخت ی جوری برگشت نگام کرد..مونده بود قشنگ چی شد!!! معلممون هم ضعف کرده بود از خنده!!منم بانیشه باز نگاش کردم بعدم رفتم زیر حلقه وایسادم تا توپ که اوت شده بود رو بزنن!!!
ی بارم جوگیر شدم تو تمرینا یه جندا 3امتیازی خوب زدم بعد تو مسابقه تا توپ میومد تو دستم دوتا دریبل میزدیم زیر تور بودیم یا رانیگ میشد!!یه بار توپ امد تو دستم منم خیلی شیک از وسط زمین پرتش کردم بره تو سبد!!!از کنارش رد شد نامرد!!!!:((خخخخخخ

R
R.S.M ۱۰ سال پیش
جوک

اعتراف نامه!!
اعتراف میکنم بچه ک بودم 3_4سال.فیلم ویدئویی ک میدیدم فک میکردم خود آدما رفتن تو فیلم..حالا این برام سوال نبود ک ادم ب این بزرگی چجور تو نوارفیلم جا شده سوالی که برام پیش میومد این بود که وقتی وسط فیلم نوار رو درمیاوردیم چند روز بعد میذاشتیم این بازیگرا ازکجا میفهمیدن تو چ حالتی بودن و دقیقا داشتن چی میگفتن!!یا فیلم رو که عقب جلو می کردیم دلم براشون میسوخت(جدی میگم!!)اخه مجبور بودن دوباره همون کارهارو کنن همون دیالوگارو بگن خسته هم نمیشدن..با خودم میگفتم بازیگری کار سختیه هااا!!!!جالب تر اینکه بادقت نگاه میکردم میدیم چ جالب دارن قشنگ برعکس کارهایی و که کردن انجام میدن!!O_o بعضی وقتا هم منتطربودم یادشون بره ی کاریو انجام بدن:))
تا از خواهرم پرسیدم گفت اینا که خودشون نیسن مث موقعی ک ازخودت عکس میگیریم تو که نمیری تو عکس تصویرته!!
و سوالی جدیدبرام مطرح شد:دوربین چگونه عکس مارو میگیره؟!اونم با یک کلیک!! :))
هعییی!!!اصن چیزی نگم بهتره...:))

R
R.S.M ۱۰ سال پیش
جوک

امتحان زمین شناسی داشتیم:)
منم که...بعله!!!:)))
سوال اول و خوندمO__o
من:خانم..این مال فصل 5نیس؟؟
بغل دستیم:چی!!!نه بابا!!
من:-_-
همینطوری چزتو پرت نوشتیم(خداروشکر یه چیزایی از دوران راهنمایی یادم بود!!)تا رسیدیم به سوال4که نوشته بود:درچه زمانی برای بار دوم نظریه زمین ساخت ورقه ای مطرح شد؟؟
من: ؟o؟...!!!هاا؟؟مگه دوبارمطرح شد؟؟اون ی بارشم که ناقص مطرح کردن!!!
هیچ دیگه منم نوشتم ..در زمان های قدیم:))
توضیح هم خواسته بود..ولی دیگه خستم بود توضیح بدم:))
خواهش میکنم!!تشویق نفرمایین!!من متعلق به همتونم!!ممنونم!!!^__^

R
R.S.M ۱۰ سال پیش
جوک

برره که میذاشت این شعر رو میخوندیم:
پشت درایه بسته دوبرره نشسته
لیلون نوارگذاشته
شیرفرهاد داره میرقصه!
سرذار میگه من پیرم چند روزه دیکه می میر�
سالار میگه چ بهتر میرم زنت رو میگیرم!!خخخخ
کیوان میگه پول وده..پول های زوز زور وده
کیانوش بیچاره دیگه چاره نداره!!!
ههههه
بمیرم برا خودمون چ قدر بیمزه بودیم!!تازه از بیمزگیمون هم ذوق مرگ میشدیم..خخخخ

R
R.S.M ۱۰ سال پیش
جوک

یادش بخیر..
اون موقع ها که فیلم مسافری از هند میذاشت خواهرم هروقت از مدرسه برمیگشت یه شعری درمورده این فیلمه یاد گرفته بود!!
یکیش اینه ک یادمه:
سیتا دامنش برق میزنه
رامین هم چشمک میزنه
سیتا و رامین همدیگرو ندیدن /وقتی دیدن همدیگرو پسندیدن!!
بادا بادامبارک بادا ایشالله مبارک بادا !!!!
خخخخ:)
شعرای دیگه هم از فیلمای دیگه هس اونا هم میگم بعدا:))
ادامه دارد...

R
R.S.M ۱۰ سال پیش
جوک

خالم دیروز به شوهرش گفته بود غذا درست کنه ظهر که از سرکاربرمیگرده میبینه غذایی نیس..بعله شوهرخالم یادشت رفته بود غذا درست کنه!! :)
هیچ دیگه تصمیم میگیرن که زنگ بزنن بیرون بر^_^
میگفت یکی میگفت سوخاری..اون داد میزد کباب..خلاصه ی وضعی!!
دختر خالم 4سالشه (یه گودزیلای مهربونه:))
پاشده رفته تو گوش باباش گفته آفرین بابا همیشه از این کارا بکن O__o
خخخخ