ز

زهرا

@یه اذری · ۹ امتیاز

★★★☆☆ ۲ از ۵ (۸ رأی)

ز
جوک

من ومخاطب خاصم دعوامون شده بود یه دفعه جوگیر شدم یاد اهنگ امیر تتلو افتادم و گفت�
دیگه با من حرف نزن برو بم زنگم نزن
بذار فکر تو بپره از سر�
اونم کم نیاورد و گفت
چه راحت از من دوری چرا پس من از اونی
که میخواد از من بگذره نگذر�
بعدشم دوتایی از خنده منفجر شدیم و اشتی کردیم روز از نو روزی از نو
دیونم خودتونین
دکترم نمیریم

ز
پیام

دختر خانم عزیز،اگه میگی پسرا باید تو رو جای خواهرشون بدونن و باهات کاری
نداشته باشند،خب به نظرت چه عاملی باعث میشه بهت نگاه کنن و اذیتت کنن؟؟
غیر از اینه که تو یه کاری کردی که اونا نگات میکنن؟؟ درسته هرزه که باشه حجاب
نمیشناسه اما هرزه هم دنبال بیکاری مطلق نیست که هرکی رو دید انگولکش کنه
که...! تو یه قدم بردار،اونوقت میبینی که چقدر ازاون تیکه ها کم میشه...حداقلش تو
وظیفه ت رو انجام دادی،اونوقت دیگه کسی به تو گیر نمیده و همه هم تو رو جای
خواهر واقعی شون خواهند دونست...یه خواهر باحیا،نه یه.......

ز
جوک

عاقا ما خانوادگی تو تلگرام یه گروه زده بودیم و داشتیم میحرفیدیم نمیدونم یه دختره ازکجا اومد توگروه
وگفت : ببخشی اینجا کجاست
داداش منم نه گذاشت نه برداشت
گفت: اینجا طویله است
دختره که رفت دیگه پیداشم نشد هیچ به داداشم گفتم: چرا اینکارو کردی
دادام: این کارا دیگه قدیمی شده اینجا کجاست وتو کی مال قرن بوق
من: خو ادم عاقل وقتی اینجا طویله است لابد ماهم گاو وگوسفندیم دیگه
دادام: هان راست میگیااااا ولی تو به عمق ماجرا ننگر
داداش من دارم خو اول فکر کنی بعد حرف بزنی میمیری

ز
جوک

عاقا ما یه معلم عربی داریم سختگیرهااا حالا من برای انتقام گرفتن امروز ساعت 6 رفتم مدرسه یه بسته ادامس ازجیبم دراوردم وبعد از جویدن گذاشتم رو صندلیش خخخخخخ
بعدم همه بچه ها یکی یکی اومدن ساعت 7 شد و معلم اومد
واااااااااای این دیگه کیه خاک بر سرم شد معلم جدید اومده خیلی ریلکس سلام کرد ونشست بعد از ده دقیقه می خواست بلند شه دید نمی تونه یه نگاه به کل کلاس انداخت بعد روبه من گفت بیرون نمی دونم از کجا فهمید
جان هوا یکم سرده تحمل می کنم شما نگران نباش

ز
جوک

عاقا ما یبار گوشی پسرعممون کش رفتیم شروع کردیم به دوس دختراش اس ام اس دادن خلاصه باهمشون دعوا کردیم و کات
حالا من جوری که کسی شک نکنه گوشی و گذاشتم سرجاش و جیم شدم من نمیدونم کدوم بیشوری خبر داد به پسرعممون که کار من بود چشمتون روز بد نبینه تا دوساعت من دور خونه ننه بزرگم میدوییدم که پسرعمم منو نگیره تهشم گیرم اورد موهای همدیگه روکندیم

ز
جوک

به دادام میگم نگا کن وقتی میخندم رو گونم چال میوفته ورداشته میگه منم هم سن تو که بودم ینی 14 یا 15 سال داشتم رو گونم چال میوفتاد بعد رفتم تو کوچه بازی کنم شهرداری چال گونمو پر کرد
جون من این داداش من دارم یعنی نمکدونه نه داداش

ز
جوک

سلام پست اولمه
عاقا ما یه دایی داریم امسال کنکور داده داشتیم رتبه شو سه رقم سه رقم جدا می کردیم که از کانون قلم چی زنگ زدن بهش گفتن ما به تو 5 میلیون میدم فقط نگو میومدی کلاسای ما باید بگم دایی گرام دهه هفتادی حالا هی بگید دهه هشتادی ها گودزیلان