دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  31734

آقا من بچه بودم روز مادر از مامانم پول میگرفتم واسش کادو بگیرم روز پدر از بابام!
نمیدونم فقط من اینجوری بودم یا شما هم اینجوری بودید؟

  31720

تو دانشگاه مترجمی میخونیم یه استاد داریم در حد جلبک هم نمیفهمه بهش میگیم استاد معنی این جمله چیه میگه این جمله در حد شما نیس من سطح بالا توضیح میدم شما نمیفهمید
ما :((((((
استاد خاکی و فروتن ما:))))))

  31715

میخواستیم بریم عروسی رفتم آرایشگاه کلی بتونه کاری کردم مثلا خوشگل بشم بعد از آرایشگاه اومدم رفتم در اتاق خوابو بازکردم از صدای در داداشم از خواب بیدار شده بی شعور منو که دیده یه کاره برگشته میگه یا جن!!!یا صاحب ترس !!!خدایا توبه!!!
تو عزرائیلی؟!
من:!!!!!:(:(:(:(:(

  31704

اولین ضربه ی روحی زندگیمو زمانی خوردم که یه گردو رو شیکوندم خوردم دیدم ترشه ، نگو لیمو امانی بوده! :|

  31702

دیدین دخترایی که تازه ازدواج میکنن به یه دختر مجرد که میرسن فوری میگن: وای ازدواج نکنیا, ااااااه شوهر چیه? همش بد بختیه, من که پشیمونم. خوش به حالت که مجردی.
یکی نیس بهش بگه آخه عزیزم تو همونی هستی که تا دیروز در آرزوی شوهر میسوختی.

  31686

یه روز تو تعمیر گاه رفیقم نشسته بودم یارو اومده میگه شمعک ضربدر 6 دارین ؟
رفیقمم هنگ کرد گفت ضربدر 6 دیگه چیه
یارو برگشته میگه بی ام وه ضربدر6
منضورش x6 بود منم که داشتم میمردم از خنده شمع بهش دادم و رفت

  31675

پشت چراغ قرمز وایسادم بعد ی ماشین پشت سرم بود هی بوق زد زد زد زد
رفتم پایین دیدم ی پیر مرده گفتم پدر من ماشینم بال نداره پرواز کنم
بعد بازم ی بوق زد گفت واسه تو بوق نمیزنم واسه چراغ قرمزه تا سبز بشه
دیگه هیچی اونجا ک دیوار نبود اومد نشستم تو ماشین سر خودمو زدم ب فرمون ماشین

  31669

بزرگ ترین کابوس من در دوران مدرسه این بود که معلم در هنگام ورود به کلاس کلی برگه A4 دستش باشه

  31652

شما يادتون نمياد..
چرا بابا دهه شصتي زياد داريم.. پس
شما يادتون مياد كه وقتي مدرسه كلاس بندي ميشديم، چقد كيف ميكرديم كه دوباره با دوستامون يه كلاس هستيم..
اما
زنگ دوم ناظم مي اومد چند تامونو جابجا ميكرد ميبرد يه كلاس ديگه.. :(
خب چه كاري بود؟ چه سري بود كه ما ازش بي خبر بوديم؟؟؟
إ يادتون افتاد.. عيب نداره، بزرگ شديم، يادمون نرفت.. :)

  31631

یه بار با بچه ها رفته بودیم مسافرت بعد نصف شب خوابم نمیبرد اومدم یه چنتا اس ام اس به دوستام بدم نصفه شبی بد خوابشون کنم!!!
یهو اس ام اس اب خوردی افتابه رو کجا گذاشتیو اشتباهی واسه بابام فرستادم....
تا اومدم گوشیو خاموش کنم که نره دیدم رفت بعد ۶٫۵ صبح دیدم یریز داره گوشیم زنگ میخوره منم تو خواب بیداری یهو دیدم شماره بابامه سریع گوشیو برداشتم دیدم بابام داره میگه دلم نیومد بزارم تشنه بخوابی بیدارت کردم بگم افتابه رو کجا گذاشتم.

  31630

کی یادشه :یه زمانی توو مدرسه با دوستمون هماهنگ می کردیم که تو اجازه بگیر برو بیرون منم 2دقیقه دیگه میام!
بعد معلم عقده ای می گفت صبر کن تا دوستت بیاد بعد برو.....
من که حلالشون نمی کنم!!!!!

  31625

یــه بارم عاشـــق شـــده بودم کلــــی قرص از دوستم گرفتم ...
خوردم که خودکشـــــی کنم به جای مردن سه چهار روز خوابیدیم:دی
واکنش خانواده این بود که ناراحـــت شدن چرا من انقدر تنبلم هــــمش میخوابم نمیــــــرم نونوایی :|

  31600

بجان خودم راسته
يباردبيرادبياتمون داشت يكي ازشعراي حافظ رو باريتمي كه شجريان خونده بودسركلاس ميخوند آوازي بودا" خردرچمن "
دستموبالاكردم گفتم ميشه برم بيرون گفت نه!
بازگفتم آخه مانوارشوداريم ميرم خونه گوش ميدم خوشحال شد گفت واقعآ؟
بچه ها ديگه كي نوارشو داره؟همه دستشون بالابردن
خركيف شد كلاس كنسل كرد.
حافظ:-S
كانون نوازندگان قصر:-o
ما:-D
دبيره:-))))
نواركاست نداشته;-)

  31598

عاغا اينجا همسايمون حنابندون گرفته بودن دي جي اوردن حالا بزن برقص جاتون خالي منو و دادشم فقط رو ويبره بوديم تو خونه خودمون همه ي اهنگارو در حال راه رفتن اجرا ميكرديم يه دفعه بندري ميزد ما هم جو گير ميپريديم هوا دست خودمون نبود خو ريتم بود ديگه
مامانم چشم غره ميرفت وگفت اي خدااا از بچه ديگه چرا شانس نيووردم اينقد وول نخورين! بشينين سرگيجه گرفتم اه صب كنين باباتون بياد يه حالي بگيرم ازتون
ما :| رفتيم نشستيم رو مبل خععععلي اروم ك مامان خانوم شاكي نشه پاهامون ك ضرب ميگرفت يه دفعه ديدييم اهنگ بابا كرم زد ماهم تو حسرت بهم نيگاه كرديم يهو در ورودي سالن وا شد بابام در حال رقصيدن وارد شد
منو داداشم (^_^)
مامي (O.O)
بابام D:
ايول بابا همگي پا شديم ديگه منو دادشم واسه همراهي بابام مامان به سمت اشپزخونه واسه اوردن كفگير!! :")

  31597

عاقا اين چه طرز نوشتنه؟!! ..!! عصاصا خو اينا چيه؟؟ من رفتم يه جايي خبر مرگم يه چيزي بنويسم از بس كه زبان مخترعين اينجا رو خوندم به نظرم عادي اومد ولي نميدونين چه پدري ازم دراوردن ك سوتي دادي اونم در حده انرژي حصته ايي!!!
منه بدبخت :|
جمع كصافط در حال پشتك زدن از خنده به منه بدبخط !!:)))))))))
حالا من هر چي ميگم اينطوري مينويسم عادتمه تو 4 جوك ميخونم ايجوري مينويسيم واسه اينكه امق فاجععععه رو نشون بدييم حالا هر چي بهشون ميگم كو گوش شنوا ؟؟؟! بد ميگم مگه واسه نشون دادن عمغ فاجعه ايطوري نمينويسين؟! :(