دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 31715

تاریخ انتشار : آبان 1391

میخواستیم بریم عروسی رفتم آرایشگاه کلی بتونه کاری کردم مثلا خوشگل بشم بعد از آرایشگاه اومدم رفتم در اتاق خوابو بازکردم از صدای در داداشم از خواب بیدار شده بی شعور منو که دیده یه کاره برگشته میگه یا جن!!!یا صاحب ترس !!!خدایا توبه!!!
تو عزرائیلی؟!
من:!!!!!:(:(:(:(:(