دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 31598

تاریخ انتشار : آبان 1391

عاغا اينجا همسايمون حنابندون گرفته بودن دي جي اوردن حالا بزن برقص جاتون خالي منو و دادشم فقط رو ويبره بوديم تو خونه خودمون همه ي اهنگارو در حال راه رفتن اجرا ميكرديم يه دفعه بندري ميزد ما هم جو گير ميپريديم هوا دست خودمون نبود خو ريتم بود ديگه
مامانم چشم غره ميرفت وگفت اي خدااا از بچه ديگه چرا شانس نيووردم اينقد وول نخورين! بشينين سرگيجه گرفتم اه صب كنين باباتون بياد يه حالي بگيرم ازتون
ما :| رفتيم نشستيم رو مبل خععععلي اروم ك مامان خانوم شاكي نشه پاهامون ك ضرب ميگرفت يه دفعه ديدييم اهنگ بابا كرم زد ماهم تو حسرت بهم نيگاه كرديم يهو در ورودي سالن وا شد بابام در حال رقصيدن وارد شد
منو داداشم (^_^)
مامي (O.O)
بابام D:
ايول بابا همگي پا شديم ديگه منو دادشم واسه همراهي بابام مامان به سمت اشپزخونه واسه اوردن كفگير!! :")