اعتراف میکنم وقتی بچه بودم گودزیلامونو که تازه به دنیا اومده بودو میبردم تو آشپزخونه قابله هارو میزدم بهم یه صدای بلندی میداد اونم میزد زیر گریه منم طبق یک نقشه ی از پیش طراحی شده بغلش میکردم میگفتم گریه نکن بعد که دیگه گریه نمی کرد دوباره همین کارو میکردم
انقد همین کارو میکردم تا مامانم میومد یکی میزد تو گوشم این بچه رو هم ازم میگرفت میبرد
بعله یه همچین بچه ای بودم :)
اعتراف میکنم
اعتراف می کنم روزی 5 ساعت فقط تو فور جوکم
.
.
.
خیال نکنید می گردما نه اینترنت قطعه رو اون صفحه گیر کرده !
اعتراف میکنم بچه که بودم فکر میکردم پراید چون کوچیکترازپژو پس پژو
بعدپژو چون بزرگتراز پرایده پس پرایده
ازلحاظ تعداد حروف دقت داشتم
از بچگی بامنطق پیش میرفتم
اعتراف میکنم وقتی میخوام به مکالمات تلفنی اعضای خانواده گوش بدم وقتی تلفن زنگ خوردمن میرم سراغ کامپیوترواقع درطبقه ای دیگر وکانکتو میزنم بعد بااسپیکر راحت به مکالمات باصدای دوطرف گوش میدم
آآاییییی حال میده
امتحان کنید
من ی مریضی گرفتم که از سرطان وایدزم بدتره اونم اینه که هروقت خواب میبینم که رفتم WC ودارم تکلیفمو ادا میکنم وقتی بیدارمیشم میبینم که همون تکلیفمو روی تخت خوابم ادا کردم...به خاطر همین مریضی ازدواج نکردم تا حالا چون میترسم شب ها ادای تکلیف کنم تو دهن....
اعتراف ميكنم
بی پــدر ، فحش نی
دردِ ...
درد
سلام
اعتراف میکنم چن وقت پیش یه پست فرستادم زده بودبرام تکراری...
بعدیه هفته دیدم یکی دیگه دقیقا همون پست رو فرستاده تایید شد(ینی درعرض یک هفته ازحالت تکراری دراومده)کلی هم لایک خورده بود...
منم ازبس که حرصم اومد نمیدونستم سرمو به کدوم دیواربکوبم که لایکو کوبیدم(اره لایکش کردم حرفیه؟؟)
پس انتظارچی داشتی؟؟؟؟
یعنننننننی عمرا اگه کسی شانسش مسل من انقـــــــــــد توپ باشه :$
میپرسید چرا؟؟ الان عرض میکنم...
عارضم به خدمتتون دو هفته پشت هم یونی نرفتم :) از اول ترم غیبت نداشتم.
هر هفته ام همه ی استادا میومدنو درس دادن.
هالا ... بعد دو هفته ک میخواستم برم ی روز قبلش از یونی اس ام اس اومد برام [بله یونیم خـــارجیه :)] خلاصه اس اومد ک کلاس دومی تشکیل نمیشه :$
کلا اون روز 3تا کلاس داشتم. گفتم عب نداره. دوتا کلاس قبل و بعدشو میرم. رفتم یونی کلاس اول ک گذشت...کلاس دومم ک تشکیل نشد از ساعت 2 تا 6 کلاس آخرم تشکیل میشد بیکار بودیم. واسه کلاس اخریم برگشتیم یونی(با دوستم رفته بودیم بیرون) ییهو هراستمون گفت:
اِهِـــــــــــــــــــــــــــم برید خونه این کلاستونم تشکیل نمیشه. استادتون تصادف کرده :$ بله متوجه شدین دیگه. یعنی شانسم تو نای و مِریه همه
کلا از دماغم درومد اون دوهفته
ضایعم خودتونید :(
بنده از همین جـــــــا اعتراف میکنم هنوز که هنوزه بعد چند سال وقتایی که دارم کانال میزنم و میرسم به این برنامه هایی که در مورد کنکوره ، از شدت استرس و اضطراب تا یه هفته دل پیچه و (روم به دیوار ، گلاب به روتون) بیرون روی دارم. ینی بلایی که اینا سر من میارنـــــــــــــــا صد تا شیاف و قرص و شربت مسهل نمیتونه نازل کنه. من که میدونم همتون مثه خودمین ، دکمه اینتر عمو کامران با گوجه و خیارشور ساندویچ شده لایِ کلیپس سارا همسایه ی داداش حامد با نون اضافه تو حلقت اگه انکار کنی!!!!
عاغا میخوام یه اعترافاتی بنویسم که به شوهر خواهرمم بزور خواهرم گفتم حالا شما که غریبه نیستید:
تا کلاس اول دبستان انگشت می خوردم.
تا دوم شیشه شیر میخوردم.(ولی چای تو شیشه خیلی حال می داد.
ترس زیاد از گوش خیزک داشتم.(الان از عنکبوت میترسم پیشرفتو حال کن)
و یک سال جهشی خوندم.(به هرکی میگم بر میگرده میگه اشتباه میگی مگه میشه؟)
املام یعنی در حد ضایع ضعیفه هنوزم بعد 18سال زندگی هنو املا بعضی رو بلد نیسم
اعترافاتی که به هیچکی نگفتم
ﻋﺎﻗﺎ ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻣﻴﻜﻨﻢ ﻋﺎﺷﻖ ﻭ ﺩﻳﻮﻭﻧﻪ ﻓﻮﺭ ﺟﻮﻛﻢ. ﺑﻪ ﺣﺪﻱ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺍﻳﻨﺘﺮﻧﺖ ﻟﺒﺘﺎﺑﻤﻮ ﺍﺯﻡ ﻛﺮﻓﺘﻦ ﺍﻣﺎ ﺑﺎﺯﻡ ﻫﺮﻣﺎﻩ ﺍﺯ ﻣﺨﺎﺭﺟﻢ ﻣﻴﺰﻧﻢ ﻛﻪ ﺍﺷﺘﺮﺍﻙ ﻣﺎﻫﺎﻧﻪ ﺍﻳﻨﺘﺮﻧﺖ ﻭﺍﺳﻪ ﻛﻮﺷﻴﻢ ﺑﻜﻴﺮﻡ ﺑﺎ ﻛﻮﺷﻲ ﺑﻴﺎﻡ ﻓﻮﺭﺟﻮﻙ. ﻣﻴﺘﺮﺳﻢ ﺍﻳﻨﻢ ﺍﺯﻡ ﺩﺭﻳﻎ ﻛﻨﻦ. ﻭﺍﺳﻢ ﺩﻋﺎ ﻛﻨﻴﻦ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺍﻳﻨﺎ ﻭﺍﻟﺪﻳﻦ ﻭﺍﻗﻌﻲ ﺑﻨﺪﻩ ﻣﻴﺒﺎﺷﻦ ﺩﻱ!!!!
اعتراف میکنم وقتی کوچیک بودم کاری که دوس داشتم بکنم نمیذاشتن پیش خودم میگفتم بذار بزرگ شم من دیگه کاری به بچم ندارم ولی هر کاری میکنم تا ی حدی بیشتر نمیتونم جلو خودمو بگیرم الان میدونم چه پدری ازشون در میاوردم واقعا روی گودزیلا رو کم کرده بودم.
اعتراف میکنم بچه که بودم فقط میخواستم که یکم بزرگ شم هر کاری دوست داشته باشم بکنم ولی الان دوست دارم هر کاری بگن بکنم برگردم به همون بچگی و هر کاری دوست دارم بکنم اخرشم بگن بچه اس عیبی نداره .
اعتراف میکنم هر وقت املای درست یه کلمه رو نمیدونم به چندروش مینویسم هر کدوم خوشگلتر شد همونو انتخاب میکنم ،از اول ابتدایی تا الان که بیست و اندی سالمه، 90درصدم جواب گرفتم و درست از اب در اومده^-^
اعتراف میکنم از دانشگاه اومدم تو خونه دانشجوییمون دیدم رفیقم داره گریه میکنه گفتم چی شده گریش خیلی شدید شد گفت پدربزرگم فوت شده منم که هول شدم گفتم معذرت میخوام......
من: @-@
رفیقم:O-o
سازمان بهشت زهرا:________________
سایر فامیلای وابسته:<;;> <;;> <'>
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 34746
کل بازدید: 533989938










