دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

اعتراف میکنم

  126974

اعتراف میکنم وقتی بچه بودم گودزیلامونو که تازه به دنیا اومده بودو میبردم تو آشپزخونه قابله هارو میزدم بهم یه صدای بلندی میداد اونم میزد زیر گریه منم طبق یک نقشه ی از پیش طراحی شده بغلش میکردم میگفتم گریه نکن بعد که دیگه گریه نمی کرد دوباره همین کارو میکردم
انقد همین کارو میکردم تا مامانم میومد یکی میزد تو گوشم این بچه رو هم ازم میگرفت میبرد
بعله یه همچین بچه ای بودم :)

  126970

اعتراف می کنم روزی 5 ساعت فقط تو فور جوکم
.
.
.
خیال نکنید می گردما نه اینترنت قطعه رو اون صفحه گیر کرده !

  126964

اعتراف میکنم بچه که بودم فکر میکردم پراید چون کوچیکترازپژو پس پژو
بعدپژو چون بزرگتراز پرایده پس پرایده
ازلحاظ تعداد حروف دقت داشتم
از بچگی بامنطق پیش میرفتم

  126960

اعتراف میکنم وقتی میخوام به مکالمات تلفنی اعضای خانواده گوش بدم وقتی تلفن زنگ خوردمن میرم سراغ کامپیوترواقع درطبقه ای دیگر وکانکتو میزنم بعد بااسپیکر راحت به مکالمات باصدای دوطرف گوش میدم
آآاییییی حال میده
امتحان کنید

  126958

من ی مریضی گرفتم که از سرطان وایدزم بدتره اونم اینه که هروقت خواب میبینم که رفتم WC ودارم تکلیفمو ادا میکنم وقتی بیدارمیشم میبینم که همون تکلیفمو روی تخت خوابم ادا کردم...به خاطر همین مریضی ازدواج نکردم تا حالا چون میترسم شب ها ادای تکلیف کنم تو دهن....

  126957

اعتراف ميكنم
بی پــدر ، فحش نی
دردِ ...
درد

  126950

سلام
اعتراف میکنم چن وقت پیش یه پست فرستادم زده بودبرام تکراری...
بعدیه هفته دیدم یکی دیگه دقیقا همون پست رو فرستاده تایید شد(ینی درعرض یک هفته ازحالت تکراری دراومده)کلی هم لایک خورده بود...
منم ازبس که حرصم اومد نمیدونستم سرمو به کدوم دیواربکوبم که لایکو کوبیدم(اره لایکش کردم حرفیه؟؟)
پس انتظارچی داشتی؟؟؟؟

  126942

یعنننننننی عمرا اگه کسی شانسش مسل من انقـــــــــــد توپ باشه :$
میپرسید چرا؟؟ الان عرض میکنم...
عارضم به خدمتتون دو هفته پشت هم یونی نرفتم :) از اول ترم غیبت نداشتم.
هر هفته ام همه ی استادا میومدنو درس دادن.
هالا ... بعد دو هفته ک میخواستم برم ی روز قبلش از یونی اس ام اس اومد برام [بله یونیم خـــارجیه :)] خلاصه اس اومد ک کلاس دومی تشکیل نمیشه :$
کلا اون روز 3تا کلاس داشتم. گفتم عب نداره. دوتا کلاس قبل و بعدشو میرم. رفتم یونی کلاس اول ک گذشت...کلاس دومم ک تشکیل نشد از ساعت 2 تا 6 کلاس آخرم تشکیل میشد بیکار بودیم. واسه کلاس اخریم برگشتیم یونی(با دوستم رفته بودیم بیرون) ییهو هراستمون گفت:
اِهِـــــــــــــــــــــــــــم برید خونه این کلاستونم تشکیل نمیشه. استادتون تصادف کرده :$ بله متوجه شدین دیگه. یعنی شانسم تو نای و مِریه همه
کلا از دماغم درومد اون دوهفته
ضایعم خودتونید :(

  126914

بنده از همین جـــــــا اعتراف میکنم هنوز که هنوزه بعد چند سال وقتایی که دارم کانال میزنم و میرسم به این برنامه هایی که در مورد کنکوره ، از شدت استرس و اضطراب تا یه هفته دل پیچه و (روم به دیوار ، گلاب به روتون) بیرون روی دارم. ینی بلایی که اینا سر من میارنـــــــــــــــا صد تا شیاف و قرص و شربت مسهل نمیتونه نازل کنه. من که میدونم همتون مثه خودمین ، دکمه اینتر عمو کامران با گوجه و خیارشور ساندویچ شده لایِ کلیپس سارا همسایه ی داداش حامد با نون اضافه تو حلقت اگه انکار کنی!!!!

  126904

عاغا میخوام یه اعترافاتی بنویسم که به شوهر خواهرمم بزور خواهرم گفتم حالا شما که غریبه نیستید:
تا کلاس اول دبستان انگشت می خوردم.
تا دوم شیشه شیر میخوردم.(ولی چای تو شیشه خیلی حال می داد.
ترس زیاد از گوش خیزک داشتم.(الان از عنکبوت میترسم پیشرفتو حال کن)
و یک سال جهشی خوندم.(به هرکی میگم بر میگرده میگه اشتباه میگی مگه میشه؟)
املام یعنی در حد ضایع ضعیفه هنوزم بعد 18سال زندگی هنو املا بعضی رو بلد نیسم
اعترافاتی که به هیچکی نگفتم

  126892

ﻋﺎﻗﺎ ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻣﻴﻜﻨﻢ ﻋﺎﺷﻖ ﻭ ﺩﻳﻮﻭﻧﻪ ﻓﻮﺭ ﺟﻮﻛﻢ. ﺑﻪ ﺣﺪﻱ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺍﻳﻨﺘﺮﻧﺖ ﻟﺒﺘﺎﺑﻤﻮ ﺍﺯﻡ ﻛﺮﻓﺘﻦ ﺍﻣﺎ ﺑﺎﺯﻡ ﻫﺮﻣﺎﻩ ﺍﺯ ﻣﺨﺎﺭﺟﻢ ﻣﻴﺰﻧﻢ ﻛﻪ ﺍﺷﺘﺮﺍﻙ ﻣﺎﻫﺎﻧﻪ ﺍﻳﻨﺘﺮﻧﺖ ﻭﺍﺳﻪ ﻛﻮﺷﻴﻢ ﺑﻜﻴﺮﻡ ﺑﺎ ﻛﻮﺷﻲ ﺑﻴﺎﻡ ﻓﻮﺭﺟﻮﻙ. ﻣﻴﺘﺮﺳﻢ ﺍﻳﻨﻢ ﺍﺯﻡ ﺩﺭﻳﻎ ﻛﻨﻦ. ﻭﺍﺳﻢ ﺩﻋﺎ ﻛﻨﻴﻦ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺍﻳﻨﺎ ﻭﺍﻟﺪﻳﻦ ﻭﺍﻗﻌﻲ ﺑﻨﺪﻩ ﻣﻴﺒﺎﺷﻦ ﺩﻱ!!!!

  126891

اعتراف میکنم وقتی کوچیک بودم کاری که دوس داشتم بکنم نمیذاشتن پیش خودم میگفتم بذار بزرگ شم من دیگه کاری به بچم ندارم ولی هر کاری میکنم تا ی حدی بیشتر نمیتونم جلو خودمو بگیرم الان میدونم چه پدری ازشون در میاوردم واقعا روی گودزیلا رو کم کرده بودم.

  126890

اعتراف میکنم بچه که بودم فقط میخواستم که یکم بزرگ شم هر کاری دوست داشته باشم بکنم ولی الان دوست دارم هر کاری بگن بکنم برگردم به همون بچگی و هر کاری دوست دارم بکنم اخرشم بگن بچه اس عیبی نداره .

  126664

اعتراف میکنم هر وقت املای درست یه کلمه رو نمیدونم به چندروش مینویسم هر کدوم خوشگلتر شد همونو انتخاب میکنم ،از اول ابتدایی تا الان که بیست و اندی سالمه، 90درصدم جواب گرفتم و درست از اب در اومده^-^

  126511

اعتراف میکنم از دانشگاه اومدم تو خونه دانشجوییمون دیدم رفیقم داره گریه میکنه گفتم چی شده گریش خیلی شدید شد گفت پدربزرگم فوت شده منم که هول شدم گفتم معذرت میخوام......

من: @-@
رفیقم:O-o
سازمان بهشت زهرا:________________
سایر فامیلای وابسته:<;;> <;;> <'>