تاریخ انتشار : آذر 1392
اعتراف میکنم وقتی بچه بودم گودزیلامونو که تازه به دنیا اومده بودو میبردم تو آشپزخونه قابله هارو میزدم بهم یه صدای بلندی میداد اونم میزد زیر گریه منم طبق یک نقشه ی از پیش طراحی شده بغلش میکردم میگفتم گریه نکن بعد که دیگه گریه نمی کرد دوباره همین کارو میکردم
انقد همین کارو میکردم تا مامانم میومد یکی میزد تو گوشم این بچه رو هم ازم میگرفت میبرد
بعله یه همچین بچه ای بودم :)











.gif)
.gif)