من اگه هنرپیشه بودم صحنهی غذا خوردن تو رستورانُ هی خراب میکردم
که مجبور شن از نو غذا بیارن چند دست بخورم !
اعتراف میکنم
اعتراف میکنم ی بار دوران دانشجویی از بس هر روز سوارتاکسی میشدم بدنم عادت کرده بود! بعد ی روز بابام اومده بود دنبالم، وقتی رسیدیم ب همون جایی که همیشه از تاکسی پیدا میشدم سیصد تومن دادم ب بابام گفتم ممنون آقا هرجا بتونید پیاده میشم!
بسم الله الرحمن الرحیم
قل هو الله احد (١) الله الصمد (٢) لم یلد و لم یولد (٣) و لم یکن له کفوا احد (٤)
ثوابش نثار رفتگان همه 4جوکیا, امین
اعتراف میکنم که بعد 21 سال سن نفهمیدم ماست رو باید قورت داد یا جوید?شمام این مشکل رو دارید
امروز داشتم برنامه ی خونمو(بعد از مدرسه) می نوشتم:
روز های زوج:مشق نیم ساعت- درس نیم ساعت- 4جوک 5ساعت- مرور درس ها 10دقیقه
روز های فرد: مشق نیم ساعت- درس نیم ساعت- 4جوک 4ساعت- مرور درس ها 10 دقیقه
ضمنن هر کودوم از کارامم که زود تموم شه به وقت 4جوکم اضافه میشه:D
خودتون اولویت هامو طبقه بندی کنین...
ینی چی کاره میشم؟
اعتراف میکنم تا 14 سالگی هر وقت توی تابستونا پنجره ی اتاقم رو باز میزاشتم فکر میکردم چند نفر از پشت پنجره میخان منو با انواع سلاح های گرم ,سرد,داغ , یخ , ولرم نابود کنن!
یهو از جام بلند میشدم میرفتم زیر پنجره کمین میشستم تا مچشونو بگیرم!!
بچه بودم خو!
اعتراف میکنم بچه که بودم، تو مدرسه شایعه شده بود که ورزشگاهی که بیرون ما رو میبرن روح داره! همه بچه ها هم ترسیده بودن! من و دو تا دوستام هم گودزیلاهای نابی بودیم واسه خودمون!!!^_^ خلاصه عکس های جن و روح و .... رو بر میداشتیم روش آب آلبالو می ریختیم (خون!) بعد میذاشتیم جامیز بچه ها! همه هم از ترس مرده بودن.یه روز یکی به ما شک کرد گفت میره لو میده ما رو منم بهش گفتم که یکی از دوستام این کار رو کرده من رو هم قسم داده به کسی نگم، الآنم پشیمونه! خلاصه اونم کلی از من عذرخواهی کرد و منم تا امسال بهش نگفته بودم کار منه!!!!امسال که فهمید جاتون خالی این چهارتا انگشت رو |||| تو صورتم خورد کرد!
لایک=حقته گودزیلا آدم فروش!*_*
اعتراف ميكنم يه دفعه رفتم داروخونه هول شدم به جاي اينكه بگم شربت ديفن هيدرامين(گلاب به روتون) خلط آور بديد ، برگشتم گفتم آقا ببخشيد شربت ديفن هيدرامين خلط دار بديد!!!
هيچي ديگه، ديگه از اون ورا رد نميشم!!!
اعتراف میکنم10 11 سالم که بود فیلم های خارجی رو میدیدم میگفتم خوش بحالشون چقدر قشنگ انگلیسی حرف میزنن! هی خواهرم میگفت شهرزاد چطور تو قشنگ فارسی حرف میزنی زبان اونام انگلیسیه آغا این میگفت اما من همیشه حسرت میخوردم:-)
بله همچین بچه ی باهوشی بودم من
نخند سرت میاداااا
امروز امتحان میان ترم داشتم
حالا دیشب خوابم نمیبرد از استرس
یه نیم ساعت خوابیدم یه
خواب4جوکو دیدم
که همه هم کلاسیا و خود استادم عضوشن
استاد از تک تکمون داشت امتیازامونو میپرسید!
منبعد امتحان:(
استاد بعد امتحان:))
شمام مث منید یا فقط من اینطوریم
هر وقت از طرف4جوک بهم امتیاز هدیه میدن
هر وقت به امتیازم نگا میکنم بغض میکنم
بعد میگم این امتیازا خوردن نداره
و امتیاز هدیه رو از امتیاز اصلی خودم کم میکنم!
+ اعــتراف میـکنــم داشــتم
چـیپــس فلــفلی میخــوردم بـعد از
3 تا دونـه آتـیش گرفــتم و وخــتی چیــپسه 4 برداشــتم چیــپسو مــثه چایــی فــوت کـردم بعد خــوردم ...
ینــی خــودم به عــقل خــودم شــک کــردم ...+
اعتراف میکنم اونقد پست گذاشتم و تایید نشده میترسم پست بذارم همون یکم امتیاز ته دیگ مونده م هم بپره...از اینکه این همه آدم خاطراتشون یا حرفاشون مث منه تعجب میکنم!والا با این نوناشون.
ترسوهای مث من لایک لدفآ(^_^)
اعتراف میکنم
که اگر اون درصد گیرایی(!)رو که 5دقیقه مونده به شروع امتحان دارم رو همیشه یا حداقل موقع شروع سال تحصیلی!داشتم الان جای انیشتن رو گرفته بودم!
والا!
اعتراف میکنم جمله ای برای گفتن ندارم ولی صبر کن مث اینکه یه جمله داره میاد آهان بیا دیگه خوب خدارو شکر اومد اعتراف میکنم عاشق طرفدارن فورجوکی هستم
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 34746
کل بازدید: 533988078










