داشتم خواب ميديدم يهو موبايلم الارم داد
قطعش کردم باز خوابيدم. يارو تو خواب گفت کي بود؟ گفتم هيچکي بابا الارم بود
اعتراف میکنم
اعتراف میکنم
تا دیروز فکر می کردم روز مبادا یه روز خاص تو تقویم که هر سال یه روز
خاص میاد...(تازه دانشجو هم هستم....)
آقا یه بار یکی زنگ خونمونو زد گفت سلام واسه امر خیر مزاحمتون میشم یه دختر تو این ساختمون هست که فکر کنم واسه واحد شماست میخواستیم اگه وقت دارین واسه ساعت 6 مزاحم بشیم
منم سکته پشته آیفون گفتم بعلههههههه درسته خواهش میکنم تشریف بیارین قدمتون رو کاسه چشمم
هیچی دیگه خانواده رو آماده کردم یکی جارو میزد یکی داشت شیرینی و میوه تزئین میکرد
خلاصه ساعت 6 شد 7 شد 8 شد دیدیم دارن از واحده بالا میان پایین
دیگه اون لحظه هر چی تو خونه بود داشت سمتم پرتاب میشد
خدایا چرا ملت اشتباهی زنگ میزنن :)
اختصاصــی شِــــــــــــــــــــرِک!
یکـی از فانتـزیـام اینـه که وقتی یه چیـز جـدیـد بـه یخچـال اضـافـه میشـد واسمـون یـه نوتیفیکیـــــشن میـومـد:|
بنده اعتراف میکنم کلا بدشانسی از سر و روم میباره !!
دیروز مثلا خواستم دلم را با خوندن جوکهای صفحات قبل شاد کنم ، خلاصه همینطوری یه عدد زدیم که صاف خوردیم تو مطالب محرم !!!
بعد دوباره یه عدد زدیم خورد توی اس ام اس های عاشقانه !!
بازم روم کم نشد یه عدد زدم خورد توی اس ام اس مذهبی !
داشتم کاملا نا امید میشدم بازم یه عدد زدم یهو دیدم کلا اینترنتم تموم شد !!!
البته تهش خوشحال بودم فقط اینترنتم قطع شد و یهو مثلا کامپیوتر نترکید تو صورتم !!
کیف کنید از این شانس هم و به خودتون افتاخار کنید
ــره 13 سالشه استاتوس گذاشته خيلي سخته ببيني عشقت دستاش تو دستاي کس ديگس
من13 سالم بود پشت کمدمو به اميد پيدا کردن يه راه به سمت سرزمين نارنيا بررسي ميکردم
اعتراف میکنم اوایل که خط ایرانسل گرفته بودم استعلام موجودی نمی کردم اخه فک میکردم شارژم تموم میشه....
اعتراف میکنم همین الان فهمیدم اسم ستایش باسنا نیست ماسناست
مامانم اون هفته ندیده بود داشتم براش تعریف میکردم گفتم باسنا گفت باسنا نه ماسنا
"احــــــتـــرافـــ" مـــی کـــنـــم ؛ یـــکـــی از روشـــنـــفـــکـــرانـــه تـــرین ســـرگـــرمـــی هـــای دوران بـــچـــگـــیـــم ,
.
.
.
.
.
.
.
.
نـــصـــف کـــردن ویـــفـــر از مـــرز کـــرم دارش بـــود ...…..
اعتراف میکنم بچه که بودم وقتی عصرا مامانم منو میبرد پارک موقع برگشت جلوتر از مامانم میدویدم و زنگ خونه های سر راهم رو میزدم و در میرفتم بعد از یک هفته مداوم که این کارمو تکرار کردم یه روز که زنگ یه خونه رو زدم به محضی که دستم از رو زنگ کنار رفت یه مرده از در اومدد بیرون( فکر کنم تو حیاط کشیک منو میکشید)! منم که تا چشمم بهش افتاد نفس نمیتونستم بکشم باانگشت دوتا پسری رو که جلوم بود نشون دادم اونم نه برداشت نه گذاشت دوید جلو گوششون رو کشید که هیچ یه پس کردنی هم بهشون زدو با اردنگی روانه شون کرد و در آخر باسراز من تشکر کرد!!!!!
بعله دیگه یه همچین گودزیلایی بودم من...
اعتراف ميكنم ديروز تو بيمارستان بالاي سر يه مريضي بودم(دانشجوي مامايي هستم!!!) طفلكي خيلي درد داشت ضربان قلب بچه ش افت كرده بود
بهش گفتم خانم از بيني نفس بكش از دماغ(منظورم دهن بود!!!!!!) بده بيرون!!!!!!!!
زنه گفت تو اول برو خودتو به يه دكتر نشون بده بعد بيا اينجا
من قصد ادامه تحصیل ندارم یکی بیاد منو بگیره:)))))
اعتراف میکنم بچه که بودم وضو میگرفتم تلویزیونو روشن میکردم همراه با نماز جماعت تلویزیون نماز جماعت میخوندمو راحت بودم که حمد وسوره نداره...الان یکی بهم بگه اون نمازامو باید قضاشو بخونم؟؟؟؟؟
اعتراف میکنم وقتی یه مطلبی رو از تو فیس بوووق کپی میکنم و میام اینجا اول جستجو میکنم و میبینم یکی از من زرنگ تر بوده و اون مطلب رو زودتر گذاشته اسم فرستنده رو میخونم و اگه تا چند روز تو سایت ببینم پستاشو لایک نمیکنم
یه جور قهر مجازی=))))))
اعتراف میکنم نه تنهاوقتی بچه بودم بلکه همین الانشم وقتی این چسب های آب(ازین چسبای رازی)میبینم نصفشو کف دستم خالی میکنم وقتی خشک شد یه گوشه شو میکشم تا ته کنده میشه....
سادیسم ندارم... امتحان کنید ...خیلی باحاله بعدش واسم لایک کنید!!!!!!!
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 23083
کل بازدید: 534036562










