دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

اعتراف میکنم

  142605

داشتم خواب ميديدم يهو موبايلم الارم داد
قطعش کردم باز خوابيدم. يارو تو خواب گفت کي بود؟ گفتم هيچکي بابا الارم بود

  142469

اعتراف میکنم




تا دیروز فکر می کردم روز مبادا یه روز خاص تو تقویم که هر سال یه روز

خاص میاد...(تازه دانشجو هم هستم....)

  142442

آقا یه بار یکی زنگ خونمونو زد گفت سلام واسه امر خیر مزاحمتون میشم یه دختر تو این ساختمون هست که فکر کنم واسه واحد شماست میخواستیم اگه وقت دارین واسه ساعت 6 مزاحم بشیم
منم سکته پشته آیفون گفتم بعلههههههه درسته خواهش میکنم تشریف بیارین قدمتون رو کاسه چشمم
هیچی دیگه خانواده رو آماده کردم یکی جارو میزد یکی داشت شیرینی و میوه تزئین میکرد
خلاصه ساعت 6 شد 7 شد 8 شد دیدیم دارن از واحده بالا میان پایین
دیگه اون لحظه هر چی تو خونه بود داشت سمتم پرتاب میشد
خدایا چرا ملت اشتباهی زنگ میزنن :)

  142437

اختصاصــی شِــــــــــــــــــــرِک!
یکـی از فانتـزیـام اینـه که وقتی یه چیـز جـدیـد بـه یخچـال اضـافـه میشـد واسمـون یـه نوتیفیکیـــــشن میـومـد:|

  142393

بنده اعتراف میکنم کلا بدشانسی از سر و روم میباره !!
دیروز مثلا خواستم دلم را با خوندن جوکهای صفحات قبل شاد کنم ، خلاصه همینطوری یه عدد زدیم که صاف خوردیم تو مطالب محرم !!!
بعد دوباره یه عدد زدیم خورد توی اس ام اس های عاشقانه !!
بازم روم کم نشد یه عدد زدم خورد توی اس ام اس مذهبی !
داشتم کاملا نا امید میشدم بازم یه عدد زدم یهو دیدم کلا اینترنتم تموم شد !!!
البته تهش خوشحال بودم فقط اینترنتم قطع شد و یهو مثلا کامپیوتر نترکید تو صورتم !!

کیف کنید از این شانس هم و به خودتون افتاخار کنید

  142348

ــره 13 سالشه استاتوس گذاشته خيلي سخته ببيني عشقت دستاش تو دستاي کس ديگس
من13 سالم بود پشت کمدمو به اميد پيدا کردن يه راه به سمت سرزمين نارنيا بررسي ميکردم

  142327

اعتراف میکنم اوایل که خط ایرانسل گرفته بودم استعلام موجودی نمی کردم اخه فک میکردم شارژم تموم میشه....

  142279

اعتراف میکنم همین الان فهمیدم اسم ستایش باسنا نیست ماسناست
مامانم اون هفته ندیده بود داشتم براش تعریف میکردم گفتم باسنا گفت باسنا نه ماسنا

  142269

"احــــــتـــرافـــ" مـــی کـــنـــم ؛ یـــکـــی از روشـــنـــفـــکـــرانـــه تـــرین ســـرگـــرمـــی هـــای دوران بـــچـــگـــیـــم ,
.
.
.
.
.
.
.
.

نـــصـــف کـــردن ویـــفـــر از مـــرز کـــرم دارش بـــود ...…..

  142224

اعتراف میکنم بچه که بودم وقتی عصرا مامانم منو میبرد پارک موقع برگشت جلوتر از مامانم می‌دویدم و زنگ خونه های سر راهم رو میزدم و در میرفتم بعد از یک هفته مداوم که این کارمو تکرار کردم یه روز که زنگ یه خونه رو زدم به محضی که دستم از رو زنگ کنار رفت یه مرده از در اومدد بیرون( فکر کنم تو حیاط کشیک منو میکشید)! منم که تا چشمم بهش افتاد نفس نمیتونستم بکشم باانگشت دوتا پسری رو که جلوم بود نشون دادم اونم نه برداشت نه گذاشت دوید جلو گوششون رو کشید که هیچ یه پس کردنی هم بهشون زدو با اردنگی روانه شون کرد و در آخر باسراز من تشکر کرد!!!!!
بعله دیگه یه همچین گودزیلایی بودم من...

  142207

اعتراف ميكنم ديروز تو بيمارستان بالاي سر يه مريضي بودم(دانشجوي مامايي هستم!!!) طفلكي خيلي درد داشت ضربان قلب بچه ش افت كرده بود
بهش گفتم خانم از بيني نفس بكش از دماغ(منظورم دهن بود!!!!!!) بده بيرون!!!!!!!!
زنه گفت تو اول برو خودتو به يه دكتر نشون بده بعد بيا اينجا

  142128

من قصد ادامه تحصیل ندارم یکی بیاد منو بگیره:)))))

  142125

اعتراف میکنم بچه که بودم وضو میگرفتم تلویزیونو روشن میکردم همراه با نماز جماعت تلویزیون نماز جماعت میخوندمو راحت بودم که حمد وسوره نداره...الان یکی بهم بگه اون نمازامو باید قضاشو بخونم؟؟؟؟؟

  142087

اعتراف میکنم وقتی یه مطلبی رو از تو فیس بوووق کپی میکنم و میام اینجا اول جستجو میکنم و میبینم یکی از من زرنگ تر بوده و اون مطلب رو زودتر گذاشته اسم فرستنده رو میخونم و اگه تا چند روز تو سایت ببینم پستاشو لایک نمیکنم
یه جور قهر مجازی=))))))

  142056

اعتراف میکنم نه تنهاوقتی بچه بودم بلکه همین الانشم وقتی این چسب های آب(ازین چسبای رازی)میبینم نصفشو کف دستم خالی میکنم وقتی خشک شد یه گوشه شو میکشم تا ته کنده میشه....
سادیسم ندارم... امتحان کنید ...خیلی باحاله بعدش واسم لایک کنید!!!!!!!