دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

اعتراف میکنم

  142053

اعتراف میکنم 5-6 سالم که بود دوبار نزدیک بود غرق بشم!
توی حوضمون که ارتفاع آبش تا مچ پپام بوده!!! 0_o
تازشم دانشجو هم هستم :)))

  142034

اعتراف می کنم به اون بچه هایی که هنوز 10 سالشون نشده و سوت می زنن و آدمس رو

باد می کنن حسودیم میشه آخه هنوز که 14 سالمه بلد نبستم!!!

  142009

اقا من اخر این هفته امتحان ارشد دارم پارسال شانس نیاوردم بغل دستیم نخونده بود ترو خدا دعا کنید امسال بغل دستیم بخونه

  141987

..و آبی...
.
.. از همـــین تریبــــون اعتـــرافـــ میکنــــم..
..... کلــاس دومِ راهنـــمایــی , مــن بــودم کــه درِِ کلــاس رو خـــرابــ کــــردم ,جـــوری کــه
. وقتـــی معلـــم واردِ کلــاس شــد و در رو بســتـــ دیگــــه در بــاز نشــــد..
..... زنــــگ تفــــریـــح مجبـــور شـــدن از پنجــــره بــپَـــرَن بیــــرون ..^ـ^
. آخــــرین نفـــر هم خـــودم از پنجـــره پــریــدم کــه بــا زانــو اومـــدم پــاییــن و زانـــوم شکســـتـــ .....!
......... در اینجـــآستـــ کــه شــآعـــر میفـرمــاینــد: چــاه مکـــن بهـــرِ کَســی , اول خـــودت , دوم کَــسی...
..... بعـــله گفــتم کــه در جـــریــآن بــاشیــد اینجــــوریاس..........!!!!

  141967

اعتراف می کنم بچه ک بودم وختی کیوی میخوردم به اون قسمت وسطش که زرده می گفتم این موزه بعد باکلی کشمکش با آبجی و داداش نصیبم می شد با ولع میخوردمش!!!!
خو چیه!؟؟؟!!بچه بودم دااااااا !!!!!!
کیوی0_o
من^_^
اهل خانواده@_@

  141939

اعتراف ميكنم ديروز ٥ تا چيپس گرفتم سه تا سركه اي يه پياز جعفري يه گوجه اي بعد همه گفتن أأأأأه چرا اين دوتا رو گرفتي ؟ منم گفتم خوشمزس بخوريد هركدوم يكي خوردن بعد دوتاشو انداختن تو بغلم مجبور شدم هردوتاشو خودم مث گاو بخورم و دم نزنم ... البته اينم بگم مديوني اگه فك كني اون دوتارو واسه اين گرفتم ك بقيه نخورن و خودم واسه ي بار هم ك شده ي چيپس رو تنهايي بخورم بابا خوب شده بود يكي از فانتزي هام ك دور همي ي چيپس و خودم تنهايي بخورم

  141936

عاغا اعتراف میکنم اون دورانیکه تازه تلفن خریده بودیم یکی هی مدام زنگ میزد من گوشیو برمیداشتم هویجوری ساکت میموند هیچی نمیگفت!!!
هی 1 بار, 2بار, 3 بار
سر 4 رمین بار گوشیو برداشتم با عصبانیت گفتم:
اگه ی دفه دیگه زنگ بزنی شمارتو میدم اداره برق!!!!!
به همین سوی چراغ قسم دیه نزنگید خخخخخخخخخ تفففففففف
من o-0
مزاحم تلفنی @-@
اداره تلفن $-$
اداره برق *-*
مسولین مربوطه ^-^

  141928

بچه ها یه سوال
فقط منم ک عاشق اون بخش شبکه خبرم ک خانومه هواشناسی میکنه دس میزنه ب مانیتور ابر میکشه برف میذاره رو ابرا ببارن یا شومام مث منین؟
ما ک خانوادگی میشینیم با دهن باز نگاش میکنیم
خعلی بیشتراز آوای باران کیف میده
^_^

  141923

مطالب 4جوک رو مثل درس خوندن میخونم، بدین شرح:
- این زیاده حوصلشو ندارم
- این تکراریه
- این لایکش کمه حتما چیز مهمی نیست
- این عاشقانه س به درد من نمیخوره
- این ...
بدتر از همه هم اینه که نصف شب شروع میکنم به خوندن و وقتی یکی رو لایک میکنم یهو 10 تا به لایکها اضافه میشه، نمیدونم ملت بیکارن یا جن ها هم میان 4جوک

  141843

بچه که بودم هر مهمونی میومد تو خونمون و بچه ی هم سن و سال من داشت تا می فهمیدم می خواد بره دستشویی سریع جلو تر از اون می رفتیم تو دستشویی و تا نیم ساعت نمی یومدم بیرون بقیشو بزار نگم لگد زدن به در و داد و بیداد و و بالاخره تسلیم می شد و ....

  141830

اعــــتراف میکــــنم وقتـــی بچـــه بــــودم انــــقده حســـودیـــم مـــیشد بـــه اون بچـه هایی

کـــه بلـــد بـــودن بـــا دوتـــا انگـــشتاشون ســــوت بزنـــن^_^ :))

  141808

عاقا یه بارم با یکی قرار داشتیم ماشینش مدل بالا بود شب قبلش رفتم از تو نت عکسای ماشینو در آوردم بعد توشو نگاه کردم ببینم دستگیرش کجاست ضایع نشم!
والا با این ماشیناشون^_^
خو برادر من مگه پراید چشههههه

  141805

اعتراف می کنم که یه شب عجله داشتم می خواستم برم مهمونی. یک دفعه برق رفت. من با سرعت رفتم دم پنجره که با نور مهتاب پیرهنم رو بذارم توی شلوارم. گذاشتم و با سرعت برگشتم که برم. یک هو یه چیزی شلوارمو کشید و ول کرد. برگشتم دیدم پرده با جاش کنده شد. نگو پرده رو هم با پیرهنم گذاشته بودم توی شلوارم.

  141797

اعتراف ميکنم وقتي بنيامين تو آهنگ جديدش که واسه همسر مرحومش خونده بلند ميگه:
آآآي نسيم..
آآهاااي نسيم..
مو به تنم سيخ ميشه،خود به خود گريه م مياد..
شمام اينجوري هستين؟

  141786

عاقا اعتراف میکنم بچه که بودم یکی ازدغدغه های زندگیم این بودکه تواین کارتونه گربه سگ چطوری
دستشویی میکردن!!!