دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

اعتراف میکنم

  143299

اعتراف می کنم وقتی بچه بودم با داداشم دعوام شد ومنم یه قفل بزرگ برداشتم وصاف کوبوندم توی سرش اونم پخش برزمین شد منم فکر کردم مرده هیچی دیگه یه هفته خودمو توی کمد قایم کرده بودم

  143209

اعتــــراف میـــکنم اون اولا که چـــت روم و اینـــا تـــازه مـــد شــــده بود:-D وقتــــی ازم
میـــپرسیـــدن asl plz مــــتوجــــه منــــظورشــــون نمیــــشدم و دیگــــه جــــواب نـــمیدادم
طــــرفم فـــک میکـــرد دارم خودمـــو مــــیگیرم یا فحـــش میداد یا بـــای میداد ^_^ :))))

  143203

Amiram19. 74.02.21 Hosein
ديروز از شهريار ميخواستم برم سه راه آدران ،گفتم ماشين كه خاليه يه چندتا مسافر هم بزنم، حالا از بس فكرم مشغول بود وايساده بودم بجاي اينكه بگم آدران بيا آدران، ميگفتم شهرياري بيا شهريار!!!
يه لحظه همه برگشتن و نگام كردن و مسافر نتونستم بزنم هيچ، باهمم پرتم كردن تو افق كصافظااا

  143010

ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ !!!
ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩ، ﺍِﻧﻘَـــــﺪ ﺩﺳﺘﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﺭﻭ ﻧﻤﯿﺪﺍﺩﻡ ﺑﻬﺶ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﻪ، ﺍﺯ ﻗﺎﺭﭺﺧﻮﺭ
ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻓﯿﻠﻢ ﯾﺎﺩ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺗﺎ ﺑﺎﺯﯼ .

  142944

اعتراف میکنم یه بار میخواستم یه پیره مرده فامیلو دس بندازم زنگ زدم به گوشیش گفتم : سلام از مخابرات زنگ میزنم میخوایم مخابراتو بشوریم گوشیتونو خاموش کنید که گوشیتون نسوزه ............تازه گفتم باطری رو هم در بیار تا 24 ساعت تو گوشی ننداز .........بله دیگه من یه همچین روحیه ورزشکاری ای دارم.

  142915

عاغا میخوام یه اعترافی بکنم.نخندیناااااااااااا
اما من دوبار توی زندگیم آشغ!!عاشغ!عاشخخخخ شدم:
8 سالگیم عاشق تسوکه شده بودم.
10 سالگیمم آشق واکاشی زوما.
خداییش خعلی داغون بودماااااااا.باواکاشی زوما که تامرز ازدواج هم پیش رفتم.!!
خخخخخخخخ
خداهمه مریضارو شفا بده.
شصتیا شما عایا مث من آشغ نشدید؟

  142894

اعتراف میکنم وقتی بچه بودم و نماز خوندن بلد نبودم هر وقت پدرم
می خواست نماز بخونه کنارش یه مهر می ذاشتم و بجای متن نماز پچ پچ می کردم زیر لبم و هر وقت رکوع سجده میرفت حواسم به اون بود که منم هم زمان با اون سجده و رکوع برم...
ولی شاید همون نماز ها رو ازم بهتر قبول کنه تا نماز هایی که الان به اسم خدا و فکر یکی دیگه می خونم...

  142835

اعتراف میکنم ابتدایی که بودم رو کادویی که روز معلم واسه خانوم معلممون بردم نوشته بودم:روز معلم برتمام مسلمین جهان مبارک خخخخخخخخخخ

  142812

توتاکسی بودیم,دوستم گفت:بریم قلیون بکشیـــــــم..
راننده پیرمرد بود,برگشت گفت:جوونم,جوونای قـــــــــدیم...تفریــــــحات سالـــــــم بکنید.! :|
دوستم برگشت گفت:با2هـــزار تومن چه تفریح سالمی میشه کرد؟!بگو انجام بدیـــــــم....:|
هیچی دیه راننده لال شــــــــــد:D

  142727

اعتراف میکنم بزرگترین علت علاقه ی من به فصل زمستون اینه که کمتر عرق میکنم و دیرتر بو میگیرم ^____^
الان سه هفته ست حموم نرفتم, هیچکس هم تو خونه اعتراض نمیکنه..
تو دل همه هم جا دارم ((((:

  142715

به سلامتي اون روزهايی که
وقتي روی صندلی مينشستيم پاهامون به زمين نميرسيد!

  142709

من بیشعور با حرفام امشب اشک مادرمو در آوردم دلم میخاد هیشکی لایک نزنه تا این کارم یادم بمونه

  142675

اعتراف میکنم دبستان که بودم وقتی امتحان املا داشتم اون کلمه هایی که تشدید داشت و نمیدونستم تشدید رو کدوم حرفش قرارمیگیره تشدیدشو از ی حدی بالا تر میذاشتم که معلوم نباشه رو کدوم حرفه و فقط معلم بفهمه که من میدونم این کلمه تشدید داره همیشه هم نمرمو میگرفتم :)
شما هم این جوری بودید عایا؟؟!!!
:)

  142650

دختره 2 سالشه . الان تو TV داشت اسم همه کشورا رو با پایتختشون می گفت با اینکه نمیتونست درست بحرفه,,,حتی مجری هم اسم بعضی کشورارو نشنیده بود!__!
اونوقت من با 22 سال سن [دقیقا 20 سال بزرگتر] هنوز به بابام ک میره سوپرمارکت میگم برام بیسکوییت مادر بخر...بعد ک میخره با وَلَع میزنم تو چایی میل میکنم کلی ام حــــال میکنم...! :$
تازه الانم میخواستم سنمو بنویسم داشتم با انگشتام حساب میکردم چند سال بزرگترم :O
وا عَــــفـــَــفـــا...
مــگـــه دارِیـــــــــــــــــــــــــــــم؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!

  142608

اعتراف میکنم وقتی بچه بودم تازه این سس موشکی ها اومده بود منم که تو تلویزیون دیدم سس ها پرواز میکنن با یه همه شوق رفتم مغازه یدونه سس خریدم اومدم خونه گذاشتمش زمین گفتم الان پرواز میکنه ولی دیدم خشک وایستاده منم که تو ذوغی بدی خوردم شدم گریه