اعتراف می کنم وقتی بچه بودم با داداشم دعوام شد ومنم یه قفل بزرگ برداشتم وصاف کوبوندم توی سرش اونم پخش برزمین شد منم فکر کردم مرده هیچی دیگه یه هفته خودمو توی کمد قایم کرده بودم
اعتراف میکنم
اعتــــراف میـــکنم اون اولا که چـــت روم و اینـــا تـــازه مـــد شــــده بود:-D وقتــــی ازم
میـــپرسیـــدن asl plz مــــتوجــــه منــــظورشــــون نمیــــشدم و دیگــــه جــــواب نـــمیدادم
طــــرفم فـــک میکـــرد دارم خودمـــو مــــیگیرم یا فحـــش میداد یا بـــای میداد ^_^ :))))
Amiram19. 74.02.21 Hosein
ديروز از شهريار ميخواستم برم سه راه آدران ،گفتم ماشين كه خاليه يه چندتا مسافر هم بزنم، حالا از بس فكرم مشغول بود وايساده بودم بجاي اينكه بگم آدران بيا آدران، ميگفتم شهرياري بيا شهريار!!!
يه لحظه همه برگشتن و نگام كردن و مسافر نتونستم بزنم هيچ، باهمم پرتم كردن تو افق كصافظااا
ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ !!!
ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩ، ﺍِﻧﻘَـــــﺪ ﺩﺳﺘﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﺭﻭ ﻧﻤﯿﺪﺍﺩﻡ ﺑﻬﺶ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﻪ، ﺍﺯ ﻗﺎﺭﭺﺧﻮﺭ
ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻓﯿﻠﻢ ﯾﺎﺩ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺗﺎ ﺑﺎﺯﯼ .
اعتراف میکنم یه بار میخواستم یه پیره مرده فامیلو دس بندازم زنگ زدم به گوشیش گفتم : سلام از مخابرات زنگ میزنم میخوایم مخابراتو بشوریم گوشیتونو خاموش کنید که گوشیتون نسوزه ............تازه گفتم باطری رو هم در بیار تا 24 ساعت تو گوشی ننداز .........بله دیگه من یه همچین روحیه ورزشکاری ای دارم.
عاغا میخوام یه اعترافی بکنم.نخندیناااااااااااا
اما من دوبار توی زندگیم آشغ!!عاشغ!عاشخخخخ شدم:
8 سالگیم عاشق تسوکه شده بودم.
10 سالگیمم آشق واکاشی زوما.
خداییش خعلی داغون بودماااااااا.باواکاشی زوما که تامرز ازدواج هم پیش رفتم.!!
خخخخخخخخ
خداهمه مریضارو شفا بده.
شصتیا شما عایا مث من آشغ نشدید؟
اعتراف میکنم وقتی بچه بودم و نماز خوندن بلد نبودم هر وقت پدرم
می خواست نماز بخونه کنارش یه مهر می ذاشتم و بجای متن نماز پچ پچ می کردم زیر لبم و هر وقت رکوع سجده میرفت حواسم به اون بود که منم هم زمان با اون سجده و رکوع برم...
ولی شاید همون نماز ها رو ازم بهتر قبول کنه تا نماز هایی که الان به اسم خدا و فکر یکی دیگه می خونم...
اعتراف میکنم ابتدایی که بودم رو کادویی که روز معلم واسه خانوم معلممون بردم نوشته بودم:روز معلم برتمام مسلمین جهان مبارک خخخخخخخخخخ
توتاکسی بودیم,دوستم گفت:بریم قلیون بکشیـــــــم..
راننده پیرمرد بود,برگشت گفت:جوونم,جوونای قـــــــــدیم...تفریــــــحات سالـــــــم بکنید.! :|
دوستم برگشت گفت:با2هـــزار تومن چه تفریح سالمی میشه کرد؟!بگو انجام بدیـــــــم....:|
هیچی دیه راننده لال شــــــــــد:D
اعتراف میکنم بزرگترین علت علاقه ی من به فصل زمستون اینه که کمتر عرق میکنم و دیرتر بو میگیرم ^____^
الان سه هفته ست حموم نرفتم, هیچکس هم تو خونه اعتراض نمیکنه..
تو دل همه هم جا دارم ((((:
به سلامتي اون روزهايی که
وقتي روی صندلی مينشستيم پاهامون به زمين نميرسيد!
من بیشعور با حرفام امشب اشک مادرمو در آوردم دلم میخاد هیشکی لایک نزنه تا این کارم یادم بمونه
اعتراف میکنم دبستان که بودم وقتی امتحان املا داشتم اون کلمه هایی که تشدید داشت و نمیدونستم تشدید رو کدوم حرفش قرارمیگیره تشدیدشو از ی حدی بالا تر میذاشتم که معلوم نباشه رو کدوم حرفه و فقط معلم بفهمه که من میدونم این کلمه تشدید داره همیشه هم نمرمو میگرفتم :)
شما هم این جوری بودید عایا؟؟!!!
:)
دختره 2 سالشه . الان تو TV داشت اسم همه کشورا رو با پایتختشون می گفت با اینکه نمیتونست درست بحرفه,,,حتی مجری هم اسم بعضی کشورارو نشنیده بود!__!
اونوقت من با 22 سال سن [دقیقا 20 سال بزرگتر] هنوز به بابام ک میره سوپرمارکت میگم برام بیسکوییت مادر بخر...بعد ک میخره با وَلَع میزنم تو چایی میل میکنم کلی ام حــــال میکنم...! :$
تازه الانم میخواستم سنمو بنویسم داشتم با انگشتام حساب میکردم چند سال بزرگترم :O
وا عَــــفـــَــفـــا...
مــگـــه دارِیـــــــــــــــــــــــــــــم؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!
اعتراف میکنم وقتی بچه بودم تازه این سس موشکی ها اومده بود منم که تو تلویزیون دیدم سس ها پرواز میکنن با یه همه شوق رفتم مغازه یدونه سس خریدم اومدم خونه گذاشتمش زمین گفتم الان پرواز میکنه ولی دیدم خشک وایستاده منم که تو ذوغی بدی خوردم شدم گریه
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 23083
کل بازدید: 534037378










