اعتراف میکنم بچه که بودم وقتی عصرا مامانم منو میبرد پارک موقع برگشت جلوتر از مامانم میدویدم و زنگ خونه های سر راهم رو میزدم و در میرفتم بعد از یک هفته مداوم که این کارمو تکرار کردم یه روز که زنگ یه خونه رو زدم به محضی که دستم از رو زنگ کنار رفت یه مرده از در اومدد بیرون( فکر کنم تو حیاط کشیک منو میکشید)! منم که تا چشمم بهش افتاد نفس نمیتونستم بکشم باانگشت دوتا پسری رو که جلوم بود نشون دادم اونم نه برداشت نه گذاشت دوید جلو گوششون رو کشید که هیچ یه پس کردنی هم بهشون زدو با اردنگی روانه شون کرد و در آخر باسراز من تشکر کرد!!!!!
بعله دیگه یه همچین گودزیلایی بودم من...
نمایش مطلب شماره 142224
تاریخ انتشار : بهمن 1392
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
10558
بازدید دیروز: 23083
کل بازدید: 534037384
بازدید دیروز: 23083
کل بازدید: 534037384










