دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

فانتزی من اینه

  164883

یکی از فانتزیام اینه که یک هفته بعد از این که ازدواج کردم با همسرم با ماشین به ته یه دره سقوط کنیم(البته در حالی که من راننده ام) بعد من هیچیم نشه ولی همسرم قطع نخاع بشه بعد از مدتی منم از افسردگی شدید دست به خود کشی بزنم ولی نا موفق باشه وبعد درحالی که روی تخت بیمارستان دراز کشیدم همسرم با صندلی چرخ دار بالای سرم بیاد وبا گریه بگه دوستت دارم,منم یک عمر نوکریشو بکنم.
شما نمیدونید خیلی حای میده.
تازه کلاس هم داره.

  164829

فانتزی من اینه......
که یک خونه داشته باشیم که بابام
بعد پنجاه و خورده ای سال مجبور نباشه مستاجر باشه :(((
خدارو شکر

  164805

یکی ازفانتزیام اینکه تویه سریالی مادره بایه حالت حق به جانبوعصبانیت به پسرش بکه شیرموحلالت نمیکنم پسرش درحالی که اشک پرچشماشه بکه شیرخشکومیگی که باباپولشوداد؟؟

  164803

یکی از فانتزیام اینه که مثل این انیمیشنا صبح وقتی ساعت شروع به زنگ زدن میکنه یه دفعه یه چکش از زیر پتو دربیارم بزنم داغونش کنم.

لایک : منم مثل تو ام
لایک : خدا همه بیماران روانی رو شفا بده

  164614

یکی از فانتزی های من این بود..........

یه پوست پسته مینداختم تو جوب اب بعد میافتادم دنبالش...

شده دیگه بازی دیگه ای نداشتم :)

  164600

فانتزی پسر خالم اینه که1-فوتبالیست بشه بعد 2-بره تیم ملی بعد 3-تیم ملی بره جام جهانی بعد4-تیم ملی به مرحله پایانی برسه بعد
5-پسر خالم تو اون بازی گل بزنه ولی خوشحالی نکنه.
.
.
.
خدایی کلاسش از مدرسان شریف هم بیشتره.
اگر موافقی بزن لایکو . ^-^

  164526

فانتزی من اینه که یه روز که دارم به مدرسه برم یدفه ببینم اعضای یه باند خلافکار دارن دوستیمون میزدند بعد منم ببینم زورم بهشون نمیرسه برم با یه تراکتور بیام همه شوون خونین موازین کنم بعد یکی از اونا بزنه لاستیک تراکتور رو با گلوله بترکونه بعد در حالی که دارم میرم تو دیوار خودمو پرت کنم پایین و سریع تا زنگ نخورده برسم مدرسه. حتما می‌پرسین رفیقتم چی شد خب اون تو بحبوهه کار فرار کرد.

  164503

ازاونجایی که سعید معروف باشهرداری ارومیه قراددادبسته تصمیم گرفتم فرم انتخاب رشتمو به شرح زیر تکمیل کنم
1 پزشکی ارومیه 2 دندانپزشکی ارومیه 3داروسازی ارومیه 4آبیاری گیاهان دریایی ارومیه5چغندرشناسی محض ارومیه6چغندرشناسی کاربردی ارومیه7پزشکی تهران 8پزشکی مشهدو....درراستای تحقق فانتزیم که میگه یه روزی من با سعید توافق ارومیه محو میشم..

  164214

آخرین ورژن فانتزیم اینه که از تلویزیون بهم زنگ بزنن و بگن شما تو قرعه کشی ماشین برنده شدی منم بگم...خوردید بوووووووووق برید عمتونو مسخره کنید.بعد بفهمم صدام داشته تو کل ایران پخش میشده.درحالی که دارم میرم افق ببینم جاستین بیبر هم داره با شلوار کردی میره افق محو شده بگم خدا بد نده حاجی جاستین چرا شلوار کردی؟اونم بگه وسط یکی از کنسرتام زیاد قر دادم خشتک ساپورتم پاره شد اومدم ایران از عباس یه شلوار کردی گرفتم بعد با هم دوست بشیم و بریم افق تو افق بیاد برای من بخونه و قر بده خشتک شلوارکردیش پاره بشه،درحالی که من از پشت افتادم دارم می خندم بره عمود یه دوست دختر دیگه پیدا کنه منم ضدحال بخورم از افق بیام بیرون ماشینمو وردارم بیام خونه.

با پیروی از سبک عباس

  164195

یکی از فانتزیام اینه که یه کار خععععلیییییی مهم داشته باشم صبح از خوابپاشم رو تخت بشینم یکم فکر کنم بگم گور باباش بعدا یه جوری حلش میکنم بلند شم برم یه چای درست کنم بع کنترلو بزنم پرده ها بره کنار یه منظره کامل از تهران البته تو روز پاکو ببینم(اره داداش پردهاش کنترلیه!!!چیییییییییه؟ فانتزیه هاااا!)بعد بگم کارو وللش برم از این روز خوب لذت ببرم پورشمو بردارمو برم شمال
دیییییییووووووووووووووووووونه هم خودتونید!!!!!!!!!*
اون فحشای دیگه هم خودتونید!!!!!!!!*
اگه دوست داری واست پیش بیاد بلایک

  164168

یکی از فانتزیای من اینه که قبل از مردنم روزی رو ببینم که دخترا واسه پسندیده شدن بجای صدجور عمل زیبایی و بذک کردنای بیخودی شخصیتشونو قشنگ کنن حیاشونو بیشتر کنن و پسرا مهربونیشون به ماماناشون رفته باشه نه مدل ابروهاشون!!!!!
اگه موافقین بنوازین لایکو لفطااااا.....

  164137

فانتزیم اینکه یه بار که دارم از تو خیابون رد میشم . . .همینطور که دارم راه میرم یدفعی چشمم بخوره به دوتا پسره که دنباله یه دخترن. . .بعدش اون لحضه فردین بازیم گل کنه بدو بدو برم سمته ماشینو اون پسری که سمته راننده هستشو بیارمش بیرون تا میخوره بزنم بعدش دوستش بیاد از پشت بهم چاقو بزنه بعد اونا فرار کنن. . .دختره هم بیاد بالا سرمو بهم بگه لطف کردین بعد یه لحظه شبیه این فیلم هندیا تو یه نگاه عاشقش بشمو اونم عاشقم بشو . . . و من تو افق محو شدمو. . .خخخخ!لایک؛انشالله اتفاق بیفته برات.لایک؛میفته حتما.

  163989

دیدی بعضی ها وقتی یه پستی میزارن توش بجای خنده از خخخخخخ
استفاده میکنند
فانتزیم اینه که برم بقل خخخخخخ شون یه تففففف بنویسم

اینقدر حال میده لامصب ادم سبک میشه

  163702

فانتزیم اینک علیخانی دعوتم کنه ماه عسل بعدکه رفتم بگم اقای علیخانی شما امسال هر مهمونی که دعوت کردین برنامتون به یک نحوی مشکلاتشو حل کردین ، میشه مشکل من رو هم حل کنید بعد احسان هم بگه: خواهش میکنم بفرمایید . منم بگم با من ازدواج میکنی? بعد احسان درحالیکه در تعجب است بخاطر اینکه فردا واسش حرف درست نکنن که احسان مشکل مهمونشو حل نکرد قبول کنه و بگه با اجازه بزرگترا بله !!! و درعین ناباوری با هم عروسی کنیم و ماه عسل بریم افق محوشیم ! :-P

  163636

یکی از فانتزیام از بچگی این بود روزه بگیرم روزه بعد ساعت 5-6 غروب بگن امروز عید بوده! یه طوری مردم میخوره تو ذوقشون که نگو! امسال هم نشد که بشه :(