دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 164526

تاریخ انتشار : مرداد 1393

فانتزی من اینه که یه روز که دارم به مدرسه برم یدفه ببینم اعضای یه باند خلافکار دارن دوستیمون میزدند بعد منم ببینم زورم بهشون نمیرسه برم با یه تراکتور بیام همه شوون خونین موازین کنم بعد یکی از اونا بزنه لاستیک تراکتور رو با گلوله بترکونه بعد در حالی که دارم میرم تو دیوار خودمو پرت کنم پایین و سریع تا زنگ نخورده برسم مدرسه. حتما می‌پرسین رفیقتم چی شد خب اون تو بحبوهه کار فرار کرد.