تیکه جدید پسرا ب دخترا.
.
.
.
.
.
..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
عزیزم اسید پاشیدن بت یا قیافت همینجوریه !
@mohamad.b · ۷ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۶ رأی)
تیکه جدید پسرا ب دخترا.
.
.
.
.
.
..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
عزیزم اسید پاشیدن بت یا قیافت همینجوریه !
عایا شما هم وقتی میخاین برین مسافرت هزار تا چیز برمیدارین
ولی تو سفر از هیچ کدومشون استفاده نمی کنین یا فقط من ایطوریم?؟*-*
ینی تمام وقتی که برای جمع کردن وسایل صرف کری به فنا میره.
.
.
.
لایک=بحله ما هم این طوریم^-^
فانتزی پسر خالم اینه که1-فوتبالیست بشه بعد 2-بره تیم ملی بعد 3-تیم ملی بره جام جهانی بعد4-تیم ملی به مرحله پایانی برسه بعد
5-پسر خالم تو اون بازی گل بزنه ولی خوشحالی نکنه.
.
.
.
خدایی کلاسش از مدرسان شریف هم بیشتره.
اگر موافقی بزن لایکو . ^-^
توی محله خنگها مسابقه تقلید صدای داریوش برگذار میشه خود داریوش میره چهارم میشه.
مدرسان شریف=o-O
داریوش:O-o
ابی:>-<
چهره شما:(o-O)
.
.
ببینم چنتا لایک داره؟؟؟؟
بچه های کلاس ما هر وقت امتحانی چیزی داشتیم این شعر رو می خوندن:
سلام به برادران سیروس
تانژانت و کتانژانتو سینوس
هرکس نکند تقلب امروز
او کره خر است نه دانش آموز.
هعی یادش بخیر(در ضمن من سال سوم دبیرستانم ها.ترک تحصیلم نکردم .
اون که گفتم هعی یادش بخیر واسه کلاسش بودو بس).
حالا به افتخار کسایی که تقلب میکردن و میکنن و خواهند کرد بزن دست قشنگرو
آقا صبحی خاب(خواب)بودم بابام اومده بیدارم کرده .ساعترو نگاه کردم دیدم ساعت5:30دقیقست.میگم چرا این موقع منو بیدار میکنی؟میگه هیچی بعد نماز خاب(خواب)نرفتم بیکار بودم گفتم بیدارت کنم.هیچی دیگه الان شما بگید پدر مهربون من دارم؟ عایااااااا؟
آقا دیروز حس اسکاریسیم اوج گرفت خواستم یکی رو اذیت کنم رفتم تو کوچه دیدم مادر بزرگم داره میاد (خونش کنار خونه ماست)
رفتم چادر گلگلی مامانمرو پوشیدم به طوری که فقط دماغمو چشام معلوم میشد.
رفتم جلوش گفتم سلام همسایه چه خبر ؟
گفت سلام همسایه (بنده خدا فکرکرد همسایه روبرویی هستم ) شروع کردبه دردودل کردن ماهم
خندم گرفته بود داشتم میمردم اخنده.
بعداز نیم ساعت دردو دل گفت همسایه کاری نداری ؟
منم تو بیخیالی گفتم نه مامانجونی خدا حافظ.یهو چنان جغی سرم زد که در عرض یک ثانیه جیم زدم.
اینم مامانبزرگه که ما داریم؟؟؟؟؟هنوزم که هوزه متواریم.