دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

فانتزی من اینه

  211235

خخخ تف(علامت اختصاصی)
داشتیم باداش عباس وسلنا میرفتیم ماه مربا وتوماشین آهنک خاطرات محال شماله یادم بره رومیخوندیم.که یهو جاستین اومدو زدبه پیکان گوجه ای عباس که تازه ازکارواش آورده بودتش.داش عباس هم عصبانی همراه بامن ازماشین پیاده شدوباهم خوندیم:قسم به جدمون نیستی درحدمون نمیرسی به قدمون بعد داش عباس ازجیب شلوارکردیش(مدل مارک برادران کردی۲۰۳۰)یه میله ی بارفیکس درآورد ومنم ازجیب سرافونم یه ماهیتابه درآوردم وانقدزدیمش تاصدای سگ بده(بعله مااصولا خانوادگی وحشی باراومدیم!)بعدسوارماشین شدیم وبه مسیرمون ادامه دادیم که یهو جنیفرپریدجلوی ماشین وگف:رفتین با اینکه میدونستین من عاشق شمالمو تونی اون حسی۰۰میخواس ادامهذبده که من خسته شدمو باکباب پزپلین کوبوندم توسرشو توجاده ها محو شدیم:D)دونقطه دی)لایک بزنید توروبوخودا(+ - +)

  211170

یکی از فانتزیام اینکه نام کاربریمو به جای محمد به عشقم تغییر بدم اونوخ هر بار اومدم تو سایت مینوشت سلام عشقم خوش اومدی بعد بهش علاقه مند بشمو تو یه شب بارونی باهاش کات کنم و اون شکست عشقی بخوره و اون فیله فورجوکو اجیر کنه که بیاد متو کتلت کنه ولی من چون شلوار کردی گوجه ای عباسو قرض گرفته بودم از تو جیبم یه تانک دربیارم و به فیله حمله کنمو پول خونشو بدم و با باقیمونده پول یه خرگوشی موشی چیزی یه حیوون ساکت و آروم و دوست داشتنی بیارم بجاش این بود فانتزی من...
خوب دوستان پرسیدن که پول خون فیله رو از کجا آوردی تو که جون به ازراییل نمیدادی خب در جواب دوستمون باید بگم که گوه خوریش به شما نیومده
کس دیگه ای سوالی نداره ؟؟؟؟؟؟ خوبه نا فانتزی دیگر خودافظ










  211135

0

  211079

خخخخ تف(علامت اختصاصی)
من( گلناز آجی داش عباس)باداش عباس وسلنا رفته بودیم برای خرید لباس عروس واسه عروسی سلناوعباس.همونطور که داشتیم تومغازه لباس هارو میدیدیم عباس گف:این قرتی بازیا چیه سلی(مخفف سلنا)همون لباس گوجه ای که واسه عروسی مامانم بود خیلی بهتره.سلنا گف:نههههه این چیزا مد روزه عباس جونم.همون لحظه عباس یه کف گرگی به سبک کردی بهش زدو گف مدروز توحلقت سلی.وبا یه عاروق تولباسا محو شد...منو سلی هم که داشتیم لباس عروسارو میدیدیم یهویی از لابه لای لباسا جاستین پریدبیرون وسلنارو قاپید.منم از توجیب سرافونم میکروفون وبرداشتم وداد زدم:جاسی جاسی(مخفف جاستین)اولین عشق داش عباس بردی جاسی جاسی دم به دم مارا توآزردی.در همین حین داش عباس ازراه برسه وازتوجیب شلوارکردیش یه حشره کش دربیاره وبه چشای جاستین بزنه جاستینم که درحال مردنه جون کندنشو ببینیم.بعد داش عباس به سلنابگه دیگه بروواسه همیشه که قیدتوزدم خب منم دیگه عین تو بدم. منم بگم دیگه ازت بدم میادبدم میاد پیشم نیا سلنا. بغد همینطوری باداش عباس بریم توی لباسا محوشیم.(تورو خدا بلایکین کلی زحمت کشیدم):دی

  211060

خخخخ تف (علامت اختصاصی)
همونطور که داشتم با بلیط پرواز با خر گوجه ای پرسه میزدم(من گلنازام خواهر عباس)دیدم یه پیکان گوجه ای با سرعت ۸۰میلی دقیقه جلوم دستی کشید.یهو در های پیکان بازشدودود شدیدی راه اندازی شد.دیدم داش عباس با شلوار کردی وزیر پیرن زرد بین دود اومد سمتم .باهم یه آروق گوجه ای از ته گلو زدیم وبه من خوش آمد گفت.گفت که سوارشو بریم دنبال سلنا.من هم سوار شدم ورفتیم دنبال سلنا.سلنا چادر سرش کرده بودو سوار شد.داش عباس از شلوارکردیش یه تی تاب درآورد ودادبه سلنا.سلنا گف عباس جونم ممنون منم که غیرتی شدم ویه آرق زدم تو دهنش.باهم داشتیم میرفتیم که جاستین جلومونو گرفت داش عباس یه آروق زدو از تو شلوار کردیش یه تانک درآوردو پرید روش وزد جاسنتین ونفله کرد.منم شروع کردم به شعار دادن:داش عباس داش علاس خودتو وسط بینداز.بعد سوار ماشین شدیمو خوش وخرم به مسیرمون ادامه دادیم.(^-^) منتظر سری بعد ی گلناز وداش عباس باشید...

  210955

یکی از فانتزیای من اینه که خواننده بشم، بعد کنسرت بذارم بعد وقتی که ملت منو تو خوندن همراهی میکردن. یهو آهنگو قطع کنم بگم اگه قراره من بخونم شما دهنتونو ببندین دیگه.

  210930

سلام اولین پستمه لدفن تا میتونید بلایکید ( در ضمن من دهه هشتادی ام مواظب باشید...) و اما پست: لدفن بخونید به نظرم ارزششو داره!
یکی از فانتزیام اینه که پولدار بشم و برم یه لامبورگینی (چیه خو تو فانتزیم پولم به پراید نرسید) بخرمو بعد در حالیکه دارم تو ماشین ارزون قیمتم پسته میخورم و به طرف ویلای شمالم حرکت میکنم در ضمن یه تیپ مشکی هم با یه عینک آفتابیهم زده باشم یه دختره بیاد و ( موخم - مخم حالا هر چی) مو بزنه از قبل یه شلوار کردی از آقا عباس قرض گرفته باشه و موقعی که داریم میریم تو ویلا (همونی که توی شمال بود) یه جاستین از تو جیب شلوار کردیش در بیاره و جاستینم که از من کینه بزرگی به دل داره با آر پی جی بزنه کتلتم کنه بعد در حالیکه دختره با جاستین کصافط دارن پولا و ماشینمو به غنیمت میبرن یهو دختره متحول بشه و از پشت یه خنجر به جاستین بزنه و برگرده سمت منو بخواد به من خون بده منم بدلیل اینکه خون زیادی ازم رفته و امکانات پزشکی اونجا نیست و من گروه خونیم گوه مثبته (البته با اجازه داش عباس ) و خیلی هم کمیابه همونجا تموم کنمو درحالیکه اون داره با صحنه اسلوموشن میگه خداااااااااااااا(البته بدون صدا) روح من به سمت افق پر بکشه
وای چه قد رومانتیک اشکم جاری شد دیگه نمیتونم ادامه بدم

  210879

یکی از فانتزیام اینه که دارم تو خیابون رد میشم به یکی تنه بزنم بعد اونم حسابی بهمفش بده
بعد که کلا فش مالیم کرد منم کلاهمو د بیارم بگم مادمازل من فلانی ههست(یه ادم مشهور)
بعد اونم که حسابی شرم گین و خجالت زدست عذرخوای کنه
بگه چرا از اول خودتونو معرفی نکردید؟؟؟؟
منم بگم انقدر که شما غرق در معرفی خودتان بودید به من محلت ندادید

  210788

فانتزیهای یک ننه:


یادش بخیر

کشک جوئیدن‏!‏

قرچ قوروچ‏!‏

شور‏!‏



اوناییکه ندیدن, یه چی شبیه روشور‏!‏

روشورهم ندیدین‏?‏
پس هیچی دیگه


....من برم کشکمو بسابم‏!‏

  210482

عاغا یکی از فانتزیام ایننه اینه که یه قبله نما بردارم برم وسط کعبه بشینم ببینم این قبله نما میخواد کدوم طرفو نشونم بده….
یعنی شما فکر میکنید کجارو نشون میده؟
یعنی فحشم میده؟ 0__0

  210428

۞۩ஜخدایا پناهم باش.که جز پناه تو پناهی نمیخواهمஜ۩۞۩ஜ

♥♥♥ سلام ♥♥♥

یعنی یکی از پررنگ ترین فانتزی های مغزم الان اینکه این گزارشگر برنامه خندوانه که با خنداننده برتر صحبت میکنه رو ببینم.



بابا یه رخ به ما بنمایی !!!!!!!!
ادبیاتو حال بکردین.^_^

  210367

یادتونه اون قدیما چند روز مونده ب محرم مامانامون لباسای سیاهمونو از کمد یا صندوق بیرون میاوردن و خیلی تمیز میشستن و اتو میکردن،ی سربند یا حسین (ع)هم داشتیم ک برای بچگای بابامون بود و بوی عطر میداد،هرسال هم با همون لباسا میرفتیم روضه..نه کسی آرایش داشت نه تیپ زده بود..
اما الآن از ده روز مونده ب محرم باشگاها شلوغتر میشه،آقاپسرا میخوان تیپ بزنن،لوازم آرایشیاهم شلوغ میشه،دخترخانوما هم میخوان خودشونو خوشگل کنن،هرصفحه اینترنتی رو هم ک باز کنی تبلیغ شال عزاداری و لباس با طرح یاحسین و..میاد.
فانتزی من اینه که مردم حداقل حرمت اسم امام حسینو (ع)نگه دارن
یاحسین(ع)

  210318

فانتزی من اینه که یه روز صبح که از خواب بیدار میشم یه نامه زیر درب حیاط افتاده باشه منم بازش کنم ببینم از طرف آکسفورد هست که نوشته شما به عنوان نخبه از طرف این مرکز بورسیه تحصیلی شدید و تمام مخارج شما توسط ایالات متحده تامین میشود منم که تازه تو دانشگاه سیفون سازی اکبر آباد و علی آباد به جز روستای احمد آباد قبول شدم نامه رو پاره کنم و تا آخر عمر توی بدبختی دست و پا بزنم و خودمو تمامی خاندانم رو به فنا بدم............

  210299

یکی از فانتزی های بچگیم این بود که یروز تو ماشین نشسته باشم و بره خودم بخونم بعد دوتا مرد بیان و صدام بشنون و بگن همون صداییه که دنبالش بودم و ازم بخوان خواننده شم و منم قبول کنم.

  210280

یکی از فانتزیام اینه که
یه بار کلیه مقاطع تحصیلی تعطیل بشن به جز ابتدایی !
.