یکی از فانتزی های بچگیم این بود که یروز تو ماشین نشسته باشم و بره خودم بخونم بعد دوتا مرد بیان و صدام بشنون و بگن همون صداییه که دنبالش بودم و ازم بخوان خواننده شم و منم قبول کنم.
@diana1384 · ۴ امتیاز
★☆☆☆☆ ۱ از ۵ (۱ رأی)
یکی از فانتزی های بچگیم این بود که یروز تو ماشین نشسته باشم و بره خودم بخونم بعد دوتا مرد بیان و صدام بشنون و بگن همون صداییه که دنبالش بودم و ازم بخوان خواننده شم و منم قبول کنم.
ایرانسل بازم بهم اس داده
سلام، یه لحظه واستا ببینم سلام گرگ بی طمع نیست حالا ادامش برای خرید پیشواز.......
دیدید گفتم هیچ وقت اس ها شو نخونید
برو پایین کارت داشت�
میدونی چیکارت داشت�
بیکار بودم کار نداشت�
تو رو سرکار گذاشتم
دختر خالم 2 سالشه جدیدا تا منو میبینه جیغ میزنه دیا نیا.بعد یروز من رفتم خونشون با اخم میگه دیا نیا بعد بهش میگم باران برات کادو آوردم .تا اینو شنید با یه لحن مهربون گفت کادو آوردی؟بیا :|
اینا بزرگ بشن چی میشن نمی دونم؟