یکی از فانتزی هام اینه که :
اسمم عباس باشه...!!!
پلیس تو ایست و بازرسی ماشینم رو نگه داره ...
- بگه اسم ؟
بگم عباس
- بگه نام پدر ؟
بگم عباس علی
- بگه فامیلت چیه ؟
بگم عباسی
- بگه از کجا میای ؟
بگم عباس آباد
- بگه کجا میری ؟
بگم بندر عباس
پلیسه شاکی شه !!!
- بگه بی شرف منو سر کار گذاشتی
بگم نه به حضرت عباس.....
فانتزی من اینه
یکی از فانتزی های دوران بچگیم این بود که همسره آیندم یه گنگستر امریکایی باشه
این فانتزی از وقتی تو سرم جرقه زد که یه فیلم هندی دیدم معشوقه دختره گنگستر بود
الانکه دیشب شبکه نمایش فیلم گنگستر امریکایی رو پخش کرد متوجه شدم هنوزم دوست دارم همسرم یه گنگستر امریکایی باشه.......
هیییییییییییییی خدااااااااااااااا
ELGIMA@@@@@
جشن حنابندون عباس وسلنا باشکوه برگزارنشده بود ازاین رو بابای عباس گفت:گل پسره...قندعسله....دوباره براش جشن میگیریم!!!عباسم از خداش بود دیگه همه چیزواماده کردن......دوباره این سلنا میکروفون به دست پاشد رفت تو سن داش می خوند ....قدوبالای تو رعنارو بنازم ....شیکمه گنده ی بوووووووووووق تو بنازم...یهوداخل این هیری بیری یا حیری بیری که جناب کیانو سینا مشهدو سایلاروعباس به طواتوماتیک درحال چرخش وقرررررررردادن بودندجاستین بیبر با یه قیافه خسته میادتوتالار وقتی سلنا اونو می بینه میگه:اخه بابا پیرت بسوزه بیبری ....توکه منورسوا کردی...دهن منو وا کردی...تواین همه خاک بر سرا چرا منو پیدا کردی....دردمو صدتا کردی....جاستین که خیلی عصبانی بود کلاشینکفشو در اوورد....عباس دستشو میبره تو جیب شلوار کردیش که یه چی درراره بندازه طرفش که یادش میاد شب قبل مامان جونش شلوارشو شسته هر چی توش بودخالی کرده.....چیه؟؟لابد منتظر کمکین!!!نه بابا از این خبرا نی!!!الان عصر عصر واقع گراییه...بعله....جاستین یه تیر میزنه به سلناوسلنا مث کتلت میفته رو زمین.....عباس دوان دوان میدان رقص رورها میکنه به طرف سلنا میره وسرشو میذاره رو پاهاش همین طور که سلنا بهش نیگا میکنه عباس میگه:تنهام نذار ...ملال عشقم...به بودن تو من خوشم ای سرنوشتم....بعدسلنا بلند میشه میگه باشه!!!!
بچه ها قیافه عباسو نیگاo0عباس:چی شده؟؟من کجام؟؟
سلنا:چیزی نشده....لباس عروسم ضدگلولس!!!چی فک کردین اصلن سلنا یعنی ای کیو بالا!!!!!!!!!!!!!
بی مزم خودتونید^_^
یکی از فانتزیام اینه که سوار تاکسی بشم موقع پیاده شدن یه تراول چک 50 هزار تومانی تا نخورده به راننده بدم.........راننده ازم بپرسه:یه نفر؟
منم بگم: خیلی وقته..........
و کُتَم رو بندازم رو شونم و در افق دوردست محو بشم
اينجا4جوک صدايKh@numi
يکي ازفانتزيام اينه فاميليم~جعفري~بود.ي عکس خانوادگي ميگرفتيم بااعضاي خانواده ميذاشتم توفيسبوک زيرش مينوشتم:
همه جعفريااااااااااااااا
~~~~~~~~~~~~~~~~~~
ب مولااين تأثيري ک آهنگ"گودباي پارتي جعفر"روکل ايران گذاشته آهنگ"گانگام استايل"روکل دنيانذاشته.
عاقا یکی از فانتزیای دست نیافتنیم اینه که با برو بچ دست به یکی کنیم برگه امتحان ترمو سفید بدیم اخ چه حالی میده
توجه کردین همیشه باید حداقل یه نخاله توکلاس باشه:(
یعنی یکی از فانتزی های من اینه این شبکه جم تی وی قطع شه:|
از وقتی سریالای این شروع شدن ما نه شام داریم نه ناهار:|
تازه شبا ک میخوام درس بخونم انقد صدای اینو زیاد میکنن ک نمیشه درس خوند:|
میرم به مامانم میگم عزیزم کمش کن من فردا امتحان دارم . کنترل تی وی رو نشون میگیره ک بزنه رو فرق سره من:|
مسوولان رسیدگی کنن لدفا:|
من همیشه تامیام 4جوک اول لیست افرادآنلاینومیبینم الان یکی ازفانتزیام این شده بیام 4جوک تعدادافرادآنلاین زیر50باشه!!بخدا5صب اومدم80تاآنلاین بودن خوشماهازندگی ندارین کارندارین24ساعته 4جوکین؟؟؟؟!!
آقا یکی از فانتزی های من اینه که بدونم اینایی که کرم حلزون درست میکنن ، این همه حلزون رو از کجا میارن که بخوان عصارشو بگیرن؟!!
یکی از فانتزی های من اینه که
یه بار فقط یه موقع سرچ تو گوگل
بجای "دانلود" نـــــــــــــــــزنم nhkg,n
نه واقعا میخوام بدونم واقعا میشه عایا؟!!!!!!!!!!!!!
♥توجــــــــــــه توجـــــــــــــــه ایــــــــــــــن اولین فانتزی منه♥
لایــــــــــــک=آره بابا ما هم مثل تو شوتیم
یکی از فانتزیای جدیدم اینه که وقتی میام تو پنل مدیریت ببینم پست های تأیین نشده نوشته صفر(سفر،ثفر) و همشون تأیید شده .بعد یه پیامک برام بیاد که از طرفه رئیس سایته که نوشته:من از صمیم قلب از شما معذرت خواهی میکنم.من نمیدونستم که شما کی هستین مگرنه مالکیت سایت رو به شما میدادم.
بله این از فانتزیای منه
یکی از فانتزیام اینه که به بخاطب خاصم یه اس ام اس با این مضمون بدم"عزیزم تو دنیا هیچکسو به اندازه تو دوست ندارم" بعد اون جواب میده"منم همینطور" بعد من در کمال وقاحت و پر رویی واسش میفرستم"وایییی ببخشید اشتباه فرستادم" یعنی حسی داره در حد صعود به اورست!!!!!!!!1
یکی از فانتزیام اینکه که یه ماشین بزنه به من کتلتم کنه بعد مرگ مغزی بشم بعد اجزای بدنم و اهدا کنم به کسایی که احتیاج دارن بعد من و تو اخبار نشون بدن و در اخر که دارن تو افق منو دفن میکنن محو بشم .........x)
فانتزي من اينه كه...
پستم صفحه اول قرار بگيره و بالاي هزارتا لايك بخوره...
هي... يعني ميشه؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!
یکی از فانتزیام اینه که هر وقت مدرسم تموم شد (یعنی رفتم دانشگاه آخه 16 سالمه دوم دبیرستانم)..شلوار لی و تنگ بپوشم....موهامو یه جوری بلند کنم که تا کمر بیاد بعدش با موهام جلو همه ی بچه ها بزنم توصورت مدیرمون.....آخ که چه حالی بده.....
من:::))))
مدیر:|||
بچه ها D:
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 45934
کل بازدید: 534939614










