یکی از فانتزیام اینه که ی روز که تا لنگ ظهر خوابیدم یهو رییسم به گوشیم (از اینایی که راحت از زیر تخت در میاد )زنگ بزنه و بگه الان تو جاده کرج ی کامیون مرغ رو پیچوندن ماموریت تو اینه که بری جلوشونو بگیری بعد منم پاشم ناشتا ی قوطی اسفناج بندازم بالا و نیروی شگرفی بدست بیارم و با همون پیژامه ملافه رو مثل شنل ببندم دور گردنم و ی چشم بندم سوراخ کنم ببندم به چشم که ملت نشناسنم ریا بشه بعد برم بالکن ی سوت بلبلی بزنم یهو پرایدم توی ایکی ثانیه از پارکینگ بیاد بیرون جلوی بالکن وایسه منم از بالکن طبقه 4 بپرم توی پرایدم(از نوع بدون سقف)(چون پیژامه دارم میتونم ازش به عنوان بالن استفاده کنم و از 4 طبقه بیام پایین) و پشت سرم ی جارو بخوره پس کلم بخاطر اینکه عین ادم از پله ها نیومدم بعد به ماشین بگم پرواز کن پررررررررررررررررررراید یهو پرایدم از پهلو دوتا باله دربیاره و از زیرش اتیش بده بیرون و 3سوته خودموبرسونم اتوبان کرج و به کامیون با بلندگو بگم بزن کنار اونم ی لبخند ملیح بزنه شات گانشو بیاره بیرون و بگیره طرفم منم تا اون بیاد شلیک کنه دسته جارو رو بکنم توی لوله تفنگش و بعد شلیک صورتش مثل مرغ بریون بشه بعد جفپا برم تو صورتش و پرتش کنم پایین تا اسفالتای کف جاده باهاش حرف بزنن .از این طرفم چون کامیون از بنجلای چینی(هووو)ه یهو کنترلش ازدستم در بره و ترمزش نگیره منم برم عقب و مرغارو همشو دونه دونه پرتشون کنم پایین اونام به زبون بیان بگن ایول خواننده پست .بعد یهو بفهمم اون جارویی که داشتم پروازم میکنه و باهاش پرواز کنم وو روی کامیون ی علامت فیل 4جوک بکشم و برم توی مورب (نه افق نه عمود) محو بشم.
فانتزی من اینه
یکی از فانتزیام اینه که توی مجلس عروسی برم میز ته تالار بشینم بعد از نیم ساعت رونالدو و مسی وارد تالار بشن بعد یهو منو ته تالار ببینن بعد بگن :اااااااااا خواننده پست اونجاست بیا 2تا صندلی ببریم پیش خواننده پست بشینیم .بعد یکی بیاد داد بزنه راننده پراید بعد که ملت دارن همدیگه رو نگاه میکنن
من بلند شم بگم چی شده بعد اون بگه : ماشینت بد جایی پارک شده
منم گوشیه جی ال ایکسو که راحت از جیبم در میاد بردارم به رانندم بگم :پس کجایی تو ماشینو ول کردی به امون خدا؟ بعد ملت به من خیره بشن بعد یهو ی بچه قرتی که تیپ جاستین بیبر زده بیاد از پشت سر هی بهم خنجر بزنه هی خنجر بزنه بعد من برگردم پارچ شربتو بکنم تو حلقش بگم :ضعیفه مگه نمیدونی پهلوانان نمیمیرند برو چادرتو سرت کن چاییتو بیار .بعد برم توی مه مصنوعی تالار محو بشم
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ که ﺑﺎ عشقم دعوا ﮐﻨﻢ ﺑﻌﺪ ﮐﻪ ﺍﺯش ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺷﺪﻡ ﺳﯿﮕﺎﺭمو ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻨﻢ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﺗﻮ ﻏﺮﻭﺏ ﻧﺎﭘﺪﯾﺪ ﻣﯿﺸﻢ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﺰﻧﻪ کتلتم ﮐﻨﻪ ﺑﻌﺪ عشقم ﺑﺒﯿﻨﻪ و “ﭼﯿﺮﯾﮏ ﭼﯿﺮﯾﮏ ﭼﯿﺮﯾﮏ”(صدای کفششه!) ﺑﺪﻭﻭﻩ ﺑﯿﺎﺩ ﭘﯿﺸﻢ ﺑﮕﻪ آه ﺧﺪﺍی ﻣﻦ ! ﺗﻮ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻣﻨﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺰﺍﺭﯼ … ﻣﻨﻢ ﺑﻬﺶ ﺑﮕﻢ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﯾﺮﻩ و بعدش ﺩﻭﺗﺎ ﺳﺮﻓﻪ ﮐﻨﻢ و ﺑﻤﯿﺮﻡ … دختره ﻫﻢ ﺍﺯ ﻧﺒﻮﺩ ﻣﻦ ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ ﮐﻨﻪ کتلت بشهههه کصاااافط !!!
عاقا من یکی از فانطظی هام به حقیقت پیوست!میگین چطوری؟خب گوش کنید(یابخونیدشایدم بدوید)یه روزهمینجوری که داشتم باگوشی پست میزاشتم هم زمان باکامپیوترصحفه اصلی رو میخوندموکلی ذوق یه دفه اى دیدم پستم تاییدشده اومده سایت،پست دوم بازم تایید!پست سوم بازم تایید!تازه این یکی همزمان 157تا لایک هم خورد!یه دفه یه تریلی اومدوتودودش گم شدم راننده منوندیدزیرم گرفت رفتم توسی سی یوی افق محوشدم!بازم دم خانوم صادقی گرم که حداقل توخواب پستاموتایىدکرد:-D
یه سوال چرا یخچال چیزا رو فقط خنک میکنه ولی یخدون یخ میزنتشون یعنی اینقد فرق بین "دون" و "چال" هست و چاله" میدون" که ترکیب این دوتاست اصلا جای خنکی نیست چرا هان ؟
یکی از فانتزیام این که :
عباس، مسیحا،اون آقا آتش نشانه ، هر روز ظهر کته، امتیاز منفی دارن؟ و اگه دارن چقده آیا؟هوووم؟ رسیدگی کنید لدفن:)
یکی از فانتزیام اینه که پستام اینقد قشنگ باشن که وقتی کاربرا از پستای بی مزه خسته شدن پستای منو سرچ کنن دوباره بخونن کلی شاد بشن
عاقا یکی از فانتزیام اینه ک محققان و پژوهشگران تاثیر wc رو ب روی تمرکز و هوش انسان ها کشف کنن/ از اونجا ب بعد محل برگذاری کنکور و انتقال بدن ب wc......!!!!!!!!!!!!
سلام.این یه دعاست.یه دعا از حرم احمدبن موسی(ع) برای تمام خواهر وبرادرام.عید همتون مبارک.فانتزی من اینه که الان دعای همتون مستجاب بشه .برای این خواهر کوچیکتون هم دعا کنید.
چقدرجالبه از وقتی که میام چارجوک یه لحظه از نظرم دور نمیشد.همیشه به یادتون هستم
التماس دعای فراوان.لالی شیراری
!!!!!!!!!!! 4jok.com !!!!!!!!!!!! علامت اختصاصی m.d.r.l.12.11
یکی از فانتزیام اینکه یه وسیله ای اختراع کنم که همه ی پشه ها رو منقرض کنه بعد سازمان جهانیه حمایت از پشه های سرگردان منو به جرم پشهِ آزاری بندازه زندان و بعدش اعدام....
یکی از فانتزیام اینه که مامانم نگه برو درستو بخون بزرگترین ضدحاله دنیاس
یکی از فانتزیام اینه که یه دمپایی اختراع کنم واسه دسشویی
که آب نتونه خیسش کنه .
اصلا انگار بهم فحش میدن وقتی پامو میکنم تو دمپایی و میبینم خیسه.............
یکی از فانتزیام اینه کاشکی جای توپراک بودم اونوقت یه چناریم بودکه اینقدر عاشقم بود بعد دور از چشم یشیم میرفتیم دست تودست تو افق محو میشدیم...... به چه خوب میشدا
یکی از فانتزیام اینه وقتی بعد از خندیدن به بعضی جوکای سایت ، به طور داوطلبانه و بلند اونو واسش می خونم اونم بخنده و یه جوری نگام نکنه که لبخندم محو بشه!!!!!!!!!!
فانتزی من اینه ک وقتی گوشیم سایلنته گم نشه
شمام از این فانتزیا دارین یا فقط من خوددرگیری دارم؟؟؟
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 45934
کل بازدید: 534937527










