یکی دیگه از فانتزیام اینه که یه آبجی کوچولو شبیه این عروسکا داشتم موهاشو شونه میکردم میبردمش پارک.واسش بستنی میخریدم
اونم منو بوس میکرد با زبون شیرینش بهم میگف "میسی داداسی"
فانتزی من اینه
بزرگترین فانتزی من اینه که وقتی میرم سر جلسه امتحان پایان ترم هیشکی ازم تقلب نخواد (حالا فهمیدین دانشجو ممتازم! یا بیشتر توضیح بدم)
لا مصبا نمیذارن یه نگاه به سوالا بکنم.تا ورقه سوالاتو میگیرم دستم همه درخواست ها شروع میشه
یکی از فانتزیام اینه که تو همه خونواده ها قدر عروس و دامادی رو که با اینکه از حرص داره می ترکه ولی حرمت نگه می داره و حرف نمیزنه رو بدونن . چرا خونواده ها قدر داشته هاشونو نمی دونن.
داماد خوب :-((((
برادر زن خیلی خوب :-(
سازمان حمایت عروس و داماد های خوووب :-*
یکی از فانتزیام اینه که بدونم داش عباس و بقیه خواهر و براداران چجوری جوک های دراز رو بنویسن.
خدایی عجب حوصله ای دارین.
در ضمن فکر کنم من کوچکترین عضو 4جوک ام.
پیشکسوتا پشتیبانی کنن.
یکی از فانتزیام اینه که بدونم سنگ سنگک پزا تموم نمیشه عایا؟
یه سنگکی هس تو محلمون بیست ساله داره کار میکنه، فک کنم هرروز هم یه تن سنگ از تنورش خارج میشه!!
ولی انگار نه انگار!
فانتزیم اینه که بتونم کف دستمو گاز بگیرم،
اگه تا حالا نتونستی گازش بگیری، لایکو بنواز!
----- (~~~) <هر روز ظهر كته!!> (~~~) -----
يكي از فانتزي هام اينه كه؛ يه روز برم يه "آدامس موزي" بخرم؛ بعد كه بازش كنم ببينم "اوربيت" توشه...!!
(اينجاشو با صداي اين منشيه تو سريال "ساختمان پزشكان"(شقايق دهقان) بخونيد)
يني نميشه ه ه ه ه ه ه ؟؟؟
واقعا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ؟؟؟
هو هو هو هو ...
(ارزش خوندن داره )
یکی از فانتزیام اینه که مامور فوق سری FbI باشم ؛ بعد بهم خبر برسه بهترین دوست صمیمیم گم شده و بعد پیگیر بشم بفهمم که تو چرنوبیل گم شده بعد برم تو ساختمان FBI ازشون کمک بخوام ؛ بعد بگن ما تو رو نیاز داریم و همه درا رو ببندن بعد من یه لبخند تلخ بزنمو بگم حرف شما برام مهم نیست از پنجره با تمام سرعت بپرم بیرون و طنابمو در بیارم و به یک تابلو گیرش بدم و تو فاصله یه سانتی متری از زمین بایستم . بعدش با بالاترین سرعت بدوم و با اولین پرواز برم چرنوبیل و یک موتور هم با خودم ببرم وقتی رفتم اونجا ماشین های سوخته ؛ تابلو های کج شده ؛ ساختمون های خراب شده رو ببینم و تمام چرنوبیل رو رو طی 4 روز بگردم و در حالی که دارم کم کم نا امید میشم و واقعا ناراحتم ؛ یه مچ بند از دوستم که بهش هدیه داده بودم رو پیدا کنم که روش نوشته باشه HELPPPPP و بعد از همون مسیر برم و چند تا رد پا ببینم ؛ رد پاها رو دنبال کنم و به یه کلبه قدیمی و تاریک برسم ؛ لیزر تفنگمو بزنم چون ممکنه اون جا هر چیزی باشه و سریع درو بشکونم و برم داخل و تو یه گوشه دوستمو پیدا کنم و بهم بگه از اینجا برو من بگم امکان نداره من هیچ جا نمیرم بدون تو و بعد در همون لحظه 100 ها زامبی رو ببینم که دارن نزدیک میشن و بعد تفنگ صد تیرمو دربیارمو بگم FOR NoUnnnnnnn(برای آزادی ) و برم بیرون و با صدتیر همشونو ناکار کنم ولی یکیشون بیادو از پشت بخواد یه خنجر فرو کنه تو گردنم و منم جا خالی بدم اون خنجر بخوره تو دستم ؛ و بعد اون زامبیو هم بکشم و با دوستم از اون جا در حالی که دست راست من خیلی آسیب دیده سوار موتور شیم و بریم و من دیگه خیلی خون ازم رفته باشه ؛سریع برسونتم فرودگاه و برم به بیمارستان فوق تخصصی و امید کمی به زنده بودنم باشه بعد از یه عمل سخت زنده بمونم و به کارم ادامه بدم و باز یه جریانه دیگه برام پیش بیاد ... (دوستان خودم ساختمش خواهشا کپی برداری نکنید ؛ با تشکر )
فانتزي من اينه كه اسمم توي ليست قرعه كشي باشه!!!
فانتزیه من اینه درس بخونم پولدار بشم بعد برم حلزون بخرم ازش الانتوئین بگیرم ببینم چقدر الانتوئین میده بعدش برآورد کنم این کارخانه کرم حلزون چنتا حلزون دارن واقعا کنجکاوم بدونم....
یعنی میشه...
چیه هرکی یه فانتزی داره...
والا با این نوناشون....
یکی از فانتزیام اینه یه کنفرانس برگذار کنم که منفور و محبوب ترین مرد جهان کیه بعد هیتلر بگه من منفور ترینم بن لادن بگه نععع من منفور ترینم بعد این وسط جاستین بگه (با لحن دخترونه بخونید) وا خوجملا چرا با هم دعوا میکنید من محبوب ترین مرد جهانم منو هیتلر و بن لادن تفنگهامون رو از تو شلوار کردی دراریم در حالی که داریم تیر بارونش میکنیم بگیم خفه شو ما در مورد مردا حرف میزنیم تو که ...
خدا رحمتش کنه
*-**-***-****-*****-******-*******-خـــــــود♥تــــــــــی !!-*-**-***-****-*****-******-*******
یکی از فانتزیام اینه که یه فیلم بسازم که وقتی یکی توش مریض میشه و میره بیمارستان و یکی دیگه میاد میگه ببخشید مریض ما کجاست؟پرستاره بگه طبقه بالا اتاق 67 (مثلا)
خسته شدیم بسکه گفتن انتهای راهرو،سمت چپ
بابا لامصب یه راهروئه...شلوار کردی داش عباس نیس که همه چی توش جا بشه.
والا به خدا با این فیلماشون
یکی از فانتزیام اینه که خانوم صادقی یا یکی از مدیرای شاخ 4جوک فامیلم باشه تا من هر چی جوک برای 4جوک میفرستمو تایید کنه و حتی از داش عباس هم در 4جوک معروف تر بشم
لایک=بترکه چشم حسود اخه چقد حسودی توووووو
یکی از فانتزیام اینه که یه روز تو 4جوک انقد محبوب بشم که روز تولدمو همه بهم تبریک بگم(مثه داش عباس)
ینی میشه عایاااااااااااا؟
یکی از فانتزیام اینه که وقتی کارناممو گرفتمو معدلم کم شد بابام عین مجری تلویزیون که وقتی تیم ایران میبازه به همه بکه هیچی از ارزشهای پسر گلم کم نمیشه و ایشالله دفه بعدی جبران میکنیو بعد منو ی ماچ آبدار بکنه
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 45469
کل بازدید: 534919140










