دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

فانتزی من اینه

  81041

یکی دیگه از فانتزیام اینه که یه آبجی کوچولو شبیه این عروسکا داشتم موهاشو شونه میکردم میبردمش پارک.واسش بستنی میخریدم
اونم منو بوس میکرد با زبون شیرینش بهم میگف "میسی داداسی"

  81037

بزرگترین فانتزی من اینه که وقتی میرم سر جلسه امتحان پایان ترم هیشکی ازم تقلب نخواد (حالا فهمیدین دانشجو ممتازم! یا بیشتر توضیح بدم)
لا مصبا نمیذارن یه نگاه به سوالا بکنم.تا ورقه سوالاتو میگیرم دستم همه درخواست ها شروع میشه

  81033

یکی از فانتزیام اینه که تو همه خونواده ها قدر عروس و دامادی رو که با اینکه از حرص داره می ترکه ولی حرمت نگه می داره و حرف نمیزنه رو بدونن . چرا خونواده ها قدر داشته هاشونو نمی دونن.
داماد خوب :-((((
برادر زن خیلی خوب :-(
سازمان حمایت عروس و داماد های خوووب :-*

  80949

یکی از فانتزیام اینه که بدونم داش عباس و بقیه خواهر و براداران چجوری جوک های دراز رو بنویسن.
خدایی عجب حوصله ای دارین.
در ضمن فکر کنم من کوچکترین عضو 4جوک ام.
پیشکسوتا پشتیبانی کنن.

  80922

یکی از فانتزیام اینه که بدونم سنگ سنگک پزا تموم نمیشه عایا؟
یه سنگکی هس تو محلمون بیست ساله داره کار میکنه، فک کنم هرروز هم یه تن سنگ از تنورش خارج میشه!!
ولی انگار نه انگار!

  80919

فانتزیم اینه که بتونم کف دستمو گاز بگیرم،
اگه تا حالا نتونستی گازش بگیری، لایکو بنواز!

  80917

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
يكي از فانتزي هام اينه كه؛ يه روز برم يه "آدامس موزي‏"‏ بخرم؛ بعد كه بازش كنم ببينم "اوربيت‏"‏ توشه...‏!‏‏!
‏(اينجاشو با صداي اين منشيه تو سريال "ساختمان پزشكان‏"‏(شقايق دهقان‏)‏ بخونيد‏)
يني نميشه ه ه ه ه ه ه ؟؟؟
واقعا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ؟؟؟
هو هو هو هو ...

  80915

(ارزش خوندن داره )
یکی از فانتزیام اینه که مامور فوق سری FbI باشم ؛ بعد بهم خبر برسه بهترین دوست صمیمیم گم شده و بعد پیگیر بشم بفهمم که تو چرنوبیل گم شده بعد برم تو ساختمان FBI ازشون کمک بخوام ؛ بعد بگن ما تو رو نیاز داریم و همه درا رو ببندن بعد من یه لبخند تلخ بزنمو بگم حرف شما برام مهم نیست از پنجره با تمام سرعت بپرم بیرون و طنابمو در بیارم و به یک تابلو گیرش بدم و تو فاصله یه سانتی متری از زمین بایستم . بعدش با بالاترین سرعت بدوم و با اولین پرواز برم چرنوبیل و یک موتور هم با خودم ببرم وقتی رفتم اونجا ماشین های سوخته ؛ تابلو های کج شده ؛ ساختمون های خراب شده رو ببینم و تمام چرنوبیل رو رو طی 4 روز بگردم و در حالی که دارم کم کم نا امید میشم و واقعا ناراحتم ؛ یه مچ بند از دوستم که بهش هدیه داده بودم رو پیدا کنم که روش نوشته باشه HELPPPPP و بعد از همون مسیر برم و چند تا رد پا ببینم ؛ رد پاها رو دنبال کنم و به یه کلبه قدیمی و تاریک برسم ؛ لیزر تفنگمو بزنم چون ممکنه اون جا هر چیزی باشه و سریع درو بشکونم و برم داخل و تو یه گوشه دوستمو پیدا کنم و بهم بگه از اینجا برو من بگم امکان نداره من هیچ جا نمیرم بدون تو و بعد در همون لحظه 100 ها زامبی رو ببینم که دارن نزدیک میشن و بعد تفنگ صد تیرمو دربیارمو بگم FOR NoUnnnnnnn(برای آزادی ) و برم بیرون و با صدتیر همشونو ناکار کنم ولی یکیشون بیادو از پشت بخواد یه خنجر فرو کنه تو گردنم و منم جا خالی بدم اون خنجر بخوره تو دستم ؛ و بعد اون زامبیو هم بکشم و با دوستم از اون جا در حالی که دست راست من خیلی آسیب دیده سوار موتور شیم و بریم و من دیگه خیلی خون ازم رفته باشه ؛سریع برسونتم فرودگاه و برم به بیمارستان فوق تخصصی و امید کمی به زنده بودنم باشه بعد از یه عمل سخت زنده بمونم و به کارم ادامه بدم و باز یه جریانه دیگه برام پیش بیاد ... (دوستان خودم ساختمش خواهشا کپی برداری نکنید ؛ با تشکر )

  80912

فانتزي من اينه كه اسمم توي ليست قرعه كشي باشه!!!

  80906

فانتزیه من اینه درس بخونم پولدار بشم بعد برم حلزون بخرم ازش الانتوئین بگیرم ببینم چقدر الانتوئین میده بعدش برآورد کنم این کارخانه کرم حلزون چنتا حلزون دارن واقعا کنجکاوم بدونم....
یعنی میشه...
چیه هرکی یه فانتزی داره...
والا با این نوناشون....

  80762

یکی از فانتزیام اینه یه کنفرانس برگذار کنم که منفور و محبوب ترین مرد جهان کیه بعد هیتلر بگه من منفور ترینم بن لادن بگه نععع من منفور ترینم بعد این وسط جاستین بگه (با لحن دخترونه بخونید) وا خوجملا چرا با هم دعوا میکنید من محبوب ترین مرد جهانم منو هیتلر و بن لادن تفنگهامون رو از تو شلوار کردی دراریم در حالی که داریم تیر بارونش میکنیم بگیم خفه شو ما در مورد مردا حرف میزنیم تو که ...
خدا رحمتش کنه

  80759

*-**-***-****-*****-******-*******-خـــــــود♥تــــــــــی !!-*-**-***-****-*****-******-*******
یکی از فانتزیام اینه که یه فیلم بسازم که وقتی یکی توش مریض میشه و میره بیمارستان و یکی دیگه میاد میگه ببخشید مریض ما کجاست؟پرستاره بگه طبقه بالا اتاق 67 (مثلا)
خسته شدیم بسکه گفتن انتهای راهرو،سمت چپ
بابا لامصب یه راهروئه...شلوار کردی داش عباس نیس که همه چی توش جا بشه.
والا به خدا با این فیلماشون

  80740

یکی از فانتزیام اینه که خانوم صادقی یا یکی از مدیرای شاخ 4جوک فامیلم باشه تا من هر چی جوک برای 4جوک میفرستمو تایید کنه و حتی از داش عباس هم در 4جوک معروف تر بشم
لایک=بترکه چشم حسود اخه چقد حسودی توووووو

  80736

یکی از فانتزیام اینه که یه روز تو 4جوک انقد محبوب بشم که روز تولدمو همه بهم تبریک بگم(مثه داش عباس)
ینی میشه عایاااااااااااا؟

  80720

یکی از فانتزیام اینه که وقتی کارناممو گرفتمو معدلم کم شد بابام عین مجری تلویزیون که وقتی تیم ایران میبازه به همه بکه هیچی از ارزشهای پسر گلم کم نمیشه و ایشالله دفه بعدی جبران میکنیو بعد منو ی ماچ آبدار بکنه