دقت کردین اگه تو ماه رمضون 29 روز با سحری روزه بگیریم به هیشکی نمیگیم ولی اگه یه روز فقط یه روز سحری نخوریم همه مسلمونای جهانو با خبر میکنی�
راستی بچه ها من امروز سحری نخوردم !
دارم میمیرم از گشنگی!
@agha · ۸۰ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
دقت کردین اگه تو ماه رمضون 29 روز با سحری روزه بگیریم به هیشکی نمیگیم ولی اگه یه روز فقط یه روز سحری نخوریم همه مسلمونای جهانو با خبر میکنی�
راستی بچه ها من امروز سحری نخوردم !
دارم میمیرم از گشنگی!
گاهی برای فهمیدن کسی باید او را از چشمانش بخوانی ...
بدون هیچ حرفی...
بعضی دردها تن به حقارت کلمات نمیدهند...!
سوسک بره تو گوشم درم نیاد اگه دروغ بگ�
دیشب یه سوسک کوچولو رفته تو گوش مامان خانومم بیچاره مامانمم هرکاری کرده سوسکه لامصب همینجوری عین بز مونده تو گوشش
امروز صب
مامان به بابا:پ چیکارش کنیم این بی وجدانو!؟(ینی سوسکه رو)
بابا به مامان:بیخیال فوق فوقش پرده گوشتو پاره میکنه گوشت از کار میوفته!!!!
طفلکی مامانم:@!@
من و داداش کوچولوم:(!؟!؟!؟!؟!؟)
ینی اواتف(همون عواطف) زن و شوهریشون تو حلق همه زن و شوهرای دنیا
بابا احساساتی من دارم!؟
فداش شم
چه تفاوت آشکاری است !
میان هوسی که لذتش میرود پشیمانی اش میماند
و
طاعتی که رنجش میرود شادمانی اش میماند
سخت افسوس میخورم برای تمام روزهایی که بی تو گذشتند
و تمام شب هایی که با تو نمی گذرند
میبینی دلبندم!؟
هنوز رویایت تمام زندگی من است
خیالت را میفرستی در میان رویاهایم که چه؟
که...
نبودنت را به رخم بکشی!؟
سر آن ندارد امشب که بر آید آفتابی
چه خیال ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی
برو ای گدای مسکین دل دیگری طلب کن
که هزار بار گفتی و نیامدت جوابی
سلام دوستان
الان ساعت 2:40 بامداده.از 8 صب تا 2 شب کار میکردم(به جون عزیزم راس میگم)
ساعت 2 که رسیدم خونه یه راس اومدم سر 4جوک.کلی خندیدم.ممنون از همتون به خاطر مطالب زیباتون
از بس خستم مغزم دیگه کار نمیکنه ولی نمیتونم از 4جوک بگذر�
سلامتی اونایی که هم کار میکنن هم درس میخونن
دوستون دارم
نمیدانم اینجا که ایستاده ام تقدیر من است یا تقصیر من!؟
اما وقتی یافته هایم را با باخنه هایم مقایسه میکنم میبینم چون خدا را یافته ام هر چه باخته ام مهم نیست
آموختم که همه ماجراهای زندگی عشق بازی خداوند با ماست!
بزرگترین فانتزی من اینه که وقتی میرم سر جلسه امتحان پایان ترم هیشکی ازم تقلب نخواد (حالا فهمیدین دانشجو ممتازم! یا بیشتر توضیح بدم)
لا مصبا نمیذارن یه نگاه به سوالا بکنم.تا ورقه سوالاتو میگیرم دستم همه درخواست ها شروع میشه
یکی دیگه از فانتزیام اینه که یه آبجی کوچولو شبیه این عروسکا داشتم موهاشو شونه میکردم میبردمش پارک.واسش بستنی میخریدم
اونم منو بوس میکرد با زبون شیرینش بهم میگف "میسی داداسی"
رفتم سلمونی( همون آرایشگاه) موهامو کوتاه کنم نشستم رو صندلی
میگه:اصلاح کنم؟
میگم پ ن پ همینجوری یه نمره خوب واسم رد کن
خخخخخخخخخخخخخخخ
یه هفته ای خونه نبودم بعد که اومدم دیدم داداشم همه واکس مو مو خالی کرده رو کفشاش
میگم داداش من این چه کاریه این واکس موئه چرا زدی به کفشات؟!
میگه:چه فرقی میکنه واکس واکسه دیگه تو هم واکس کفش منو وردار بزن به موهات
بابا و مامان:)))))
منooooooooooo
ینی اون لحظه میخاستم با تموم وجود سرمو بکوبم به دیوار
داداش دارم من؟
فداش شم
یبار تو دوره راهنمایی تو کلاس با دوستم دعوام شد.دعوا که تموم شد میخواستم از کلاس خارج شم در حالیکه خععلی عصبی بودم در کلاسو محکم کوبیدم بعدم یه لگد جانانه زدم به در
سرمو که برگردوندم دیدم (فاااااااااااااااجعه)مدیرمون تو سالنه داره منو نگا میکنه
خلاصه چشمتون روز بد نبینه دو سه تا چک آبکی تو صورتم خوابوند
واقعا یادش ننننننننننننننننخیر
تو بچگیام چند روز گریه کردم تا بابام واسم یه ساندویچ بخره.بعداز اینکه چشام داش کم کم کور میشد از گریه بابام قبول کرد و واسم یه ساندویچ همبرگر گرفت ولی نصفشو خودش خورد بقیه شو که من داشتم میخوردم انگار دنیا مال من بود
یادمه اون شب نتونستم بخوابم از خوشحالی
ولی حالا این بچه های لامصب چه امکاناتی که ندارن
فدای دل مهربون بابام
توی آبمیوه فروشی بودم یه مشتری دیگه اومد از گارسون پرسید:نوشیدنی داغ چی دارین؟
گارسونه فک کرد منظورش اینه که خیلی خنک و یخی نباشه
گفت: آب هویچ!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مشتری:oooooooooooooooooooooooo
نسکافه:>>>>>>
آیس پک:<<<<<<<<<<<<<<<
نزدیک بود رو زمین دراز بکشم از خنده
واسه خونه عموم قبض تلفن اومده 50هزار تومن.پول قبضو نداده.از مخابرات بش گفتن یه چک سفید امضا (دقت کنین چک سفید)بیار گرو بذار که هر ماه 10% از 50هزار تومنو بکشیم رو قبض جدیدتون!!!!!!!!!!!!!!
الکساندر گراهام بل:""""""""""""""
50هزار تومن:ooooooooooooooooo
مخابرات:))))))))
جالب انجاس که عموم دسته چک نداره.از داداش من چک خواسته.داداش مام در کمال خونسردی یه چک سفید تقدیم کرده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
آخه فک و فامیل سادس ما داریم؟!!!!!!!!؟
یکی از فانتزی های بنده اینه که وختی ماشینو تو کوچه پارک کردم و اومدم خونه.مامانم نگه: امید درای ماشینو قفل کردی!!!!!!!!!!!
آخه مامان دلواپس من دارم؟!
فدای مهربونیاش
مثل همیشه داشتم تو حموم با صدای بلند(صدام بد نیست) ترانه میخوندم.تموم شدم.تا اومدم بیرون دیدم(فاجعه) دختر و خانوم همسایمون اومدن خونمون
(ینی همشو شنیدن؟)
خانومه برگشت بهم گفت:امیدجان چه صدای خوبی داری
منو میگی از خجالت میخاستم سرمو بکوبم به دیوار
مامانمم غش کرده بود از خنده
عاغا تو پیش دانشگاهی معلم شیمی مون یه جوک از اون خیلی خیلی زشتا (روم نشد اینجا بنویسم) واسمون تعریف کرد
اداره آموزش و پرورش:<<
آووگادرو:>>>>>>>>>>>>>>
محلول آب نمک:)))
نمیدونستیم نیمکتو گاز بزنیم یا دیوارو
معلم شیمی باادبه داریم ما؟!