فال بينه تو پارك به زور كف دست منو گرفت كه
فال بگيره ، منو و دوستمم هـــــــــى سر كارش
مى گذاشتيم و به چرت وپرتاش ميخنديدم اونم
هيچى نمى گفت تا اين كه يهـو خيلى جدى كف
دستمو نــگاه كرد و گفت : يـه دورهمى مى بينم
من : يعنى چى ؟
( فهميدم كه چون شب يلدا نزديكه اينو مى گه )
فال بين : همين ديـــگه دورهـــــمى ، كف دستت
دور همى رو نشون مى ده . دوستمم اون يـكى
دستمو گرفت و گفت :
چه جالب اين يكيم خندوانه رو نشون ميده اونـم
با كيفيت فول HD ....!!
فال بينه ديكه طاقتش تموم شد يهو يه لگد خيلـى
محكم به ساق پاى دوستم زد و گفت :
اينــم آينه عبرت ( يه سريال پر طرفداره قديميه )
فقط ببخشيدكه تصويرش بى كيفيت و بـــــرفكيه
خوب نگاش كن درس عبرتت بشه ، بــعدشم مثل
جن وسط جمعيت غيب شد .
خلاصه ساق پاى دوستم مو ورداشت رفتيم گـچ
گرفتيم مادرش ازش پرسيد چى شده گفت :
هيچى آينه عبرت ديدم اونم برفكى به خيرگذشت
ولى شمام قديما چـــه سريالايى نگاه مى كردين
بــــدآموزى كه داشت هيچى ، بــــدجوريم دردم
داشت .....!! فقط اگه بدونم كه سازنده اش كــيه
آينه عبرتى نشونش مى دم گردن به پايين فـــــلج
قطع نخاعى بشه .....!!
مامانش : وااااااا ، دوستم : والاااااااااا
رو گج پاشم نوشته :
درس عبرت : سر به سر اين فال بينا نزارين اينا
اعصاب مصابشون تعطيله يهوخدانكرده فيلماى
سريع و خشن يك تـا ده يا بروسلى و جكى جان
نشونتون مى دن اونم با كيفيت فول HD ، والاه
بوخدا مال ما آينه عبرت برفكى بود رفتيم تو گچ
شما يه راست مى ريد تو قبر .....!!
از ما گفتن ديگه خود دانيد .....!!
خاطرات خنده دار
سر کلاس استاد رسید به بحث فلسفی.گفت:نیستی که نیست هست یا نیست؟ منم گفتم هست.اونم برگشت به افق خیره شد گفت نمونه بارز(بارذ٬بارض)انسان های فنا شده رو تو کلاس شما میشه پیدا کرد.بله مدرسه تیزهوشانم میرم.مگه نیس؟هس یا نیس؟اگه هس بگین برم با پشت پا بزنم تو گوشش:/
چندوقت پیش یجامہمونی رفتیم،سرشام یہودیدیم زن صاحبخونہ ھی سرفہ میکنہ ونفسش بالانمیاد وبزورمیگفت فاضلاب"فاضلاب!ماھمہ نگاھمون رفت سمت دستشویی وحموم گفتیم حتمافاضلابش زدہ بالا خواستیم دریم سمت مانیادکہ یہوشوھرش براش آب ریخت گفت بخورعزیزم:|نگوطرف داشت اسم شوھرش ک"فاضل"بودوصدامیزد غذاتوگلوش گیرکردہ بود
هر چی فکر میکنم میبینم مامان بابام مانع پیشرفتمن!
حتما میپرسید چرا!
تو یه برنامه تلویزیونی یه دختره رو آورده بودن ده سالش بود طراح تست هوش،معاون و مشاور نمیدونم کیا و حافظ قرآن انگلیسی و شعر و اینا..
بعد میگفت که چهار سالش بود خوندن نوشتن یاد گرفته و تو شیش سالگی اولین کتابش درباره حقوق همسایگی به چاب رسیده!
اونوقت منی که الان چهارده سالمه و تو داستان نویسی استان چندبار مقام آوردم،اگه مامان بابام تو چهارسالگیم به جای مهد میفرستادنم مدرسه تو پنج سالگیم نویسنده برتر میشدم و به جای اینکه بیام موجبات شادی و خنده شمارو فراهم کنم تو مطبم مینشستم مردمو ویزیت میکردم!
حالا اگه اونم نشد به نشستن تو دانشگاهم راضی بودم!
یعنی تو عمرم انقدر پشیمون نبودم که الان هستم!!!!!!!!!!!!!!
امضا:خانم دکتر بیچاره مملکت
دیشب بارفیقم بیرون بودیم رفتیم مغازه یکم هله هوله! !! بخریم. یه دختره هم داشت خرید میکرد. موقع حساب کردن پولش شد چهل تومن. کارت کشید رفت. دیدم فروشنده دوید رفت دنبالش. داد میزد خانوووووووم وایسین یه لحظه. دختره برگشت گفت چی شده؟ ؟فروشنده گفت جای چهل تومن چهارتومن دادین. دختره گفت وااااا! !!!! مگه واحد پول ایران نشده تومن؟ خوب توکارتخوانم باید به تومن نوشت دیگههههه! !! !
فروشنده همون جاپوکید ازخنده. .. منودوستمم ازمغازه زدیم بیرونو افتادیم کف پیاده رواز شدت خنده. .. .گاگول هنوز چن ساعت بیشتر نیس خبرش پخش شده. .. بدبخت کارتخوانه دیگه هنگیده بود. .. من پولمو نقددادم. .... خخخخخخخخخ
ناموسن این مزاحمت تلفنیا دیگه خز شده،مال 20سال پیشه،دس ازین فسیل بازیا وردارین....دیشب طرف زنگ زده گوشیم....
_الو،اونجا قرن هشتمه؟
من:بله قربان،باکی کار داشتین؟
_حافظ خونه ست؟
من:بله الان خونس فقط نمیتونه صحبت کنه
دستش بنده
_چرااااخببب؟
من:داره قبر پدرتو میکَنه،دستاش خاکیه،دستاشو که شست میگم بت زنگ بزنه....
اون0_o
خب بلد نیستی زنگ نزن داداش:|هفت تیر رو شقیقه ت نذاشتن که..
الهه gh
یادش بخیر دوران دبیرستان پشت معاون مدرسم یه کاغذ زدم با این متن : این خر به قیمت 2000 تومان به فروش میرسد
.
درسته که کلی کتکم زد ولی بازم ارزششو داشت^_^
داشتیم ماه وپلنگ میدیدیم...من وپادشاه وملکه...
مامان کتایون یه بند کنارگوش کتایون حرف میزد کتایون عصبانی دراومد به مامانش گفت دیگه حرف نزنن حتی ی کلمه...
من:اوخ...چه لحن تندی...
بابام:حق داره یکی ام باید میخوابوند تو دهنش...
مامانم:اگه باباش کنارش بودم همینو میگفتی؟
باباش:باباش که مرده...ولی بشکنه دستش اگه بخواد باباشو بزنه...
مامانم:همین دیگه...بچه های این دوره زمونه حرمت سرشون نمیشه
بابام:یه عمر بچه بزرگ کن اخرش چی...
سرموبلند کردم...دیدم دوتایی با تاسف به من نگا میکنن
من:د اخه به منچه اصن....ای بابا
بابام:ساکت...حرف نباشه بی ادب
مامانم:اگه یکباردیگه وسط غیبت کردن من بگی مامان غیبت نکن ومنو جلو زن عموت ضایع کنی هرروز ابگوشت میپزم
بابام (^__^)...به به...(عاشق ابگوشته)
بابا منکه میدونم تو منو قربانی کردی به ابگوشت برسی
سر کلاس زیست سال چهارم معلممون میگفت از جفت گیری اسب ماده با الاغ نر جانوری "زیستا" بنام قاطر بوجود میاد...در این لحظه یکی از فیلسوفان فرهیخته کلاس پا شد گفت: آقا ینی قاطر هیچوقت نمیمیره...??
منO_o
معلم زیست O_o
دانش آموز سال چهارمO_o
خدا آخه من سرمو به کجا بکوبم??
عموم تو مراسم عقد دختر اون یکی عموم اومد نصیحتش کنه گفت با لباس سفید رفتی بعدش ایشالا با کفن سفید ببینیمت
دعای خوبی بود ولی همه دعواشون شد :))))
الهه gh
گودزیلامون (خواهرم عسل )جزوهاموپاره کرده
حالا کلی دعواش میکنم
وسط دعوا میگه: وقتی اخم میکنی خیلی جذاب میشی
من @_@
عسل:-))))
اینا گودزییییللللن گودززززززیییییییییلللللللللاااااااااااااا
آموزش تقلبـــــ سر کلاس:
1-اگه امتحان چاپی نیست و قراره خودتون داخل برگه بنویسید جوری بنویسید که دو برگه بشه.بعد از زیر میز بدید دست دوستتون تا جوابا رو واستون بنویسه خودتون برگه ی دوم رو جواب بدید.بعد به اون قبل اینکه زنگ امتحان بشه بگید میخواید چیکار کنید تا به مشکل بر نخورید(امتحانش کردم)
2-از کلاسی که هم مقطع شماست و ترجیحا قبل از شما امتحان دادن سوالا رو بگیرید و توی برگه بنویسید.برگه به قطعه های کوچیک تا کنید و بزارید توی جیبتون و برید سر کلاس(اینم امتحان کردم)
3-به بهونه ی گرفتن غلط گیر یا پاکن یا.... برید پیش دوستتون و ازش سوال رو بپرسید تا جوابش رو بده(امتحانش کردم)
اگه لایک بالا بود روش های بیشتری میزارم :)
اوایل دوران سربازی تو آموزشی بودم که با توجه به تعداد زیاد سربازا فقط 10 تا دستشویی بود واسه همین یه دو دقیقه بیشتر فرصت نبود کارت و انجام بدی ما هم سه چهار روز استرس میگرفتیم هی کسی نپره داخل.......
.
.
.خلاصه یه روز بالاخره وقت مناسب فرا رسید و با آرامش از خلوت این مکان کارم رو انجام دادم که.......یهو شیر و باز کردم دیدم آب قطع شده........
.
.
هیچی دیگه تا ظهر اونجا بودم شرایط بدی بود...
.
نیشتون رو هم ببندین خیلی درد ناک بود و پر استرس....
*****گریفندور*****
داشتیم فیلم بادیگارد رو میدیدیم در کانون گرم خانواده.دیگه تهش بود پرویز پرستویی داشت میمرد که داداش خلم پاشد به صورت بندری رقصید @-@
من:دانیال این چه کاریه؟
بابام که غرق فیلم بود با حرف من برگشت به دانیال نیگاه کرد یهو دوید دنبالش تا ته خونه :d
من و مامانم نمیدونستیم به اینا بخندیم یا واسه فیلمه ناراحت باشیم
دیگه مامانم هر وقت از چیزی ناراحت میشه این خاطره رو براش میگم میترکه از خنده
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
چرا دنبالم راه افتادی ؟ نیگا گفته باشما مهریم 1000 تا سکه کمتر نیستااااا.
امروز صبح گوشیم ساعت ۶: ۳۰زخورد. اصلاً حال نداشتم برم مدرسه گفتم بیخی امروز نمیرم. .یهودیدم یه دست زیرسسرمه. .. عربده! !کشیدموازروتخت افتادم پایین. .. یاخدااین دیگه کیه؟ بعد دیدم دوستم از زیر پتو درومد بیرون..
عه.... علیرضا تویی؟ مگه دیشب نرفتی خونتون؟
رضا: هاا؟ چیی؟ ؟من کجام؟ .. آها پدرام تویی؟
من: زهرمار. .. .. آقامن هیچی از دیشب یادم نیس. .اصن یادم نیس چطوری رسیدیم خونه.. تو چی؟
رضا: منم چیزی یادم نیس. .معلوم نیس تو پیتزاهه چی ریخته بودن؟
من: آره فک کنم چیز خورمون کردن. .من نمیرم مدرسه توچی؟
رضا: نه منم حالشو ندارم. .. ببینم پدرام.. توبا کفش خوابیدی؟
من: چیی؟ هه مهم نیس
مامانم: شما دوتازودبیاین پایین صبحونه بخورین
من: جااان؟ شما دوتا؟ ینی مارو دیده؟
رضا: والا من ک هیچی یادم نیس. ..
کفشامو دراوردمو رفتیم پایین
وسط راه تعادلمو از دست دادمو با مغز از پله ها افتادم پایین
مامانم: آخه چرا این کارو با خودت میکنی؟ دیشب هردوتاتون عین مرده ها بودین. .. چقد بگم واسه درس انقد خودتونو اذیت نکنین؟ /بابا کدوم درس؟ حالا با این اوضاع میخوام دکترم بشم هه/
با رضا ازخونه زدیم بیرونو رفتیم پارک. تا غروب اونجا بودیم. .. امشب دوباره علیرضا خونه ماس... خدابخیر کنه.. .
فردامیرم سروقت سرآشپز رستورانه. کصافط دوستمه مثلا. هرچی پیتزا درس کرده رو فرو میکنم تو حلقش. .. وژدانا کل سیستممو ریخت به هم
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 25104
کل بازدید: 531575676










