سلام دوستان این اولین مطلبه منه(اره تازه عضو شدم. پس همه جیغ دست هورا.....) اغا دیروز روز صبح با هزار بدبختی پاشدم برم مدرسه. بعد یک سال اومدیم مسواک بزنیم.اغا در خمیر دندان رو باز کردم یکم رو مسواک ریختم و خمیردندان رو گذاشتم کنار و شروع کردم به مسواک زدن یکم که گذشت دیدم طعم عجیبی داره. به خودم گفتم نه بابا تازه از خواب پاشدی داغی.بعد دیدم دهنم داره خیلی سرد میشه. گفتم حتما تاریخ انقضا خمیر دندون تمام شده رفتم ببینم تاریخش کی تموم میشه که یهو دیدم روش نوشته خمیر ریش ارکو یعنی مثل ماست وارفتم.تازه جالب اینجا بود که تو مدرسه همه میگفتن: کامی چه قدر دهنت بوی خوبی میده اسم خمیر دندونتون چیه
خاطرات خنده دار
اين زير نويس هاي pmc هست كه پيامهاي بينندهاشو ميزنه.........پسره زده بود :آزاده از وقتي تو رفتيهردقيقه برام 60 ثانيه ميگذره :|اول خندم گرفت بعد دلم براي پسره سوخت :((((((((آخه آزاده چرا تنهاش گذاشتي؟ چــــــــــ
کیا یادشونه تو مدرسه یه روزی داشتیم به اسم روز دوستی میگفتن هر چی دوست دارین بیارین مدرسه بعد تو حیاط مدرسه فرش پهن میکردیم و چیپس و پفک میخوردیم.....
این فیلمه هست شبکه 3 پخش میکنه زمانه رو میگم!
یه دخدره توش هست اسمش ارغوانه خالا بابای ما به این دخدره میگه عقربان!!!
خخخخخ
یه روز رفته بودم داروخونه تو نوبتش بودم که نوبت من برسه یه آقا همین جوری سرش رو انداخت پایین رفت جلو منم همین جوری نیگاش میکردم.. پیشش یه پسر کوچولو بود 6_7 سالش میشد از دکتره پنیسیلین 1 میلیون 200 میخواست پسرش از اون پایین به دکتره میگفت آقا 600 بدین نه اصلا 400 بدین
بعدش پرسیدم واسه تو میخواد آمپول بزنه میگه آقا این بابام رو توجیح کنین که نگیره پنیسیلین زیاد درد داره ;)
پسر خالم رفته خواستگاری شرایط دختره واسه ازدواج :...... .....پراید داشته باشه o.O ...تو افق ویلا داشته باشه o.O ...به موقع محو شه و سرِ وقت ظاهر شه o.O ...گوشیش راحت از جیب در بیاد ...
استاد به هم کلاسیم میگه چرا نیومدی سر کلاس؟
میگه: استاد، كلاستون با خوابم تداخل داشت نتونستم بيام..........
ی روز که داشتم از دانشگاه برمیگشتم ،رفتم سوار اتوبوس شدم... اونم با کلی ادا اطوار...
تیریپ با شخصیت برداشته بودم...بیا و ببین..
ای دل غافل.. چشمتون روز بد نبینه.. یهو تو اتوبوس چشمم افتاد به یکی از استادامون...منم بسیار مودبانه باهاش سلام علیک کردم و.. خلاصه یجوری حرف زدم باهاش که همه یجوری نگام میکردن... {با به به و چه چه} چقدر مودب و با شخصیت.... اوففففففف
عاقا رسیدم به ایستگاهی که باید پیاده میشدم...
همچین با افتخار رفتم کنار در و رو به استاد برگشتم گفتم :
استاد سلام علیکم!!!!
دیگه خودتون بقیشو تصور کنیییییییییین
جو گیر شدنه من دارم...انصافه....؟؟؟؟
عاغا ما همسایه مون گوسفند دارن
هر وقت میرم توی حیاط اینا داشتن صدا میدادن(بهتره بگم داشتن اواز میخوندن ) ماهم دلمون براشون میسوخت بع بع میکردیم
عاغا می یه روز از بیرون اومدیم دیدیم نه صدای بع بع نمیاد نگرانشون شدم(خخخخخخخخخخخخخ)
بلند بلند گفتم بع بع بع
یهو جای سدای بع بع گوسفندا صدای خنده اومد
رومو برگردوندم تا بله
عمو کوشلوم با 3 تاپسراش توی آلاچیق توی حیاط نشستن
مارو میگی
قرمز لبوییییی گفتیم بیایم گافی که دادیم درست کنیم گفتم به بهههههههه
لامصب بازم صدای گوسفند دادم
بع شما اومدین
هیچی دیگه از رو رفتم تند دویدم توی خونه از خجالت
اصلام خنده دار نیست تازه گریه دارم هست اگه به عمقش فکرکنی. دلم واسه بچگیام تنگ شده واسه هیجانی که داشتیم نزدیک عید.واسه بوی عید که بنظر من از وسطای بهمن شرع میشد وتا آخر اسفند پا برجا بود.البته الانم خیلی بزرگ نشدیم ولی ادعامون زیاد شده.اصلا ولش کن خواستم یه چیزی بنویسم آخه تازه عضو شدم هیجان دارم.
یه معلمی داشتیم خیلی ازش بدمون میومد.نه به خاطر اخلاقشا اتفاقا بد نبود فقط خیلی دست تو دماغش میکرد.!! حتا وخ با هامون حرف میزد یا داشت جواب سوالامونو میداد یا فین میکرد یا با یه دستمال از اول ساعت بش گیر بود.یه روز برف اومده بود شدید این دیر کرده بود. یه رفیق داشتم اصن به شری معروف بود این یه نقشه خبیثانه ریخت.رفت بدنه خودکار فرمزشو بازکرد گرفت رو بخاری جوهرشو برد ریخت رو صندلی معلم این معلم بدبخت ما هر روز یه کت شلوار سفید مایل به خاکستری کم رنگ میپوشید. نشستیم همه منتظر بودیم آقا این اومد سلام علیکو ...خلاصه نشست دفتشو باز کرد همه منتظر لحظه انفجار بودن. این شرو کرد درس دادن بلند شد رفت با تخته درس بده ما داشتیم شلوارامونو نیشگون میگرفتیم نخندیم .نفهیمیدیم اون زنگ چجوری رفت. زنگ خورد این خیلی ریلکس پاشد دماغشو تمیز کردو رفت دفتر .ما پکیدیم .چند دیقه بعد ما دیدم از تو راهرو یه نفر داره از طبقه پایین میادو(حالا دیگه فهمیدین کلاس ما طبقه بالاست)فحش میده دیدم مدیره .اومد تو کلاس داد زد کدوم کره خری این کارو کرده مام خودمو نو زدیم به کوچه علی چپ که کدوم کارو فلان....آقا این اصبانی شد عین گرازی که یه هفته غذا گیرش نیمده حالا پیدا کرده با شیلنگ به ما حمله کرد شروع کرد زدن.همه میدونستن کار کیه ولی بامراما هیچی نگفتن.خلاصه دید فایده نداره رفت .انقد خوش گذشت اون رو معلم نداشتیم. ولی صبح که اومد شده بود عین برج زهر مار عین سگ به همه میپریدو ناسزا میگفت ولی به خنده ها بعدش می ارزید اصن ریسک 100%بود .اون بامراماش،اون پایه هاش،خلاصه اون رفیقاشو 4جوکیاش بکوبن لایکو
یکی ازبچه هاعاشق ی پسره شده بود ک توخدمات کامپیوتری سرکوچمون کار میکرد،یباراومددم در گف خیلی وقته ندیدمش ب بهونه یچی بریم مغازش مام قبولیدیم ،کل راهو مث رادیوخراب بغل گوش من حرفایی ک میخواس بزنه رو تکرارمیکرد رسیدیم جلومغازه ی نفس عمیق کشید ورف تو یهو پاش گیرکرد ب پله زااااااااااارپ خورد زمین کل مغازه رو پانشسته بودن میخندیدن اینم اومد سوتیشوجم کنه رف ب پسره گف ببخشید یو اس پیر 8گینگ دارید؟ینی مردیم،یارو هفته بعد اومد خاستگاریش !
وقتی چایی میخورم هیچ صدای چایی خوردنم نمیاد. وقتی توی مجلس مهمی باشم تا یه قلوپ میخورم صدا میاد:قورت قورت. شمام اینجورین؟ خداییش اگه هست لایک کنین بفهمم!
نمیدونم چه حسیه. دوس دارم آشغالای کوچیکو داخل گلدون بندازم تا سطل آشغال! مادرم بنده خدا هربار جارو میکشه پای گلدونارم تمیز میکنه. کاش همسر آیندم مث اون بهم گیر نده!
اول کلاس عینک دوستم که بغل دستم بودو زدم رو چشام. بنده خدا تا آخر کلاس دنبالش میگشت؟ دوبارم ازم پرسید عینکشو ندیدم؟!
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 31568
کل بازدید: 532044822










