واقعا که اعصابم این چند روزه خیلی خورده.
یکی از بچه هامون بابابزرگش مرده 3 میلیارد تومن ارث بهش رسیده. طرف آیندش تامین شد!!!
حالا بابابزرگ من غیر از هزار و یک بیماری ارثی برای من چی ارث گذاشته؟؟
مامان بزرگم سال 1330 ده هزار تومن پول از راه بافتن قالی در اورده و به شوهرش که همین بابابزرگ من باشه گفته بیا برام زمین بخر. اونم مسخرش کرده ولی براش نخریده و بعد از یه هفت هشت ده بار مامان بزرگم مجبور میشه با پولا نخ بخره و.... که کاری نداریم
حساب کردم اگه مامان بزرگم اون زمینو میخرید الان قیمتش حول و هوش 10 میلیارد تومن میشد!!
خاطرات خنده دار
یـادش بـخـیـر بـچـه تـر کـه بـودم ((ایـن "تــر" یـعـنـی هـنـوزم کـوشـولـو ام)) وقــتــی مـیـرفـتـم نـون مـیـخـریـدم تـا بـرگـردم خـونـه یـدونـه از نـون هـا را کـه داغـه داغ بــود تـو راه مـیـخـوردم
درسـتـه نـون خـالـی بـود ولـی عـجـب لـذتـی داشــت.
خـیـلـی خـوش مـزه بـود مـگـه نـه؟؟؟
((الـبـتـه نـون دونـه ای 10 تـومـن بـود.حـالــافـکـرنـکنـی مـالـه دوره دایــناسـورهـاما هـمـیـن 7-8 سـال پـیـش بـود بـه خـدا))
بعضي از دوستان ميان يه رمان مينويسند و بعد هم موضوع شو ميزارن اس ام اس هاي عاشقانه مثلا...
خوب داداش گلم؛ خواهر خوشكلم اگه من بخوام ايني كه تو اسمشو گذاشتي اس ام اسو با گوشيم بفرستم كه بايد يه جا يه كارت شارژ 2 تومني مصرف كنم كه.
اونم با اين وضعيت اقتصادي!!!
البته راه دومي هم هست...اونم اينكه قسطي براي طرف بفرستمش...هر روز يك جمله!!!
كلاس اول-دوم دبستان بودم يه معلم داشتيم لامصب وسط درس دادن به كسي اجازه نمي داد بره بيرون؛ من بدبخت هم وسط درس دادن احساس كردم به شدت 2 دارم!!عاقا ما هر چي خودمون رو به در و ديوار زديم و صندلي رو گاز گرفتيم بهمون اجازه بيرون رفتن نميداد. فقط خدا خدا ميكردم كه زودتر زنگ بخوره تا با كله بپرم تو دستشويي.زنگ خورد...همه بلند شدن به جز من!!!...فقط نپرسين چرا
خودم كه يادم نمياد ولي برام تعريف ميكنن وقتي بچه بودم (در حد يه نخود) تو عروسي ها همين كه عروس رو ميديدم؛ انگار جن ديده باشم ميزدم زير گريه شديد
فكر شو بكنيد از بچگي عشق مجردي بودم
اگه يادتون باشه تو پست هاي قبلي گفتم منو يه بار از مدرسه اخراج كردند؛ دليلشم اين بود:كلاس دوم دبيرستان؛ قاچاقي از چندتا از معلم هام فيلم گرفتم(با موبايل) بعد با يه صداي خنده دار ميكسش كردم...عاقا يني تو مدرسه مث بمب صدا كرد؛ بعد كه فهميدن كار من بوده اخراجم كردن
آخه اسم و امضاء خودم رو آخر كليپه گذاشته بودم!!! (ميبينيد هوش و ذكاوت منو...؟!
ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﯿﻦ ﺷﺒﮑﻪﻫﺎﯼ ﻣﺎﻫﻮﺍﺭﻩ
ﻣﯿﭽﺮﺧﯿﺪﻡ، ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﻫﻨﺪﯼ
ﺩﯾﺪﻡ ﺗﻮﺵ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺭﻭ ﺑﺎ ﻣﺴﻠﺴﻞ ﺍﺯ ﺩﻭ
ﻣﺘﺮﯼ ﺑﻪ ﺭﮔﺒﺎﺭ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻥ، ﺑﻌﺪ ﯾﺎﺭﻭ
ﺟﺎﺧﺎﻟﯽ ﻣﯿﺪﺍﺩ!!
ﻣﮕﻪ ﺁﺗﺎﺭﯾﻪ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﻣﻦ؟|:
شماها یادتون نمیاد وقتی ما طفل بودیم یکی از سرگرمی هامون این بود که تو حموم در چاه فاضلاب رو میذاشتیم تا آب جمع بشه مثل استلخ بشه بعد دست و پا میزدیم شاد میشدیم !!!
اقا ترم یک دانشگاه امتحان میانترم میکروب شناسی داشتم یه پسره جلوم نشسته بود از دوهفته قبل امتحان هر وقت میدیدمش در حال مطالعه بود منم که زیاد (توجه کنید زیاد) نخونده بودم باهاش هماهنگ کردم. امتحان شروع شد اینم انقد از رو دست دوستاش نگاهکرد که استاد پس از توقف های بی وقفه جاشو عوض کرد.
بعد امتحان میزنه پشت استاد دمت گرم جامو عوض کردی مجید و مهرداد که هیچی بارشون نبود رفتم اونجا چندتا از رو دست خانوم فلانی زدم
ما(((0000
استاد)))))000
و در کمال ناباوری من max شدم
راستی اولین مطلبم بود!!!!!!
من هر وقت مراقبا ازم تقلب میگرفتن....انقد خودمو میزدم به مظلومیت .....یا اینکه هیچی نمینوشتمو همش با دستام بازی میکردم که مراقبه دلش میسوخت...تقلبمو پس میداد بهم مینوشتم.....تازه یه سری انقد مظلوم شدم که مراقبه اومد بلندم کرد برد پشت یه دختره که خیلی داشت مینوشت...گفت یواش از رو این نگاه کن بنویس.....خداییش دمش گرم.....!!!
به سلامتی همه ی مراقبای مهربون......
اقا من الان در گیر و دار خونه تکونی از دستم یه بشقاب افتاد شکست مامانم با اعصابه داغون گف اکه نمیتونی کار کنی کار نکن منم با چهار تا پا الان اومدم 4جوک. همچین ادمهفرصت طلبی هستم من
اختصاصــی شِــــــــــــــــــــرِک!
دوم دبیــــرستـان معلـم جغـــرافـی داشـت درس میـداد،کسیـم گـوش نمیـداد کـه چــی »میــگه،
میـدونـی چـی میگـم؟ینـی کـلاس آروم آروم نبـودش....
آقـا همیـن طـور کـه داشـت درسـو تـوضیـح میـداد
........بچـه هـا ببینیـد،هنــگامـی کـه بـاد میبـاردٌ بـاران میـوزد پـرندگـان تخـم مـرغ هـای خود را....
آقـای معلـم یـه مکـث کـرد،
ینـــی مکـث آقـای معلـم همـانـا،تـرکیـدن کـلـاس همـانا!
هیچی بدتر از این نیست که شام خوشمزه داشته باشید ، مهمونای خوب داشته باشید ، فیلم عالی هم تلوزیون داشته باشه اما تو مشقات مونده باشه !
یادتونه ؟
چند روز پیش پسرخالم که 5 سالشه با باباش امدن خونه ما
این پسرخاله ما با PSP ایش GOD OF WAR بازی میکنه خیلی هم دوست داره
بعد باباش اینو صدا زد گفت : GOD OF WAR بابا کجاست بعد این بچه انقدر خوشحال شد می گفت مرسی بابا بابارو ماچ می کرد انگار به خر تی تاپ دادی:))))))
من همسن اینا بودم پشت پنکه صدا در می اوردم
بچــه كه بوودم ميرفـــتم تو كمــدي .زير پتويي .پشت پرده اي جــآيي خودمــو قآيم ميكــــــردم كه همه نگرآنم بشــــن بيآن دنبآلم بگــردن و بعدشـم پيدآم كنن بآگريـه درآغوشــم بگيـــــرن وبگـن :سآيه؟نميگي دق مرگــــ ميشيم ؟اُ صب تآحآلآ همه جآ رو گشــــتيم! بنده هم يه لبخند ژكوند تحويلشون بدم وخودمو لوس كنم :))
ولــي خو نشـــد ديگــــه!!!
+بمآند كه الآن يكي از آرزوهآم اينه كه دو ديقه برم اتآقم همه اهل خانوآده يك صدآ دآد نزنن :سآآآآآآآآآآآآآآيهههههههه :0
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 53008
کل بازدید: 532198713










