دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  55793

موقع تمیز کردن اتاقــــــم یه سیم کارت ایرانسل پیدا کردم :|
لایک=ازش استفاده کنی بدبخت میشی!!!

  55789

× یه معلم بود تو مدرسه؛ اول با آزرا میومد؛ بعد با ال 90، بعد با پـراید، بعد هم با موتور!
همه ی ایــن تغیـرات تـو ی یـک سال!!
بچه هـا میگفتن پس فردا پیاده از رو پل عــابر پیــادهـ میـــاد!
معملمه ما داریــــــــــــــــــم؟!
نکتـــه مهــم : این داستـان قبل از تغییـــرات پـــراید بودا!

  55767

اختصاصــی شِــــــــــــــــــــرِک!
گفتــــه بـودم یـه قٌـل دیگـه دارم کـه خیلـی شبیـه هـم هستیـم واینـا...
یـه روز رفتـه بـودم تـوی یه مـرکـز خـریـدی همیـــــــــن جـور داشتـم چـرخ میـزدم.
دیـدم یـه یکـم جلـوتـر یـه دختـــــتر پسـرم یـه گـوشـه هـی بـاهـم حـرف میــــزدنٌ اینـا،دخـتره یـه ریـز داشـت منـو نیگـاه میکــــــرد،
زدٌ ازشـون گـذشتیـم یـه دیقـه طـول نیکشیــــــــــــد دیـدم یکـی داره بلنـد بلـند صــدا میـزنه: امیـن ــــــــــــ امیـــــــــن
اسـم داداشـم امیـنٍ منـم گفتـم شـایـد کسـی اشتبـاه گـرفته نیگـاه کـردم دیـدم همـون دخـترَس اومـد جلـوٌ همـی جـور شـروع کـرد بـه حـرف زدن....
امیـن بخـدا اون پسـر داییـم بـود،بـاورت نمیشـه از خـودش بپـرسٌ خلاصــه اَ ایجـور صحبتــا....
تـازه دوزاری مـا افتـاد کـه بعلـه ای مخاطـب خـاص امـینٍ...
بهـش گفتـم کـه مـن امیـن نیستیـم بـرادرشــــم،اولـش بــاورش نمیـشد تا زنگـید بـه داداشـم صـداشو کـه شنیـد....
بنـده خـدا اَ خجـالـت سـرخ شـده بـود،سـرشـو انـداخ پـاییـنٌ صحنـــــــه رو سـریع تـرک کـرد!
....................................................................................................
الان دیگـــــــه امیــــــن غــــلامٍ منـه،هـر کـاری کـه بگـم واسم انجـام میـــده!
غٌـــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام؟؟؟؟؟؟؟؟؟
غٌـــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام کجــــآیی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟یــه چـای بـریـز بیـار...
روچٍشــــــم آقــــــا،
الـان میــــــارم.
....خخخخ

  55746

سسسسسلااام..عاغا ما یه روز با دوستم داشتیم توخیابونا ول میگشتیم بارونی هم بود خوردیم به چراغ قرمز...یه ماشین بغل دست من وایساد یه گودزیلا ناناز توش بود منم حواسم رفت پیشه این یهو گرومپ یه ماشین ازپشت زد به ماشین منم اعصاب قاطی پریدم پایین بهش گفتم مگه کوری کصافت هرچی تونستم گفتم یهو خانومه دروباز کرد گفت چی میگی تو اومدی عقب زدی به ماشین ملتم تایید کردن ضایع شدم درحد تیم ملی برزیل اغا پریدم تو ماشین از گودزیلاهه ادرس افق رو پرسیدم نگاه به چشام کرد گفت برو بمیر...کصافت داغونم کرد ...:-((((((((((

  55745

.سسسلاممممم..عاغا ما یه روزماشین و پارک کردیم(فهمیدین ماشین دارم یا بگم باز)پیاده شدیم یهو یه نیسان ازای ابی,ها گروپ اومد زد پشت یه ماکسیما.. ملت همه جمع شدن رارنده ماکسیما پرید پایین وهرچی تونست فهش داد...بعد یه ربع رارنده نیسان پیاده شده با یه قیافه حق به جانب دادزد جوری ماکسیما ماکسیما میکنه انگار سمند زیر پاشه...ملت و میگی,همه:))))مارومیگی درخت کنار خیابون رو گاز گرفتیم...اخه خدااااااا با اینا شدیم 70 میلیون..افق به دادم برس که میخوام محو شم راهی نداره بزار برم

  55743

آقا!(آره دااااش ماباسواتیم) عاقا (اما نه دیگه دراون حد) اصلا بیخیال بذارید بحرفم...
بابااااااااا....یه فکری به حال این زن که این بغله بکنید،داره از دست میره آ!!! حالا از ما گفتن بود.بقران هروقت میام سایت عصابمو میریزه بهم،بابایکی آقایی کنه اشانتیون برش داره دیگه این لامصبو...
مرگ من نگاش کن آدمو از دنیا سیرمیکنه :-0000000000000

  55734

اختصاصــی شِــــــــــــــــــــرِک!
یـه پسـر عمـه دارم وضعیـــــت مـالیـش تـوپٍ،تـوکـار فـرشـم هسـت.
یبـار صـــــب زود دیـدم پیـامـک زده:
سلـام امـــــروز تـا عصـر حتمـاً یـه سـر بـه مـا بـزن.
عصــــــر ســـــاعـــــــت پنـــــج پنجــــــونیـم بـودش کـه رسیــدم اونجـــا،
دیـدم پشـت میـزش نیســــت،
از یکـی کـــارکنـــاش پـرسیـــدم جنــــاب مهنــــدس نیستــــن؟
گفـت شما:گفتم مـن پسـر داییشـم!
گفـت:آهـاااا اقـای مهنـدس گفـت بـودن کـه میـایـن،ایشـون صـب یـه کـاری پیـــش اومـد براشـون رفتـن تـرکـیه!
.......................................................................................................
بیـا طـرف صبـــونـه شو تـو ایـران خـورده نـاهـارشـو تـو استـامبـول،
اون وخ مـا میـخوایـم بـریم تـا امـام زاده داوود اَ دو روز قبلـش سـاک میبنـدیـمٌ تـدارک میـبینیــم!
هععععـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــِییییییی!

  55703

من توبچگیم معکوس بودم‏!یعنی هرچی ازم میخواستن باید برعکسشوبم میگفتن‏!یه بار یه بطری شیشه ای دستم بود خواهرم گفت خیلی قشنگه نشکنیش یه وقت منم جلو چشش به هزارو یک تکه تبدیلش کردم‏!یه بار جلو تی وی یه لیوان آب دسم بود بم گفتن نریزیش رو تلوزیون منم جلوچششون تی وی روآبیاری کردم !خخخخخخخخخخ یه همچین آدمی بودم من‏!‏

  55695

خود درگیریه ممکن وقتی شروع میشه که تو خیابون و سر موتور دکمه شلوارت واشه و تازه گلاب به روتون روم به افق موبایل در حال زنگیدنت راحت از تو جیب در نیاد!

  55691

یکی از تفریحات دوران کودکیمون این بود که دونه انار بگیریم بترکونیم تو چشم دوستامون عجب حالی میداد طرف اشکش در میومد

  55663

آقا به نظر من با این طرز تفکیک کردن دهه ها داره به بعضی ها ظلم میشه
شاید بگید چرا؟:
بخاطر اینکه من اطرافم دهه هفتادی میشناسم که دست صدتا گودزیلا و دهه هشتادی رو بسته
در عوض دهه هشتادی هم میشناسم که از نظر درک کردن میتونه پابه پای یه دهه شصتی باشه
بله!!!

  55651

معلم ریاضیمون تعریف میکنه
پارسال یکی از بچه ها تو کلاس پاک کنشو مینداخته هوا و باز میگرفتتش!
معلممون یهو برگشته بهش گفته: چی کار می کنی؟؟
اونم درومده گفته: هیچی آقا پاک کنم افتاده بود زمین برش داشتم :))

  55649

یکی از بچه ها : آقا زدن کروات حرومه؟؟
معلم : بله که حرومه! اولاْ که نشونه ی آمریکایی بودن هر کسیه کروات زدن!!
بعدشم اصلاْ خود خارجیا هم فهمیدن چیز خوبی نیست! چند وقت پیش شنیدم یک اداره کروات زدن کارمنداشو ممنوع کرده. چون بیخ یقشونو میچسبیده اینا گرمشون میشده کولر روشن میکردن برق مصرف میشده!!!!
حالا فهمیدین که کروات چه قدر بده؟! :))

  55646

امروز یکی از بچه ها گفت خیال کردی خیلی تو ساخت قالب وبلاگ ماهری؟؟
یه قالب ساختم تو کفش میمونی!!
حالا رفتم دیدم یکی از قالبای سال ۸۶ بهاربیستو گذاشته تو وبش............
فقط یه تغییر داده اونم لوگوی سمپاد آبی نفتی رو گذاشته رو یه آدمک سبز!!
اسکار هارمونی رنگ 2013 از دستمون رفت
هر وقت هم که سر به وبش میزنم بازدید اینه!!!
بازدید امروز: 1
بازدید دیروز: 0
افراد آنلاین: 1
به قرآن تا حالا حالت دیگه ای ندیدم :))
بی مزه ام خودتونید!

  55645

امروز سر کلاس کامپیوتر یکی برام یه نامه فرستاد و خلاصه چت کردیم در حد لالیگا
میخوام شرح چت رو بنویسم براتون فیض ببرید!!
اون: اسم مامان فلانی رو بلدی؟؟
من: نه
اون: ئه پس کی میدونه؟ خیلی وضعیت خطرناکه
من: هاشمی دفتر دار مدرسه
اون: چه جوری مخشو بزنم شناسنامه بگیرم؟؟
من: وقتی ناظممون طبقه بالاس برو دفتر به هاشمی بگو ناظم کپی شناسنامه فلانی رو میخواد. ولله تو هم کله ات بوی قرمه سبزی میده ها! آخه بچه به تو چه!!
اون: وضعیت خیلی قرمزه! این راه حلت هم به درد نمیخوره. اگه ناظم از هاشمی پرسید چی؟؟
من: اونا اینقدر مشغولن که وقت سلام و خداحافظی هم ندارن چه برسه به این چیزا!
ولی سه تا پیشنهاد
برو سایت ثبت احوال رو هک کن
غده هیپوفیز ... رو با آمپول هک کن
... رو هیپنوتیزم کن و ازش حرف بکش!
اون: احمق باهات جدی حرف میزنم دهه! خوب یه راه حل درست بگو!
من: برو با خواهرش دوست شو اسم مامانشو از خواهرش بپرس
زنگ بزن به موبایل باباش و بگو از مدرسه زنگ میزنم و با تلفن مدرسه زنگ بزن که شماره مدرسه بیفته. بگو پروندتون گم شده. یه چندتا شماره ملی و اینا بپرش و آخر اسم مامانشو بپرس. باز اگه اسم باباشو میخواستی آسون تر می شد پیدا کرد.
چون مادر توی ایران نقش ارزشی و قضایی نداره به دست اوردنش سخته (چون اسم مادر توی ایران جنبه ی شخصی داره) (چه مفسر بزرگیم من)
ضمنا دیگه راه حلی به ذهنم نمیرسه وگرنه می گفتم. کرم ندارم که الکی جوهر خودکارمو مصرف کنم!! (اند دست و دل بازی!!)
البته یه راه حل به سرش زده که خیلی خطرناکه و منم نمیگم. اصلا به من چه!! من رازدار مردمم. این حرفا هم هیچ جا درز پیدا نکرد!!