يعنى ضايع شدم عيييين چييييى!ميخوام سرمو بزنم ديوارا...
داييمو زن و بچش اومده بودن خونمون عيد ديدنى.تل زنگيد رفتم اتاقم جواب بدم.داشتم با دو
ستم حرف ميزدم يهو زندايى درو باز كرد اومد تو.يه اسكناس دهى نوهم دستش بود.
آغا من پاشدم:اين چه كاريه زندايى بابا من ديگه بزرگ شدم...راضى به زحمتتون نيستم...
زندايى گرامى با يه لبخند محوى رفت سمت كيف دخترش و بلند گفت:ميذارم تو جيب جلويى.
من= :-(((
زندايى= :-)))))))))
فك و فاميل و خانواده بعد از شنيدن سوتيم= :-))))))))))))
دوستم پشت خط= :-)))))
هيچئ ديگه افق كه تكرارى شد مجبورم بمونم تو اتاق!
نمایش مطلب شماره 58542
تاریخ انتشار : فروردين 1392
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
17013
بازدید دیروز: 28011
کل بازدید: 532228543
بازدید دیروز: 28011
کل بازدید: 532228543










