تاریخ انتشار : فروردين 1392
زنگ قرآن داشتيم.يهو معلممون با عينك دودي اومد و گفت بچه ها يه ذره مراعات منو بكنيد به من كمك كنيد من عمل اب مرواريد داشتم.ماهم فكر كرديم چيزي نميبينه.يكي از بچه ها جلو معلم خودشو زززززززززززاااااااااااااااارت رو زمين ول كرد.اين معلمه هم اومد حسابي چپ وراستش كرد گفت فكر كردي من نميبينم؟!
.
.
.
معلمه نا محصوصه ما داريم؟











.gif)
.gif)