پسرخالم کلاس سوم راهنماییه زنگ میزنه خونه دوستش تکالیف مدرسشو سوال کنه
خواهر دوستش گوشیو برمیداره پسرخاله هول (هل ، حل ، حول هرچی.. ) میشه میگه با کی کار داشتین
ملت پسرخاله دارن ما هم داریم ...
خاطرات خنده دار
ترم اول دانشگاه بود که برای آشنایی بیشتر بچه ها، یه اردو ترتیب داده بودن
رفتیم جنگل گفتیم چیکار کنیم که دخترا گفتن بیاین استپ هوایی بازی کنیم
ماهم که از خدا خواسته
از بچه ها یکیشون اسمش میلاد بود و یکی مینا (تشابه تلفظی)
اومدیم که بازی کنیم یکی از بچه ها توپو میندازه بالا میگه مینا
در همین حین دوست اسکل ما (میلاد) اشتباه میشنوه
حالا هر 2تاشون سربالا به دنبال یک هدف واحد میدویدن که ناگهان صدای جیغ مینا به هوا برخواست. اصن یه وضی شد.
بعدا کاشف عمل اومد (اعترافات میلاد) که میلاد فکر میکرده توپو گرفته
استاد ناطق مهدیF16در جلد پنجم دیوانش در مورد خروس های بی محل آورده است:
بسی ناپسند باشد هنگامیکه شخصی در مستراح به سر همی برد شخص دیگری بیاید و در فاصله ی یک متری مستراح قرار بگرفته و در آنجا بماندی!!!خب قربان بند سبیلتان شوم کمی دیرتر بیایید تا شخص درون مستراح مدتی راحت باشد چقد عضلاتش را محکم بگیرد تا از او صدایی برنخیزد.........
به اینگونه اشخاص گویند خروس بی محل
لایک=استاد سخنت همچو گل میباشد
جاتون خالي يه سفر رفته بوديم شيراز، داشتيم تو تخت جمشيد قدم ميزديم،پشت سرمون يه خانواده درحال قدم زدن بودن يه دفعه زنه برگشت به بچه هاش گفت:ببينيد بچه ها،اينا سرستوناي عقابه با گوشاي الاغ!!!!!
یادمه اولین باری که وبلاگ درست کردم دوم راهنمایی بودم....
بعد کلی گشتن یه قالب خوب پیدا کردم بعد شروع کردم به نوشتن...
ینی حرف به حرف خودم تایپ میکردما!!!بعد نیم ساعت که تایپ میکردم مامانم میگف پپاشمو بقیش میموند و دفه ی بع باز از اول!!!!!
بعد حدود6 بار تکرار این چرخه فهمیدم میشه کپی پیست کنم!!!!
یه همچین استعداد درخشانیم من;-D
عاغا ما جلسه اول بود که رفته بودیم بدن سازی. با یه هیکل کبریتی وارد شدیم. لباس پوشیدیم و رفتیم کنار وزنه ها. با وزنه های یک کیلویی میخواستم شروع کنم ولی وزنه کنار ی آدم هیکل درشت آرنولدی بود. رفتم و گفتم ببخشید این وزنه ها رو لازن ندارید. نا کس زد زیر خنده ای شیطانی که تمام سالون رو ور داشت. منم تازه فهمیدم چه گندی زدم. هیچی دیگه برای این که ریا نشه منم با این هیکل کبریتی ی وزنه ده کیلویی بلند کردم که الانم استخونهای بدنم دارن گریه میکنند. ودیگر از ده کیلو متری باشگاه بدنسازی هم عبور نکردم . . .
تو جاده با سرعت 250 داشتم با فرغون كه كشك و پشم بار زده بودم ميتاختم . از جلو يه تريلي اومد كوبيد وسط سپر فرغون . آقا به جون همين پشم و كشكي كه بار زده بودم تريلي با بارش از وسط نصف شدن ولي رانندش شانس آورد. با چشم گريون و آب بينيش كه تا جلو پاش ميومد و ميرفت اومد پايين. وقتي كه اردنگي اولو بهش زدم بيهوش شد منم مجبور شدم طرفو با تريليش بچپونم تو فرغون و ببرمشون ... قصه تازه شروع شده گور پدر كلاغ قصه
يه بار به قصد هواپيما ربايي سوار هواپيما شديم وسط آسمون پنجم براي خلبان تيركمان كشيدم گفتم داش اينجا آخر خطه فرمونو بچرخون سمت برزيل _ هيچي ديگه تا به خودم اومدم مهمانداره خلع تيركمونم كرد و چهار تا چك و يك سر آرنج خوابوند زير چشمم منم بش گفتم كه اين جوري خيلي ضايعمون كردي ضعيفه حداقل بذار يه بوق بزنيم دلمون خوش بشه گفت باشه . منم فكر كردم آدم شده تا دستمو دراز كردم بوق بزنم خلبان پنجره سمت خودشو باز كرد و از هواپيما پرتم كرد بيرون يه راست افتادم قطب جنوب الانم با يه پنگوئن و خرس قطبي و همون سنجاب عصر يخبندون دور هم نشستيم. خلاصه بدبختي داريم ما اينجا با اين سنجاب.
داداشم رفته سربازی واسه معرفی که رفته ازش پرسیدن مشکل قضایی ندارین؟ گفته نه به اون صورت ولی هرچی می خورم سیر نمیشم :|
سلام دوستان
بزرگترین ارزوی بابام اینه 600.000.000.000$ یا بهتر بگم ششصدهزارمیلیارد دلار خدا بهضش بده
بعد هی میگفت ال میکنم بل میکنم و اینا
یهو ابجیم گفت حتما 1000 میلیاردم به من میدی دیگه
اقا بابام گفت نه
انو بابام الکی الکی دعواشون شد
4 روزه باهم حرف نزدن
خداییش ببینید جوگیری در چه حد!!!!
فــــــــــــــیـلم ســــــینمایی"بازگــــــشــت گــــــــــــــوجـــــــــه"
اکران همه روزه در تمامی سبزی فروشی ها...
بچه ها گوجه تو تبریز 2500 شد.ما هرچی تو این مدت گوجه نخورده بودیم همه رو از دیروز جبران کردیم.
شهر شمام ارزون شده؟اگه نه من برا سفارشای بالای صد کیلو ارسال رایگان دارم از اینجا
البته کیلویی 3 تومن!! خخخخخخخخخخخخخ
کی میخواد؟
خواهرم استاد دانشگاس ....فهمیدین چه خانواده بافرهنگی دارم یا بازم بگم ؟؟! اقا شادو شنگولو با اعتماد به نفس کامل رفتم سرکلاسش یه نیمساعتی نشستم دیدم خسته شدم آخه من از شیمی چیزی حالیم نمیشه همه ساکت بودن اجیمم داشت پای تخته فرمولارو مینوشت یهو با صدا بلند گفتم : اااوووستاااااد مدل بابا شاهی منتظر بودم بگه بفرمیوو ولی در کمال ناباوری بیرونم کرد !!!!!! کصصصافط .... دیگه روم نمیشه برم دانشگاه .....
رفتم فروشگاه یه لباس صورتی را پسندیدم ....
به فروشنده گفتم آقا لطفاً اون بلوز صورتی را بیارید
پسره با یه قیافه هاج و واج من را نگاه میکنه
پسره : خانوم کدوم ؟؟؟؟
من: همون بلوز صورتیه که کنارش یه پیراهن قرمزه
پسره(همراه با لبخند): خانوم اون سفیده
و این طوریه که من چند ساعته دارم دنبال جاده ی افق میگردم تا محو بشم
اندرحکایات اعترافات من...
بیست لیتر نفت تو حلقم اگه دروغ بگم
یکی از اعترافات من اینه وقتی که بچه بودم(4سالم بود)خیلی تشنم بود بدون توجه رفتم یه استکان اب که رو ظرفشویی بود خوردم ولی بعدا با کمال تعجب فهمیدم که اب نبود نفت بودکه خوردم و بیهوش شدم.
لایک =چه جوری زنده موندی تو؟با یه کاسه ماست که ریختن تو حلقم.
گرز رستم در حلق حکیم باد گر دروغ گوید:
آورده اند که:
در روزی از روزها حکیم سخنور مهدیF16در بوستان سر کویشان با یاران خود به توپ بازی مشغول بودندی که یک دوشیزه هلو صفت از بین محفل آنان رد بشدی....................پوزش میخواهم گر دیر ادامه داستان را به قلم آراستم مستراح همی بودمی....................آری حکیم نیز با دیدن دوشیزه هلو صفت به وی بگفتی که:تو مخاطب خاص نیکی برای من خواهی بود و از این سخنان................حکیم که به سرای خویشتن برگشتندی آن دوشیزه را بدیدی و از کرده خود پشیمان بشدی(اری آن دوشیزه دختر خاله مادر حکیم بودی)
حکیم تا تو باشی که دگر مخاطب خاص نخواهی...............به خدا سوگند که ارزش ندارد به پر کاهی
لایک=طب(طبع)شعریت در حلقم ای حکیم
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 27359
کل بازدید: 532271751










