تاریخ انتشار : فروردين 1392
تو جاده با سرعت 250 داشتم با فرغون كه كشك و پشم بار زده بودم ميتاختم . از جلو يه تريلي اومد كوبيد وسط سپر فرغون . آقا به جون همين پشم و كشكي كه بار زده بودم تريلي با بارش از وسط نصف شدن ولي رانندش شانس آورد. با چشم گريون و آب بينيش كه تا جلو پاش ميومد و ميرفت اومد پايين. وقتي كه اردنگي اولو بهش زدم بيهوش شد منم مجبور شدم طرفو با تريليش بچپونم تو فرغون و ببرمشون ... قصه تازه شروع شده گور پدر كلاغ قصه











.gif)
.gif)