دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 62955

تاریخ انتشار : فروردين 1392

يه بار به قصد هواپيما ربايي سوار هواپيما شديم وسط آسمون پنجم براي خلبان تيركمان كشيدم گفتم داش اينجا آخر خطه فرمونو بچرخون سمت برزيل _ هيچي ديگه تا به خودم اومدم مهمانداره خلع تيركمونم كرد و چهار تا چك و يك سر آرنج خوابوند زير چشمم منم بش گفتم كه اين جوري خيلي ضايعمون كردي ضعيفه حداقل بذار يه بوق بزنيم دلمون خوش بشه گفت باشه . منم فكر كردم آدم شده تا دستمو دراز كردم بوق بزنم خلبان پنجره سمت خودشو باز كرد و از هواپيما پرتم كرد بيرون يه راست افتادم قطب جنوب الانم با يه پنگوئن و خرس قطبي و همون سنجاب عصر يخبندون دور هم نشستيم. خلاصه بدبختي داريم ما اينجا با اين سنجاب.