یادش بخیر ترم دوم بودیم سر کلاس آز جانورشناسی 1
استادمون(آقای براهویی) داشت میگفت که ساعت کلاسو عوض کنیم و . . .
یه ساعتیو تعیین کرد بعد گفت موافقید یا نه
بعضیا میگفتن آره بعضیا میگفتن نه
یکی از دخترای همکلاسیمون اسمش آلیه هستش(اگه الان اینو میخونه منو ببخشه)
توی اون همهمه من داشتم داد میزدم عالیه عالیه!!!!!!!!!!!
منظورم ساعت کلاس بود
یهو دیدم اون همکلاسیمون داره چپ چپ نیگام میکنه
يهودمو زدم به اون راه ولی خدا میدونه از خجالت مایع ظرفشویی شدم رفتم تو زمین
خاطرات خنده دار
یادتونه بچه ک بودیم تا میرفتیم حمام با ی تیکه لباس جلوی راه آبو میبستیم که آب جمع بشه مثلا شنا کنیم؟؟؟
هییییییی روزگااارر
از اونجا ها به اینجا رسیدیما......
سلام این اولین نوشته منه
یادم کلاس دوم راهنمایی یه معلم دینی داشتیم که هر بار امتحان می گرفت اونایی که نمره زیر ده می گرفتن رو تنبیه می کرد( با چوب) منم که یادش به خیر اون موقع ها مثلا درسم خوب بود و هیچ وقت زیر 15 نمی گرفتم. آقا یه روز معلم برگه های امتحانی رو آورد سر کلاس و گفت اونایی که نمرشون بلای 15 شده بیان پای تخته. منم که 17 شده بودم رفتم. کلا 6 نفر بودیم که بالای 15 شده بودیم. یه دفعه معلمه برگشت رو به ما گفت دست راست بالا... آقا اون روز بد جور تنبیه شدم بعد که دلیل اینکار رو از معلم پرسیدیم گفت از این به بعد اونایی که بالای 15 می گیرن تنبیه می شن! چون همکلاسیاتون درس نمی خونن! بعد رو کرد به بقیه بچه ها و گفت دفعه بعد اگه باز نمره بد بگیرید اینارو تنبیه می کنم!
شما بگید اینم معلم متفکر بود که ما داشتیم؟!
لایک= آره افلاطونی بوده واسه خودش!
روز معلم واسه دبیر ادبیاتمون یه بسته خودکار speed (25 تایی) خریدیم گذاشتیمش تو جعبه ادکلن وقتی اومد کلاس دادیم بهش و گفتیم باز کنید!باور کنید با یه شوقی باز می کرد تا به ادکلن برسه ما خودمون شک کردیم که تو جعبه چی گذاشتیم ولی وقتی بازش کرد و متوجه شد قضیه از چه قراره گف :گار خوبی کردین من خودم تو خونه از اینا دارم و کلاس را ترک کرد!!!!!!
عاقا پارسال امتحان ترم 2 زبان داشتیم منم که نخبه کلاس!!!امتحانا همش ساعت 10 بود این ساعت 8!!! مام خیلی ریلکس راس ساعت 7 و نیم تو خیابون داشتیم میرفتیم واسه امتحان !!! بچه هام مارو میدیدن و هی لبخند ژوکوند میزدن!$!(کصافتا) وقتی رسیدم دم مدرسه ... فقط بگم تا حالا تابستونم رنگ قهوه ای گرفته!!!!!!!!
سلاملکم بر و بکش باحال ماحال
عاغا روز معلم جاتون خالی یه جشنی واس معلم جغرافیمون گرفتیم ک نگووووو.....
معلم اومده بود سر کلاس و بچه ها برف شادی رو پاشیدن تو صورتش و یه دفه یه بچه ها با فشفشه و رقص اومد تو کلاس و جرقه ی فشفشه افتاد رو صورت معلم و...
بعلههههههه برف شادیا اتیش گرف خخخخخخخخ.یه بچه ها هول شد و ساندیس پاشید تو صورت معلم ک اتیش خاموش شه...
معلمم ریشاش سوخت و بوی کله پاچه کلاسو برداشت و معلم بی جنبمون رف بالا سر کیک و دست کشید رو صورتش و ریشای سوختشو ریخت رو کیک....
تازه از همه نمره کم کرد
معلم::-)(
بچه های کلاس:_(
سازمان حمایت از دانش اموزان:حقتونه کفاصطااااا....
دوران دبیرستان یخورده شیطون بودم.یروز ساعت 6:30صبح مثل دیونه ها پاشدم رفتم دم مدرسه یه تیکه چوب کردم تو قفل مدرسه.آخه ساعت اول امتحان ریاضی داشتیم.جونم براتون بگه که تا ساعت 10نرفتیم مدرسه.خیلی حال داد.اینجوری نیگام نکنید معذب میشم.
یادش بخیر،یه زمانی 4jok لایک نداشت
سلام اين پست دوممه
من يك روز رفتم دانشگاه امتحان ميان ترم داشتم . يكم دير رسيدم سر كلاس . رفتم داخل ديدم بچه ها نشستن و يكي از اين دختر حدود بيست ساله داره واسه خودش قدم مي زنه گفته بهش خانم خوشگله استاد نيومده . بعد گفت بشين تا بهت برگه رو بدم
مديونيد اگه فكر كنيد برگه سفيد تا گفت بنويس بعد صفر رد كرد
آخه اين دانشگاست ما داريم من با ميانترم 6 -- 0-*
من و دوستم برای کاهش هزینه وقتی با هم کار داریم زنگ میزنیم خونه هم،فقط قبلش هماهنگ می کنیم که خودمون گوشی رو برداریم ....
یه بار ساعت ۱۱ نیمه شب می خواستم زنگ بزنم(قبلش هماهنگ کرده بودم خودش گوشی رو برداره) ....
مادرم گفت پسر این وقت شب می خوای به کی زنگ بزنی؟
منم گفتم دلم واسه یکی از دوست دخترام تنگ شده می خوام بهش زنگ بزنم!!!
مادرم همین طوری با یه لبخند وایساد من رو نگاه کرد منم واسه اینکه کم نیارم زنگ زدم ...
تا یکی گفت بله منم گفتم سلام عزیزم ... خوبی؟
گفت شما ....
چشتون روز بد نبینه صدای این رفیق ما خیلی شبیه باباش بود!!!
اون موقع یه دفعه دستشویش گرفته بود و رفته بود دستشویی و باباش گوشی رو برداشته بود ....
خنده در خانه ما و خانه انها سرازیر شد!
البته واسه من خجالت هم سرازیر شد ....
...-_-_-_-O_o-_-_-_-...
تــا پــارســآل فــکـــ مــی کــردم شــعــر ســر زد از افــق رو فــردوســی یــا حــافــظـ گــفــتــه!!!
(بــآ ایــنـکــه آخــر شــعـر مـیــگـه جـمــهـوری اســلـآمــی ایــرآن)
× لـایــکــو لــتـفـن بــا گــوشـتـــ کــوبــــ بــکــوبـــــ ×
یه شب بارفیقام با موتور داشتیم دور میزدیم
۴ نفر بودم با ۲تا موتور
اون ۲تا رفیقم از ما جلوتر حرکت میکردن وقتی که ازشون سبقت میگرفتیم پس گردنشون رو میزدیم چند بار اینکارو کردیم
یجایی ازشون خیلی فاصله گرفتیم تا تو یه جاده تاریک بهشون رسیدیم
رفیقم بم گفت اماده باش ایندفعه با تمام زورمون بزنیم پس گردنشون
منم تمام قدرتم رو جم کردم وقتی که داشتیم ازشون سبقت میگرفتیم اونقدر محکم زدم که دستم درد گرفت
دیدم یهو رفیقم دور زد چراغو خاموش کرد هرچی میتونست گاز میداد بهم گفت سرتو بیار پایین نبیننمون
گفتم مگه چی شده؟
گفت پس گردن اونایی که زدیم غریبه بودن رفیقامون نبودن
منو میگی هم خندم گرفت هم هنگ کرده بودم
شانس اوردیم در رفتیم وگرنه معلوم نبود چه بلایی سرمون میومد ....
میرفتم اموزشگاه رانندگی اقا این مربیه مااز هم روز دوم این تابلوی روی سقف رو برداشت مارو برد مسافرکشی تازه بنده خدا بنایی هم داشت هر روز مارو یا می برد مصالح فروشی یا بچه های مشهد میدونن می برد خین عرب بازار اهن فروشها اهن بخره ولی به جای 2 ساعت 3.5 ساعت درروز اموزش میدیدم اینقدر حال میداد یک اموزشهای میداد حیف الان محدودیت ارسال دارم بعدا میگم
کلاس اول راهنمایی بودم یک معلم حرفه و فن که چی عرض کنم معلم اجتماعیمون هم بود وقتی که باهاش درس داشتیم کل کلاسو میبرد تو کارگاه 2 تا کیسه گونی پر لوازم تیکه تیکه ی 3 راهی برق میاورد بعد میگفت هرکی بیشتر سر هم کنه نمرشو خوب میدم هنوز پلاستیک و مارک هم میاورد میزدیم بهش پلمپ هم میکردیم میبرد بازار ولی خداوکیلی مثل زندان تو اون یکسال کار اموزی کردیم فقط فرق این با اون اینه که هیچی پول بهمون نمیداد بیگاری میکشیدیم تا نمره بگیریم
امروز نشستیم بعد عمری با ددی ومامی اهنگ گوش کنیم,هم زارتی زد اهنگ تتلواومد,مامانم:بهنازاین تاتالوست؟من:خخخخ نه مامی تتلو,بابام:بهناز این تاتالوست چراانقدردروغ میگی؟من:وا بابا خو تتلودیگ...حالا اومده قسمتی از اهنگ ک میگ(داره میترکه مخم)مامی وددی ماهم همچین رفتم تو نخ اهنگه بعدمامیم میگ خو خاک برسرت کنن انقد چرت و پرت نگو ک مخت نترکه,بابام:وا خو ب توچه ک دخترمردم چجوری لباسشومیبنده!!!یعنی من دیگ ترجیح دادم حرف نزنم!حالااهنگ تموم شده بابام میگ بهناز خاک برسرت کنن دیگ تاتالو گوش نمیکنی!خخخخخخ یعنی من چجوری برم خودمو ترور کنم عایا؟:)...
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 22953
کل بازدید: 532387794










