ح

حامد

@پوها · ۵۱ امتیاز

★★★★★ ۵ از ۵ (۲ رأی)

پ
پوها ۱۰ سال پیش
جوک

به مولا خودم دیدم با همین دوتا چشمام دیدم که دختر متولد نیمه دوم 86 پست گذاشته : " آقامون میگه من همه دنیاشم " !!!!!!!!!
آره به موت قسم یه همچین موردی داشتیم.
من !!@@!!
عاشقا !!*-*!!
دخترای دم بخت !!##!!
لایک نمی خوام فقط سرجدت تونستی مطلب رو حزم (هضم) کنی؟

پ
پوها ۱۰ سال پیش
جوک

یه سلامی هم بکنیم خدمت تمام دهه ی شصتیای محترم و پیشگام...
دهه هفتادیا اومدن اوضاع بدک نبود بازم قابل تحملن...
دهه هشتادیا ( گودزیلاها ) اومدن ، اوضاع کلن بهم ریخت ...
حالا موندم دهه نودیا ( یه جورایی بچه های خودمون ) رو کجای دلم بزارم آخه؟؟؟
ما که رفتیم و فضای مجازی رو به امانت بدست شما می سپاریم. ( خدایی به گند نکشیدش!!!)
دهه ی شصتیا چند نفریم ؟؟؟

پ
پوها ۱۲ سال پیش
جوک

شب عید آمده ای هم وطن باز
کنون گویم دم گوشت یکی راز
که اینجانب ندارم هیچ پولی
کنم از پسته و آجیل دوری
خرید البسه مالیده امسال
کنم سر با لباس هایم ز پارسال
ولی دردا عیال بنده زوری
بخواهد مانتو و شلوار فوری
یکی از بچه هایم کفش خواهد
یکی دیگر کلیپس و شال خواهد!
پسر دارم پسر در حد گلزار
بخواهد پالتو و یک کت و شلوار
چه خاکی بر سرم ریزم من اکنون
خدایا من نه بیل گیتسم نه قارون!
چه جایز تعلل گر که یک ثانیه
روم تا فروشم یکی کلیه!
خدیا کمک کن در این قال و قیل
بمانم , بینم, شود سال تحویل!
شاعر: پوها

پ
پوها ۱۲ سال پیش
جوک


"نوید سبد کالا"
نور باران کنم آن باد صبا را
که بیاورده نوید سبد کالا را
گویم ار زشت نباشد بروم در صف آن
که به دنیا ندهم لذت این رویا را
گشتم اندر صف آن یک دو سه روزی علاف
تا که دادند به من آن گوهر اعلا را
جمع شد در دیده ام اشکی ز سر شوق
من چه بودم که شدم لایق این کالا را
ای که بر تو نگرفته ست تعلق سبدی از کالا
برو در خواب ببینی تو دگر آنها را
شاعر: میرسبد کالازاده . کلیپس دختر بزرگ مش رجب تو حلقتون اگه لایک نکنید.

پ
پوها ۱۳ سال پیش
جوک

همین دیروز بود... دقیقا همین دیروز رفتم خونه داییم که یه گودزیلای 5 ساله دارن. جمعیت فک و فامیلم گوش تا گوش نشسته بودن. برگشتم به گودزیلاهه گفتم خوبی عمو؟ با یه قیافه ایی که انگار 80 سالش گفت شما بهتری!
این افقی که بچه ها میگن کجاست برم توش محو شم؟

پ
پوها ۱۳ سال پیش
جوک

سلام این اولین نوشته منه
یادم کلاس دوم راهنمایی یه معلم دینی داشتیم که هر بار امتحان می گرفت اونایی که نمره زیر ده می گرفتن رو تنبیه می کرد( با چوب) منم که یادش به خیر اون موقع ها مثلا درسم خوب بود و هیچ وقت زیر 15 نمی گرفتم. آقا یه روز معلم برگه های امتحانی رو آورد سر کلاس و گفت اونایی که نمرشون بلای 15 شده بیان پای تخته. منم که 17 شده بودم رفتم. کلا 6 نفر بودیم که بالای 15 شده بودیم. یه دفعه معلمه برگشت رو به ما گفت دست راست بالا... آقا اون روز بد جور تنبیه شدم بعد که دلیل اینکار رو از معلم پرسیدیم گفت از این به بعد اونایی که بالای 15 می گیرن تنبیه می شن! چون همکلاسیاتون درس نمی خونن! بعد رو کرد به بقیه بچه ها و گفت دفعه بعد اگه باز نمره بد بگیرید اینارو تنبیه می کنم!
شما بگید اینم معلم متفکر بود که ما داشتیم؟!
لایک= آره افلاطونی بوده واسه خودش!