دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 74348

تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392

یادش بخیر ترم دوم بودیم سر کلاس آز جانورشناسی 1
استادمون(آقای براهویی) داشت میگفت که ساعت کلاسو عوض کنیم و . . .
یه ساعتیو تعیین کرد بعد گفت موافقید یا نه
بعضیا میگفتن آره بعضیا میگفتن نه
یکی از دخترای همکلاسیمون اسمش آلیه هستش(اگه الان اینو میخونه منو ببخشه)
توی اون همهمه من داشتم داد میزدم عالیه عالیه!!!!!!!!!!!
منظورم ساعت کلاس بود
یهو دیدم اون همکلاسیمون داره چپ چپ نیگام میکنه
يهودمو زدم به اون راه ولی خدا میدونه از خجالت مایع ظرفشویی شدم رفتم تو زمین