دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 74907

تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392

عاغا ی هفته پیش ساعتای 1ظهر بود میخاسم برگردم خونه هواهم خیلی گرم بود خلاصه سوار اتوبوس شدم یه بیس دقیقه هم تا خونه راه بود منم ی جا پیدا کردم نشسم:))))))))
صندلی ک روش بودم از اونا بود ک رو ب سمت خانوماس،ایسگاه بعد اتوبوس خیلی شلوغ شده بود همه هم خسه از کار برگشته بودن هیشکی حرف نمیزد همه تو حال و هوای خودشون بودن بعضیاهم خواب:)))))
منم نیمه خواب بودم ی دفعه دیدم ی حشره سبز رنگ بال بال زنان با ناز و عشوه اومد رو میله بالا سر من نیشس منم ک از انواع و اقسام حشره و جک و جونور اعم از سوسکو ملخو مارمولکو و... میترسم:(((((((((
پیش خودم گفتم عیب نداره حواسم هس چن مین گذشت اوتوبوس ساکت بود منم بدجور خابم میومد غرق رویاهام شدم ک این حشره کصافطط پرواز کرد اومد بیس سانتی من منم تا اینو دیدم ناخودآگاه جیـــــــــــــــغ این کلیا شرو کردم به دست و پا زدنD: حالا چرا جیغ خو زشته پسر جیغ بکشه:(
عاغا یه لحظه به خودم اومدم دیدم همه نیگاها ب سمت منه:(( هیچوقت اشاره و پوز خندای مردمو فراموش نمیکنم، فک کن اتوبوس ساکت یهو جیغ کشیدم بعضیا فک میکردن مونگولم.....خیلی لحظه سنگینو سختی بود دوس داشتم شیرجه بزنم بیرون اتوبوس داشتم اب میشدم هیچ راهی نبود تو ایسگا ک وایساد منم مث غزال تیز پا پریدم بیرونو تو اون گرما تا خونه چار نعل دوییدمو به خودم فش دادم...!!